[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

 

۲۶ دی ۱۳۶۷

 

بسمه تعالی شانه العظمة والاقتدار

حضور محترم حجةالاسلام والمسلمین جناب آقای حاجی سید احمد موسوی خمینی دام عزه

با اظهار کمال خورسندی و عرض تشکر و سپاس از پیام مهم، شجاعانه و پیامبرگونه حضرت امام مدّ ظله به یکی از سران قدرت جهانی و رجای تأئید و توفیق از قادر متعال، با نهایت توقیر و احترام به عرض میرساند که اینجانب دکتر رحمتالله اشراقی استاد پیشین بهداشت و پزشکی اجتماعی دانشگاه مشهد در سال ۱۳۶۰ در حال استفاده از مرخصی استحقاقی اطلاع یافتم که دانشگاه بدون سئوال و جوابی، تنها به دلیل عقیده دینی مرا از خدمت معاف کرده و کلیه مایملکم هم از طرف دادستانی توقیف و تصرف شده است. از آنجا که عقیده قلبی در رابطه با خداست و طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی داشتن عقیده جرم نیست و از همه مهمتر آنکه حق منیع در قرآن مجید «لا اکراه فیالدین» فرموده لذا در تاریخ ۶ شهریور ۱۳۶۱ نامهای حاکی از سوابق و خدمات ۳۰ ساله بهداشتی و دانشگاهیم تهیه کرده و به کلیه مقامات مسئول تقدیم و تقاضای دادرسی کردم که متأسفانه نه تنها توجّهی به درخواستم نشد بلکه استاد خدمتگزاری را در خور اعلام وصول نامه هم ندانستند.

با اینکه میتوانستم در همان وقت وطن عزیز و مألوف را ترک گفته و با تحصیلات و تخصصی که دارم در خارج برای خود زندگی فراهم کنم ولی از آنجا که مهر وطن عزیز و مقدسمان با دل و جانم آمیخته است و مردمش برایم عزیزترین مردم جهانند هموطنان را ترک نگفته و شکایت بر بیگانگان نبردم بلکه به فرموده قرآن کریم «حسبیالله و نعمالوکیل» گفته و امور را به حضرت مسبالاسباب تفویض کردم و به امید رفع تبعیضات و سوء تفاهمات و تعدیل بعضی ناروائیها که از مقتضیات اوّلیه هر انقلابی است، به توطن در میهن عزیز و دیدن روی هموطنان دل خوش کردم. در این مدت تنها یار و معینم نیایش و توکل به خداوند، تنها دلخوشیم مطالعه، تنها مونسم کتاب و بزرگترین ناراحتیم عدم فرصت خدمت به هم میهنان بود.

در سال ۱۳۶۱ یگانه پسرم عباس، خود را برای خدمت سربازی معرفی کرد و تمامی دوره خدمت سربازی به اضافه شش ماه دوره احتیاط را در لشکر اهواز و در خط مقدم جبهه گذرانید ولی متاسفانه بر خلاف توصیه حضرت امام دام بقائه مبنی بر رعایت حال رزمندگان، این سرباز جان بر کف را به دلیل بهائی بودن به دانشگاه راه ندادند و با اینکه خود عمری را در تربیت پزشکان و متخصصان سپری کردهام، و دختر طبیبم را به دلیل عقیده دینی از گذرانیدن امتحان دوره تخصص اطفال محروم کردند و در سال جاری این طبیب مستضعفان جنوب شهر را با همسرم مهرانگیز علوی خراسانی و دختر دیگرم کارشناس مدیریت بیمارستان را بدون کوچکترین تقصیری به مدت چندین ماه توقیف کردند.

پس از توقیف بستگانم لازم شد که بار دیگر از اولیای محترم امور تجدید دادخواهی کنم ولی متأسفانه این بار هم چون گذشته جوابی دریافت نداشتم و شاید هم دفاتر مربوطه به عرض نرسانیده باشند، لذا بناچار و با عرض معذرت، بوسیله آنجناب به دفتر حضرت امام رو آوردم. امید است که از این منبع فیض از عطف توجه بینصیب نمانم.

حال در این رابطه و بدادخواهی از آنچه بر استاد پیری وارد شده که ۳۰ سال عمر و جوانی خود را صادقانه در خدمات بهداشتی و تربیت بیش از هفت هزار پزشک، پرستار، داروساز، دندانپزشک و مأموران بهداشتی صرف کرده و نیز به منظور رفع هرگونه سوء تفاهم صمیمانه نکاتی را به عرض میرساند

۱-طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی همه مردم کشور از حقوق مساوی برخوردارند و هیچ کس را نمیتوان به صرف داشتن عقیدهای مورد تعرض و مؤاخذه قرار داد.

۲- بهائیان از مطیعترین و بیآزارترین اقشار جامعه و بزرگترین اقلیت دینی کشور میباشند و در مقابل تبعیضها و بیالتفاتیها که بر خلاف نیت خالصه اولیای محترم امور از وجوه غافله دیدهاند تسلیم و رضا پیشه کرده و کوچکترین عمل خلافی از آنها سر نزده است و تحت هیچ شرایطی از مفاد قانون اساسی و دیگر قوانین کشور تجاوز نکردهاند.

۳- بهائیت دینی است توحیدی زیرا که اساسش بر پرستش خدای احد واحد و غیب منیع لایدرک و اعتراف به حقانیت کلیه انبیای الهی استوار است و مانند دیگر ادیان دارای نماز، روزه، ادعیه و مناجات و قوانین مفصل اخلاقی و انسانی است و هدفش اتحاد و اتفاق کلیه ادیان و ملل عالم و خدمت به نوع بشر و ترویج خداشناسی و اخلاق میباشد.

۴- بهائیان تنها غیر مسلمانانی هستند که نه فقط به رسالت «مطلع اسماء حسنی و صفات علیاء، نبیالرحمه و کاشفالنعمه حضرت محمد مصطفی روحالمقربین لهالفداء معتقدند بلکه دیانت مقدس اسلام را مصدر و مطلع دیانت خود و قرآن کریم را کتاب آسمانی و مصحف ربانی و مخزن کلمات الهی» دانسته و موظفند که بیخبران را به اهمیت و الهی بودن دیانت مقدس اسلام آگاه سازند.

۵- بهائیان تنها غیر شیعیانی هستند که به حقانیت انجم آسمان ولایت، ائمه طاهرین علیهم آلافالتحیته والثناء معتقدند و با تکریم و تعظیم و به صفات علیاء از آنها نام میبرند.

۶- در آثار بهائی از علمای اعلام و حجج اسلام که به طراز علم و اخلاق مزّینند به عناوین مهمه: سرج هدایت، نجوم سعادت، سلسبیل حیات، بصر عالم، ینبوع عرفان، واقفان اسرار، سرخیل گروه ابرار، مربی نفوس، مبّشر قلوب، هادی امم و منادی حق بین بنی آدم، حصن حصین، آیت کبری، رایت علیاء، جواهر وجود، بارقه حقیقت، میزان عدالت، علمای ربّانی، وارثان نبوی، مطلع آیات توحید و مُطلّع بر حقایق قرآن مجید و عناوین بسیار از این قبیل یاد شدهاند و بطور عام هم گفته شده که پیروان این عقیده «مصدر تنرّل و حتّی تخفیف مقام رؤسای ادیان دنیا اعم از مسیحی و مسلم و دیگران نیستند»

۷- علاوه بر هموطنان، پیروان این عقیده در بیش از ۱۵۰ کشور جهان تعلّقی خاص به کشور مقدس ایران، مهد دیانت خود دارند و خود را موظف میدانند که «در احیاء و تعزیز و ترقی این سرزمین جان و مال خود را فدا کنند» و معتقدند که «اگر کسی موفق شود که خدمتی نمایان به ایران نماید سرور سروران است و عزیزترین بزرگان» و اگر به این افراد اجازه داده شود که به زیارت این خاک پاک بیایند از این طریق سالیانه میلیونها ارز وارد کشور شود و بهترین راه معرفی کشور به اقصی نقاط جهان است.

۸- هموطنان پیرو این عقیده به این سرزمین مقدس عشق میورزند و مشتاق خدمت به آن میباشند و معتقدند که دولت وطنی آنان «در جمیع بسیط زمین محترمترین حکومات و ایران معمورترین بقاع عالم خواهد شد» و یقین دارند که «ایران سبب حیات جاودان جهانیان گردد و علم صلح و امان و روحانیت محضه در قلب امکان برافرازد» و چون به آنها گفته شده که «هر ذلتی را تحمل توان نمود مگر خیانت به وطن و هر گناهی قابل عفو و مغفرت است مگر هتک ناموس دولت و مضّرت ملت» از اینرو به هیچ وجه ممکن نیست که بهائیان کشور ایران منافع کشور دیگری را بر منافع کشور مقدس خویش ترجیح دهند.

۹- چون بهائیان معتقدند که «همه افکار مشوشه که حال در شرق سرایت نموده جمیعش از دول غرب اقتباس گشته و سرچشمه و مصدرش احزاب متنوعه، متکاثره، متنازعه در بلاد غرب بوده، و غرب خود به امراض و اسقام مختلفه گرفتار دیگر تقلید از برای چه و اتخاذ این گونه وسائل غیر متینه احزاب چه لزوم و احتیاجی به آن.» و در موارد بسیار به آنها تأکید و سفارش شده که از «سیّئات اهل غرب بپرهیزند» و به عکس به آنها سفارش شده که «هیچگاه ادب ایرانی را فراموش نکنند».

۱۰- از اینها گذشته شأن حکومت اسلامی و هدف اعلام شده آن رعایت حال بیپناهان از هر طایفه وملت است و دادگاهها باید ملجاء مظلومان، دادرس ستمدیدگان، یار بیکسان و مجری عدل و انصاف باشند. قرآن کریم به موجب آیه و لفی هدایه "لا یحریتکم شنئان قوم علی الا تعدلوا" [لا یجر منًکم شنآن قوم علی الّاتعدلوا] صراحتاً دخالت دادن عداوت با طایفهای را در اجرای عدالت نهی فرموده. سبیل هدایت را حکمت و موعظه حسنه و با قول لیّن دانسته و موافقت با پناه خواسته را دستور فرموده و آنجا که صلای عام در داده و انسانها را بنام «ایهاالناس» مورد خطاب مبارک قرار داده، برتری افراد را به پرهیزگاری دانسته نه انتساب به نام و نشانی خاص و ...

۱۱- شیقتگان عدالت علی(ع) میدانند که آن «سلطان عرصه ولایت و عنقای مشرق علم و حکمت روحالوجود لهالفداء» در وقتی که زره گم شده خود را در دست یک نفر یهودی دید شکایت به قاضی برد و چون قاضی در وقت خطاب یهودی را به رسم و آن حضرت و آن حضرت را به کنیه نامید آن «بلبل بوستان تمجید و عندلیب گلستان تجرید» به قاضی فرمود که چرا مرا در نام بردن بر یهودی مرجّج میشماری و نیز چون به دلیل نبودن شاهد حق به یهودی داده شد مرد یهودی منقلب و به اسلام مشرف شد.

۱۲- پیروان اسلام ناب محمدی (ص) میدانند که آن «شمس فلک توحید و بدر سماء تفرید روح ماسواه فداه» «رحمةللعالمین» بوده و علت بعثت خود را اتمام مکارم اخلاق بیان فرموده، بقای ملک را با کفر ممکن و با ظلم غیر ممکن دانسته و از اینکه خلخالی از پای زن غیر مسلمانی درآورده شود اظهار عدم رضایت فرموده و ... آری در اثر چنین تعالیم و روش و رفتار برگزیدگان حق بود که دیانت مقدس اسلام در سراسر جهان متمدن آن روز انتشار یافت و بیشک در جهان امروز هم محبت و عدالت بهتر میتواند معرف راه حق باشد.

۱۳- طبق قراردادها و میثاقهای پذیرفته شده از طرف تمام ملل و از جمله ممالک اسلامی، تمام افراد بشر صرف نظر از رنگ، نژاد، جنس، زبان و مذهب از حیث حقوق انسانی و آزادیهای فردی و اجتماعی با هم برابرند وجود تبعیضها و ناروائیها در دنیای یک پارچه امروز چه نفعی میتواند برای کشور و ملت و مرام داشته باشد؟

۱۴- در مورد این حقیر چه خوب است که از همکاران، دوستان و شاگردانم سئوال شود که اینجانب چه کسی را دعوت به ترک عقیده کردهام و چه کسی در اثر تماس با من عقیدهاش سست شده است. قسم به «الله» پروردگار عالمیان که اینجانب هیچگاه به فکر جمع مال و کسب شهرت و مقام نبودهام همیشه به معلمی خود افتخار کرده و از قبول سمتهای پر نام و آوازه چون معاونت دانشگاه، ریاست دانشکده، ریاست بیمارستان و غیره که بارها پیشنهاد شدند عذر خواستم، آرزویم خدمت و افتخارم رضایت محرومان بوده نه مقام داران، برخلاف دیگران دست شاه را نبوسیدم، همیشه به عقاید دیگران احترام گذاشتهام، در جوانی با ارث پدر در روستای زادگاهم مدرسه ساختم، در تمام عمر طبابتم دیناری ویزیت از بیماران نگرفتهام، کارم تدریس و تحقیق و تألیف کتابهای بهداشتی و طب سنّتی بوده و برای بهبود آموزش پزشکی و پیشرفت بهداشت، قبل و بعد از انقلاب (حتی همین سه ماه پیش) به مقامات اجرائی طرح و نظریه دادهام، چند طرح آموزشی و اجرائی بیسابقه در کشور و از جمله تأسیس سازمان بهداشت دانشجویان، تأسیس مؤسسه طب سنتی و تاریخ پزشکی، تشکیل دوره تخصصی پزشکی خانواده و غیره را پیشنهاد شخصاً به مرحله اجراء گذاشتهام که با ترک دانشگاه امیدی به ادامه آنها ندارم.

۱۵- اینجانب همیشه به فکر محرومان و زحمتکشان و در کنار آنها بودهام، و در روستا چشم به جهان گشوده و پرورش یافتم، برای مطالعه بهداشتی به روستاهای استانهای مختلف کشور سفر کردهام، طرح بهداشت روستائی و حل مشکلات روستاها را تهیه کرده قبل و بعد از انقلاب به مقامات مسئول پیشنهاد کردم. برای حفظ سلامت کارگران کارگاهها کتاب «بهداشت شغلی و پیشگیری حوادث کار» را نوشته و بارها تدریس کردهام. تحقیقی که در باره «عوارض ریوی کارگران سنگتراش مشهد» به عمل آوردم برنده جایزه تحقیق دانشگاه شد. در باره بیماریهای بومی و محلی بویژه مالاریا مطالعه کرده و به مدت یکسال با حفظ سمت دانشگاهی مسئولیت اداره سازمان ریشه کنی مالاریای استان خراسان را بر عهده داشتم. به وضع محرومان و از جمله جذامیان مطرود توجه خاص داشتم و به مناسبت سخنرانیم در باره «وضع اجتماعی جذامیان» از جذامیان آسایشگاه مهرابخانی تقدیر نامه دریافت داشتم، بارها بدیدار آن فراموش شدگان رفتم و برای آرامش خاطر آنان و برای آنکه نشان دهم که جذامی منفور نیست با فرزندان به میان آنها رفتم و جشن تولد یگانه پسرم را در میان آن عزیزان برگزار کردم. بطور مرتب با دستههای مختلف دانشجویان به بازدید آسایشگاه معلولین، اردوی کار نوجوان بیسرپرست، کارگاهها و مؤسسات بهداشتی و غیره میرفتم تا آنها را به مسائل محرومان آشنا کنم، لذتی برایم بالاتر از این نبود که نوجوانان بیخانواده سازمان خیریه پاچنار مشهد که بطور هفتگی و گاه با خانواده به دیدار آنها میرفتم مرا چون پدر میدانستند و با اطفالم بازی میکردند و ...

(خدایا دادگرا تو گواهی تو گواهی که همیشه از هر نوع خودستائی بیزار بودم و حتی از اظهار وجود شرم داشتم ولی ناخواسته و بناچار، برای دفاع از حیثیت شخصی و شغلیم به پارهای از خدماتم به جامعه و کشور سخن به میان آوردم. از کرمت امید عفو دارم و از سروران گرامی پوزش میطلبم).

۱۶- اگر نشریهای را که از طرف ستاد انقلاب فرهنگی در باره، صفات و مشخصات یک طبیب مؤمن و مسلمان واقعی منتشر شده ملاحظه فرمایند خواهند دید که تمام ۲۱ ماده مذکور در آن با اخلاق و رفتار اینجانب که طب را برای خدا و به مناسبت مرگ جوانی در روستای زادگاهم آموختهام و برای خدا و بصورت طبابت رایگان و خدمات فاقد درآمد بهداشتی به کار بسته و برای خدا با تمام توان و با دیدی انسان دوستانه به دیگران آموختهام مطابقت کامل دارد و به گفته همکاری گویا شرح حال من است.

۱۷- گذشته از همه اینها، همه میدانیم در وقتیکه کفّار محارب با رسول اکرم و نبی مکرّم (ص) در غزوات اسیر میشدند به آنها گفته میشد که اگر به ده نفر مسلمان خواندن بیاموزند آزاد میشوند. به فرض آنکه خدای نکرده، این ناچیز را گناهی بود. آیا آموزش مسائل بهداشتی و پزشکی در سطحی عالی به بیش از هفت هزار پزشک و پرستار و داروساز و مأموران بهداشتی به قدر سواد آموزی ده نفر ارزش نداشت که در صورت عدم میل به همکاری با موافقت با تقاضای بازنشستگیم خدمتم را پایان خوشی میبخشیدند. آنهم بازنشستگی که از حقوق مکتسبه هر کارمند با سابقه است و آیا از عدالت و انصاف است که پس از سالها صرف عمر و جوانی و خدمت صادقانه و بیریاء در حکومت عدل اسلامی دستم از همه جا کوتاه و در پیری محتاج دیگران شوم؟ عدل الهی چه اقتضا میکند؟ عکسالعمل آن در بین دوستان و شاگردانم که به خوبی مرا میشناسند چه میباشد؟

باری. اینک با پایان جنگ و نوید اتمام ناراحتیهای ملازم با آن و لزوم تعدیل ناروائیها با نهایت ادب و احترام از آنجناب تقاضا دارد که به منظور سعادت بیشتر ملت، بقای نظام و معرفی مرام برای رفع تبعیضات و سوء تفاهمات تا حد ممکن اقدامی به عمل آورند و در این موقع که قرار است به احزاب و جوامع آزادی عمل بیشتری داده شود به این اقلیت دینی بیآزار اجازه داده شود که در رعایت احوال شخصی و اعتقادی، اشتغال به کار و تحصیل، استفاده از ارث منسوبان، آزادی سفر و برخورداری از دیگر موازین حقوقی با دیگران برابر شوند و بتوانند اطفال خود را که بهر حال فرزندان این آب و خاکند مفید، خدمتگزار و متدین و خداشناس بار آورند و بیش از پیش دعاگو و سپاسگزار باشند.

در مورد این داعی، چون قبلاً چنین نامهای به مقامات مسئول و مؤثر تقدیم شده و بیجواب مانده متمنی است که دستور فرمائید که از ارجاع آن به دیگران صرف نظر شود بلکه با عنایت و لطفی که در حق این معلم پیر خواهند فرمود شخص مطلع و مؤمن و بیغرضی را مأمور فرمایند که تحت نظر دفتر آن جناب سوابق مرا بررسی کند و از همکاران قبلی و شاگردانم که امروزه در مقامات مختلفه شاغلند و سوابق خدمتی و اخلاقی مرا جویا شود. اگر ملاحظه فرمودند که در طول دوران خدمت راستی، درستی، وطن خواهی، مردم دوستی و احترام به عقاید و سنن شعار و رفتارم بوده و به دور از هر پست و مقامی تنها به تدریس و تحقیق کتابهای پزشکی و بهداشتی و نیز به طبابت رایگان میپرداختهام و در خدمت محرومان و از پا افتادگان به مقامات قضائی و اداری توصیه فرمایند که:

اولاً نسبت به اینجانب احقاق حق فرمایند اموال خود و بستگانم را مسترد دارند و با بازنشستگیم موافقت کنند و از خود و بستگانم رفع ناراحتی کنند.

ثانیاً – در این دوران سازندگی به اینجانب فرصت داده شود که تمام همت و علم و تخصص خود را برایگان و بدون داشتن عنوان در اختیار خدمتگزاران جامعه بگذارم.

ثالثاً - اجازه فرمایند که با تملک مجدّد یادداشتها و کتابخانه شخصی که حاصل یک عمر سابقه علمیم میباشد و همچنین با کسب فرصت استفاده از کتابخانه طب سنتی که شخصاً با زحمات و کوشش بسیار فراهم کرده بودم، بتوانم علاوه بر تجدید چاپ کتابهای بهداشتی قبلیم که مورد نیاز دانشجویان است، سه کتاب ناتمام پزشکی و بینظیر خود یعنی ۱- کتاب تاریخ تحول پزشکی در ایران ۲- کتاب مقایسه پزشکی جدید و طب قدیم ۳- کتاب آداب و اخلاق پزشکی را تکمیل و به جامعه پزشکی تقدیم دارم.

در پایان از ضمیر پاک و نیت خالصه آنجناب تقاضای عطف توجه و بذل لطف و مرحمت به مطالب یاد شده را دارد. خدای علیم و حکیم را بر صدق عرایضم گواه میگیرم و از کرمش توفیق بندگی و فرصت خدمت به جامعه و کشور را مسئلت دارم.

با رجای تأیید و شایستهترین احترامات فائقه – دکتر رحمتالله اشراقی

[امضا]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]