[ترجمه‌ای از متن انگلیسی]

 

 

[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

[توضیحات مترجم در داخل کروشه قرار گرفته است]

 

 

[روزنامه:] استرالیائی

[تاریخ:] پنجشنبه ۳۰ جون ۱۹۸۳ [۹ تیر ۱۳۶۲]

 

عدم تحمّل ایران، بهائیان را به پای چوبه دار میبرد

بقلم جیمز اس. مورای

 

آیت الله خمینی را به خاطر دارید؟

مدّتی است که از او خبری نیست و این گمان را بوجود میاورد که شاید سرنخ ایران یدست دیگران است.

ولی روش همان است – حاکمیت مطلق بهمان شیوه شاه مخلوع است و شاید هم خیلی بیشتر، زیرا عدم تحمّل در قلب آن جای گرفته و قربانیان آن نیز بهائیان هستند که مدام بسوی چوبه دار میروند. در ماه گذشته شانزده نفر بهائی به دار آویخته شدند که ده نفرشان از خانمها بودند.

کاردار سفارت ایران در استرالیا اصرار دارد که محکومیت آنان به خاطر خیانتشان به جمهوری اسلامی بوده است و نه بخاطر دیانتشان.

ولی بنا بر آنچه که اداره روابط عمومی بهائیان اعلان کرده است، به محکومین فرصت داده شده که از دیانت خود تبرّی کنند و به خاطر ردّ این پیشنهاد بوده که به مرگ محکوم شدند.

دیانت بهائی از دیانت بابی منشأ میگیرد که بنیانگذار آن در سال ۱۸۴۴ میرزا علی محمّد است. او که به لقب "باب" مشهور شد اعلام کرد که بزودی پیامبر بزرگتری ظاهر خواهد شد که صلح را برای بشریت به ارمغان خواهد آورد.

در سال ۱۸۶۳ شخصی بنام میرزا حسینعلی ظاهر شد و خود را بعنوان پیامبر الهی که "باب" به ظهورش مژده داده بود معرفی کرد. او بنام بهاءالله مشهور شد و کلمه "بهائی" از نام او مشتق میشود.

حتّی در آن موقع هم آزار و ستم کم نبود. بهاءالله را به شهرهای مختلف در امپراطوری عثمانی تبعید کردند و سرانجام به آخرین نقطه از زندان خود در عکّا رسید. هر دو شهر حیفا و عکّا که آرامگاه باب و بهاءالله در آنها قرار دارد برای بهائیان مقدّس هستند.

با آنکه دیانت بهائی برای اسلام احترام کامل قائل است ولی مسلمانان آنرا کفر و الحاد به حساب میآورند. معابد بهائی به نوعی شباهت به مساجد دارند ولی آنچه که دشمنی مسلمانان را بر می انگیزد، جهانی شدن تعالیم آن است.

اگر اسلام برای نجات جهان آمده، شنیدن عقیده بهائی که همه ادیان دارای اعتبار هستند برای شخصی متعصّب و افراطی مانند خمینی قابل تحمّل نیست.

بهائیان از طرفداران جدّی "حقوق بشر" بشمار میروند و به آن جهت در سازمان ملل متّحد دارای مقام و موقعیت هستند. این هر دو مورد برای امامی که بر ایران حکومت میکند خوشایند نیست زیرا دیدگاه حقوق بشر موقعیت او را خدشه دار میسازد و البتّه حاکمیت مطلق روحانی هیچگونه رقابتی را بر نمی‌تابد.

در تاریخ ادیان به کرّات دیده شده که هر گاه دینی صاحب قدرت مطلق و دولت پشتوانه آن قرار گیرد به دنبال خود پرسش ها و مجازات ها را پیش میآورد. به این ترتیب میتوان فهمید که آیت الله هم شیوه سیاستمداری همراه با آتش را دریافته است.

در حقیقت باید گفت که در زمان حکومت شاه هم تبعیض بر علیه بهائیان پیش میآمد. مثلا در هنگام استخدام، اگر شخص متقاضی دیانت خود را صادقانه ابراز میکرد باید از آن شغل چشم میپوشید.

عدم تحمّل

در نظر رژیمی که فعلاً در قدرت است، تفکّر بهائی در مورد مساوات کامل بین زنان و مردان قابل قبول نیست. بهائیان نه تنها متّهم به بی اخلاقی هستند بلکه اتّهام جاسوسی برای اسرائیل نیز بر آنها وارد است.

علّت عمده اتّهام اخیر از آن جهت است که آرامگاه مقدّس و هم چنین مرکز جهانی بهائی در اسرائیل قرار دارد. البتّه این مطلب صحّت دارد و به دوره ای خیلی دورتر از تشکیل کشور اسرائیل، در حدود ۶۰ سال قبل برمیگردد.

ولی تعصّبات دینی هیچگاه منطقی نبوده و حتّی با حقیقت نیز همراه نیست.

ایران نمونه بارزی از آن است که هر گاه دین و سیاست بهم آمیزند چه نتیجه ای به بار میاید.

بهائیان با ادیان مختلف همراهی و بردباری واقعی دارند و بخاطر همین هم توجّه بسیاری از مردم جهان را به خود جلب کرده اند. در نظر آنان همه ادیان الهی از یک منشاء الهی سرچشمه میگیرند و بنا بر این حقیقت دین مطلق نبوده، بلکه نسبی است.

در نظر بهائیان دیانت حقیقی سبب اتّحاد و یگانگی میشود. آنها همچنین از یک "دولت جهانی" سخن میگویند. با همه اینها فهرست نام کشته شدگان بهائی از سال ۱۹۷۸ بطرز وحشتناکی طولانی و طرز اجرای کشتارها وحشیانه بوده است.

بهائیان را آتش زده، ترور کرده، برای کشتار بدست اراذل و اوباش سپرده شده، شکنجه کرده و به دار زده، سنگسار کرده و یا با اتومبیل زیر گرفته اند. زوج‌های بهائی و یا پدران و پسران را همراه باهم به قتل رسانده‌اند. این یک سابقه ننگین بشمار میرود. آیت الله هم یا از روی شرم و یا عذاب وجدان سکوت کرده ولی ما میدانیم که این سکوت او از قلب سنگ اوست. که همینطور هم هست.