[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

 

[برگرفته از سایت:] بی‌بی‌سی فارسی

[تاریخ:] ٢۵ تیر ١۴٠٠ – ١۶ ژوئیه ۲۰۲۱

 

کارزار مبارزه با 'نفرت‌پراکنی و دروغ‌پردازی سازمان‌یافته' علیه بهائیان

به دعوت جامعه جهانی بهائیان و فعالان حقوق بشر، از دیروز کمپینی برای مقابله با نفرت‌پراکنی و دروغ‌پراکنی علیه بهائیان در ایران به راه افتاده است.

کاربران شبکه‌های اجتماعی، به ویژه توییتر عصر روز پنجشنبه ۱۵ ژوئیه در حمایت از این کارزار با هشتگ‌های #ایران_بدون_نفرت و هشتگ "StopHatePropaganda"، آن را برای ساعاتی به یکی از ترندهای توییتر تبدیل کردند.

یک هفته پیش، جامعه جهانی بهائی با انتشار بیانیه‌ای از نهادهای بین‌المللی و کشورهای مختلف خواست که حکومت ایران را برای "کارزار نفرت‌پراکنی علیه بهائیان" بازخواست کند.

در این بیانیه آمده بود "در ماه های اخیر، کارزار نفرت پراکنی و پروپاگاندای حکومت که بیش از چهار دهه قدمت دارد به مراحل جدیدی وارد شده و پیچیدگی و میزان آن به شدت افزایش یافته است."

سازمان عدالت برای ایران که در زمینه حقوق بشر در ایران فعالیت می‌کند در توییتی در حمایت از این کمپین گفته استد: از آغاز استقرار جمهوری اسلامی تاکنون، کارزار نفرت پراکنی و پروپاگاندا علیه دیانت بهائی و پیروان آن در رسانه‌های حکومتی ادامه داشته است. جمهوری اسلامی تلاش کرده بهائیان را به عنوان مردمانی پلید و فاقد صفات انسانی جلوه دهد تا بستر اجتماعی برای سرکوب و افزایش فشار بر آنان را فراهم کند."

تعداد زیادی از شهروندان غیربهایی و فعالان حقوق بشر و نمایندگان پارلمان اروپا و کانادا هم در حمایت از این کارزار توییت کردند و به دروغ‌ها و نفرت پراکنی که علیه بهائیان در میان جامعه رواج داده شده، اشاره کردند و از حکومت ایران خواستند به آزار بهائیان پایان دهد.

کری دیوت، عضو پارلمان کانادا در پیامی ویدئویی گفت: "آزادی دین و عقیده یکی از پایه‌ای‌ترین اصول مدنیت است. سرکوب دینی بهائیان باید پایان یابد."

نادین مائزا، رئیس کمیسیون آزادی مذاهب در آمریکا "خبر افزایش نفرت پراکنی ها علیه بهائیان در رسانه های حکومتی ایران را بسیار نگران کننده" خواند. او گفت: "ایران باید آزادی دین و عقیده را برای بهائیان و سایر اقلیت های دینی ایران تضمین کند."

استفن لارنس، شهردار دوبو در استرالیا هم گفت: "جهان مدتهاست از آزار و سرکوب بهائیان در ایران مطلع است اما اوضاع در حال وخیم تر شدن است. او گفت: "پروپاگاندای نفرت روز به روز در حال افزایش است و خوب می‌دانیم که این نفرت پراکنی ها به چه ختم خواهد شد."

مهرانگیز کار، حقوق‌دان که در سال‌های اول انقلاب به عنوان وکیل پرونده بسیاری از بهائی‌ها را پیگیری می‌کرد در فیسبوک خود نوشت: "بهائیان ایران مردمانی صلح دوست و شکیبا هستند که حکومت ایران و شاخه های فرهنگی و سیاسی آن بی وقفه بر ضد آنها نفرت پراکنی می‌کند."

سعید دهقان، وکیل دادگستری در توییتی نوشت: "حتی یک شهروند بهائی ندیدم که به شهروندان مسلمان توهین کند، اما بسیار قاضی مسلمان دیدم که بهائیان را «نجس» و حق‌الوکاله فرضی را نامشروع می‌دانستند!"

در میان توییت‌هایی که نفرت‌پراکنی و دروغ‌پردازی علیه بهائیان را که اخیرا به طور سازمان یافته افزایش یافته، محکوم کردند، تعدادی از بهائیان یا کسانی که در خانواده بهائی بزرگ شدند، تجربه‌های شخصی خود را از این آزارها بازگو کردند.

بازیگر بریتانیایی ایرانی: نفرت پراکنی باید متوقف شود

امید جلیلی، بازیگر و کمدین بریتانیایی ایرانی هم به این کمپین پیوست.

او که در بریتانیا چهره‌ای شناخته شده است، در ویدئویی در توییتر به خانواده بهایی خود اشاره کرد و گفت که بهائیان بزرگترین اقلیت مذهبی در ایران هستند که تحت تعقیب و فشار قرار دارند.

به تجربه شخصی خود اشاره کرد و گفت که زمانی که در دانشگاه در بریتانیا، با تعدادی از دانشجویان ایرانی یک تیم فوتبال داشتند، به محض اینکه آنها میفهمند که او بهایی است از تیم فوتبال دانشجویان ایرانی کنارش می‌گذارند.

آقای جلیلی می‌گوید: "من را طرد کردند و طی سه سالی مانده از دانشگاه هم هرگز با من تماس نگرفتند."

او چند نمونه از نفرت پراکنی که توسط افرادی که به عنوان کارشناس در رادیو و تلویزیون ایران علیه بهائیان نفرت پراکنی کردند را پخش کرد و گفت که البته که تجربه من در مقابل آنچه که این افراد میگویند چیزی نیست.

این بازیگر با دعوت به شرکت در این کمپین گفت: "نفرت پراکنی درباره هر کسی و در هر کجای دنیا اقدامی غیر قانونی است و باید متوقف شود."

پن دایتون بجلی، بازیگر آمریکایی هم در یک پیام ویدئویی از این کمپین حمایت کرد. او در سریال‌های "گاسیپ گرل" و "یو" بازی کرده است.

بجلی می‌گوید: "بهائیان در ایران هدف نفرت پراکنی رسانه های حکومتی و ماموران آنها در شبکه های اجتماعی هستند و در گذشته هدف محرومیت اقتصادی، شکنجه و حتی اعدام بوده‌اند."

او خواهان پایان یافتن این اقدامات شد.

سرنوشت بیمارستان میثاقیه در تهران: 'از مصادره، تا آدم‌ربایی و قتل"

سایت آسو، به بهانه این کارزار در فیلمی به بیمارستان میثاقیه تهران که به وسیله جامعه بهائیان در ایران اداره می‌شد و پس از انقلاب مصادره شد و سرنوشت کارکنان آن پرداخته است.

بیمارستان میثاقیه در سال ۱۳۳۰ توسط عبدالمیثاق میثاقیه تاسیس و به همت جامعه‌ بهائیان ایران اداره می‌شد اما در سال ۱۳۵۹ این بیمارستان مصادره شد و به نام مصطفی خمینی، پسر آیت الله خمینی، نامگذاری شد.

پس از مصادره این بیمارستان همه پزشکان و کادر این بیمارستان که بهایی بودند، اخراج شدند و حتی حقوق بازنشستگی کارکنان هم از آنها گرفته شد.

دکتر منوچهر حکیم، رئیس بیمارستان و عضو هیات موسسان در دی ماه ۱۳۵۹ در مطب خود با شلیک گلوله به قتل رسید و خانه و تمام دارایی های او مصادره شد.

دکتر حسین نجی و دکتر منوچهر قائم مقامی، دو تن از اعضای هیات موسسان این بیمارستان بودند که در سی مرداد ماه ۱۳۵۹ در جریان جلسه محفل بهائیان با هجوم افراد مسلح به همراه ۹ نفر دیگر ربوده شدند و هنوز هیچکدام از اعضای خانواده و دوستان از آنها خبری ندارند.

''''بچه ها اخراج، بزرگترها ممنوع الکار''''

شبنم طلوعی، بازیگر ایرانی هم درباره تجربه کودکی خود نوشته: "اولین بارکه به دلیل سوالم در مورد حقوق اقلیتها، گزارش‌شدکه مشکوکم و اخراج شدم ۱۱ سالم بود. ۲۲سال بعد مردی بهم می‌گفت: «شماها» رو از بچگی برای جاسوسی اسراییل تربیت می‌کنن. کاری می‌کنیم که برای خرید یه نون به دردسر بیفتی. هنوز هم بچه ها اخراج می‌شن و بزرگ‌ها ممنوع الکار."

آیدا حق‌طلب هم در توییتی با اشاره به تبلیغاتی که در ذهن کودکان علیه بهائیان شده بود نوشته: "سوم دبستان که بودم همکلاسی‌ام می‌خواست از زیر مانتو دمم را ببیند. چند سال پیش در فنلاند هم‌دانشگاهی‌‌ ایرانی‌ام که فوق‌دکترا می‌خواند ازم پرسید که چرا بهائی‌ها با محارمشان ازدواج می‌کنند. نسل اندر نسل قربانی چنین نفرت‌پراکنی‌ عمیقی هستیم..."

شکیب نصرالله، روانشناس در توییتی نوشته است: "در تمام دوران مدرسه‌ام ترسیدم: از معلمی که تهدید به قتل بهائیان می‌کرد و نمی‌دانست منِ بهائی هم در کلاس‌ام. ترسیدم از معلمی که جلوی من به همه‌ی کلاس می‌گفت بهائیان نجس هستند هرگز حمام نمی‌روند. ترس‌هایم غیر واقعی نبودند. آنها واقعاً نفرت‌پراکنی می‌کردند."

شادی بیضایی، نویسنده و شاعر که در استرالیا زندگی می‌کند و می‌گوید که پدر و مادرش بعد از انقلاب با سال‌ها سابقه کار به دلیل بهایی بودن اخراج شدند.

او در چند توییت به تجربه شخصی خود پرداخته و می‌نویسد: "خواهرم سه بار در طول تحصیل به خاطر بهایی بودن از مدرسه اخراج شد. سه بار به خونه برگشت بدون این که اجازه داشته باشه به مدرسه برگرده. این نامه وقتی نوشته شده که فقط ۱۹ روز از شروع سال تحصیلی می‌گذشته"

شادی بیضایی می‌گوید که "یک آدم معمولی" است که به خاطر اعتقاد خودش و خانواده اش "مورد تبعیض" قرار گرفته است و از یک زندگی معمولی محروم شده است. او می‌گوید: "رنج مورد نفرت واقع شدن، برای همه برابر است."

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]