[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

۱ تیر ۱۳۶۹

[حذف شده]

اینجانب محمدعلی خانی پور، از خانواده مسلمان بسیار متعصب ساکن رودسر بفیض ایمان نائل شدم، مدت بیست سال سابقه خدمت صادقانه در آموزش و پرورش بعلت بهائی بودن پاکسازی شدم. در ایامی که مغازه‌های احبای تنکابن و حومه را غیرمجاز بسته بودند، این‌جانب نیز جهت امرارمعاش بدستفروشی در تنکابن پرداختم و بهمین علت در تاریخ ۱۱ دی ۱۳۶۶ به‌وسیله مأمورین سپاه پاسداران تنکابن شناسایی و بازداشت شدم و مورد ضرب و شتم و اهانت قرار گرفتم. لوازم دست‌فروشیم را مقداری حیف و میل و مقداری را هم بجبهه جنگ فرستادند.

اینجانب بر اثر تظلمات مکرّر بمقامات کشوری از آن جمله دادسرای نظامی ساری که شعبه‌ای از آن در چالوس می‌باشد احکامی صادر شد از اینکه وجه اثاثیه‌ام را به من بپردازند و هر بار که با در دست داشتن رونوشت حکم به رئیس ستاد جذب و هدایت کمک‌های مردمی مراجعه می‌نمودم به علت حمایت امام‌جمعه تنکابن از دریافت وجه محروم می‌شدم. در حقیقت احکام صادره ‌بوسیله دادسرا از جانب امام‌جمعه بعلت نفوذ و اقتدارش وِتو می‌شد.

اما این‌جانب از عدم نتیجه مأیوس و از تهدیدات آنان نیز خائف نبودم و با توکل به ذات اقدس ابهی تظلمات کتبی و حضوری را در وزارت کشور و استانداری ساری و جاهای دیگر ادامه دادم تا اینکه اخطاریه مورخه ۲۰ فروردین ۱۳۶۹ دادگاه کیفری تنکابن بدستم رسید. در همین ایام معاون قضائی سپاه پاسداران تنکابن در سلمان شهر اینجانب را ملاقات نموده و با فروتنی از اینجانب عذرخواهی نموده و اظهار داشت که امام‌جمعه تنکابن مبلغ شش (۶) هزار تومان برای تو فرستاده که رضایت دهی امّا اینجانب چون تمایل داشتم موضوع در دادگاه کیفری مطرح و انعکاس یافته و تشکیل پرونده شود درخواست او را نپذیرفتم و در تاریخ یاد شده در دادگاه کیفری حضور یافتم. ماجرا را ‌باختصار جهت رئیس دادگاه تشریح کردم و او شدیداً تحت تأثیر قرار گرفت. متشاکی و مقصّر اصلی نیز که در جلسه دادگاه حضور داشت و متواضع و فروتن بود. ضمناً در جلسه دادگاه تعداد هشت نفر دیگر غیر بهائی حضور داشتند که آنان نیز از سپاه شاکی بودند و آنان نیز مورد ضرب و شتم قرارگرفته بودند.

متشاکی اظهار داشت که وجه لوازم بیش از شش هزار تومان نبود. چون ما یک نفر بازاری را آورده بودیم و او این مبلغ قیمت‌گذاری نموده بود. رئیس دادگاه نیز فرمود که بازاری در قیمت‌گذاری اشتباه نمی‌کند اجناست همین مقدار است بگیر و رضایت بده. در پاسخش اظهار داشتم مسلّم شد که نسبت به اینجانب ظلم و بیعدالتی شده و طبیعی است کسانیکه این‌گونه بی‌مهری نموده‌اند داور آن‌ها نیز در قیمت‌گذاری اجناسم جانب عدالت را رعایت نخواهد نمود.

ضمناً خودم در چنین شرایط نامطلوبی که برایم وجود داشته با مشکلی فراوان توانستم حق خودم را ثابت کنم چگونه می‌شود که بیش از حق خود مطالبه نمایم. این پاسخم موردقبول دادگاه قرار گرفت. به متهم گفت که حق ایشان بیش از شش هزار تومان است باید بپردازی او گفت مربوط به امام‌جمعه است چون برای امام‌جمعه تلفن نمودند او از دادن بیشتر از این مبلغ شش هزار تومان خودداری نمود در این موقع رئیس محترم دادگاه فرمود ثابت و مسلّم شد که حقت بیش از این مبلغ است از تو خواهش می‌کنم بقیه را هر چه هست به خدا واگذار کن و رضایت بده.

ناگفته نماند که همین مبلغ را امام‌جمعه تنکابن بر اثر تأکید و فشار مستمر دادگاه نظامی حاضر شد بپردازد و این برایش بسیار دشوار و غیرقابل تحمّل بود. بنابراین سخن رئیس محترم دادگاه که فرموده بود به خدا وا‌گذار کن برایم بسیار حائز اهمیت بود و نتیجه مطلوب به دست آمده بود؛ زیرا در ابتدا حدود سه سال قبل به جرم خدانشناسی و بهائی بودن بازداشت و مورد ضرب و شتم قرار گرفتم پس از سه سال تظلم و دادخواهی مستمر اعتقاد اینجانب به ذات غیب الهی در جمع عده‌ای مورد تأیید رئیس محترم دادگاه قرارگرفته و آن جو نامساعد نیز که برطرف شده و از فضل حق گشایشی حاصل شده بود خواهش ایشان را پذیرفته و رضایت دادم و این تظلّم و دادخواهی به نحو بسیار مطلوبی خاتمه یافت.

 

با تقدیم احترام

محمدعلی خانی پور

[امضا]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]