[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

تاریخ: ۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۸

 

ریاست محترم

با سلام خدمت آن مقام محترم معروض می‌دارم امروز زمانی که جناب استاندارمان در خصوص امنیت بالای این استان مطالبی را بیان نمودند بر خود لازم دانستم مواردی که اینجانب به عنوان یک شهروند سمنانی امنیت خویش را شدیداً در خطر دیدم خدمت شما معروض دارم انشاءالله با رفع این قبیل اقدامات ضد قانونی امنیت کامل آنگونه که مقامات مسئول فرموده‌اند در این استان حاکم شود.

اینجانب انیسا فنائیان شهروند شهرستان سمنان هستم از ۲۵ آذر ماه ۱۳۸۷ امنیت و حقوق شهروندی من از بین رفته است. در این تاریخ مأمورین اطلاعات با حکم تفتیش و به نام همسرم به منزل ما وارد شده و بسیاری از وسایل ما از جمله وسایل شخصی بنده و دختر ۴ ساله‌ام از جمله نوار کاستهای موسیقی و قصه کودکم، فیلمهای ویدئوئی خانوادگی، عکسها و فیلمهای کودکی دخترم CDهای کارتون فرزندم، و پرینتر و ... را ضبط نمودند. با وجود درخواست، هیچ رسیدی تحویل داده نشد در آن روز ۱۹ منزل دیگر از جمله منزل پدرم مورد تفتیش قرار گرفت که مادرم دستگیر شد و مدت ۴ ماه در زندان سمنان در انفرادی به سر برد و اکنون به زندان اوین تهران منتقل شده است.

مقام محترم از آن زمان به بعد من می‌بینم که بر روی دیوارهای شهر شعارهایی علیه دیانت و اعتقادات من نوشته می‌شود، سه ۳ همایش با تبلیغات گسترده علیه اعتقاداتم برگزار می‌شود، روزنامه‌های این شهر به بدگویی علیه اعتقادم مطالب کذب مینگارد که در هیچ کدام از این موارد بنده حق دفاع از خود در هیچ مکانی ندارم، قبر بستگان و دوستان من در قبرستان تخریب می‌شود. شیشه ماشین پدرم و یکی از دوستانم شکسته می‌شود. از زمانی که نیمه شب به منازل چند تن از دوستانم بمب دست ساز پرتاب شده بسیاری از شبها با نگرانی اضطراب از عدم امنیت جان خود، همسر و فرزند ۴ ساله و فرزندی که در انتظار تولدش هستم به خواب می‌روم. هر روز با خود می‌گویم آیا امروز نوبت شکستن شیشه‌های منزل، ماشین و مغازه ماست؟ اگر آسیبی به کسی وارد شود چه کسی پاسخگو است؟!! در مدت ۵ ماه ۵ مورد شعارنویسی بر روی دیوار منازل، ۸ مورد شعار نویسی بر روی مغازه‌ها، ۵ مورد پرتاب بمب دست‌ساز، ۲ مورد شکستن شیشه اتومبیل، ۵ مورد شکستن شیشه منزل و یک مورد تخریب قبرستان جامعه بهائی در یکی از امن‌ترین شهرهای کشور ما اتفاق افتاده و هنوز یکی از مسئولین این قبیل فجایع یافت نشده من که شهروند بهایی این شهرم چگونه احساس امنیت کنم؟

این جریان ادامه داشت در روز ۷ اردیبهشت ماه سال جاری همسر بنده بدون هیچگونه احضاریه‌ای در جلوی محل کارش توسط مأمورین اطلاعات بازداشت شد در مدت ۶ روز و ۵ شب بازداشت آنچه که از وسایل شخصی برای ایشان بردم به ایشان داده نشده بود در بازداشتگاه به علت مشکل تنفسی دچار حمله تنفسی شد که مسئولین زندان به آن توجه لازم را ننمودند.

اتهامات وارده بر همسرم بی‌اساس و تعجب برانگیز است و حتی دلایل این اتهامات عنوان نشده است و حال که همسرم با قید وثیقه ملکی آزاد شده هر روز منتظر برگزاری دادگاهی هستم که نمی‌دانم سرنوشت من و خانواده‌ام را چگونه رقم خواهد زد؟ چه که از اتهامات همسرم عضویت در تشکیلات غیرقانونی بهایی است حال آنکه تشکیلات بهائی در سال ۱۳۶۲ به دستور دادستان محترم کل کشور تعطیل شد. فعالیتهای خادمین جامعه بهایی جهت رتق و فتق امور و احوال شخصیه در این ۲۵ سال با اجازه و اطلاع مسئولین امور بوده که آن نیز با دستور اخیر دادستان محترم کشور تعطیل شد و خادمین این شهرنیز با تعطیل نمودن جمع خادمین حسن نیت خود را در این مورد نشان دادند.

بازگویی حقوق مسلوبه اعضای جامعه بهایی که من عضوی از آن هستم مسلماً خارج از حوصله این رقیمه است و به یقین خود واقف به آن هستید.

در انتها به عنوان یک شهروند ایرانی از آن مقام محترم خواهشمندم نسبت به بازگرداندن امنیت مسلوبه اینجانبه اقدامات لازم را مبذول فرمائید.

 

مزید توفیقتان را در احقاق حقوق شهروندان از درگاه باریتعالی خواستارم.

انیسا فنائیان

[امضاء]

۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۸

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]