[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

۱۷ اسفندماه ۱۳۷۱

بسمه تعالی

مقام محترم قاضی‌القضات جناب آقای نیرّی

محترماً اینجانب پریدخت وحدت‌حق در تاریخ ۱۹ آبان ۱۳۷۱ عریضۀ باین شرح به مقام معظم رهبری تقدیم نمودم

ساحت مقدّس مقام معظم رهبری

بعد از استغاثه و نیایش به آستان الهی و با استغاثه و استدعا از آن مقام معظم، توقیراً به استحضار میرسانم، که اینجانب همسر سرهنگ ستاد مهندس سیدحسین وحدت‌حق که در سال ۱۳۶۰ توسط دایره مبارزه با منکرات دستگیر   محکوم به اعدام گردیده است. دست التجاء به جانب آنمقام دراز نموده که امید است این بار بذل توجّه فرموده و عرایضم را استماع فرمائید.

[آیا بالِ ملخی در برابر حشمت و جلال حضرت سلیمان چه ارزشی دارد و غیر از مشیّت غالبه الهیّه کسی در زمان و مکان خود دخیلی دارد؟ آیاحق مادر رنجدیده‌ای که دوازده (۱۲) سال است در انواع محن و بلایا گرفتار است چگونه باید احراز شود؟ آیا نباید تظلم و دادخواهی به شخص شما که پدر خانواده‌ی بزرگی بنام ایران می‌باشید بنمایم که بنام اموال ولایت فقیه میخواهند تنها آپارتمان فرزندانم که چهل و یک (۴۱) سال است مالک عرصه و سی و یک (۳۱) سال است ساکن در آن می‌باشیم را میخواهند بفروشند. در حالیکه دوازده (۱۲) سال است که آن توقیف و دیناری بابت اجاره منازل بما نرسیده است و جز فحاشی و خرابی عایدی نداشتیم. و در اینمدت به کلیّه مراجع قضائی و نهادهای انقلابی جهت رسیدگی به عرایضم مراجعه و مکرراً جواب نفی شنیده و حتی جوابی هم ندادند، همچنانکه چند بار در تاریخهای ۱۳ تیرماه ۱۳۷۱ - و ۲۰ تیرماه ۱۳۷۱ - و ۳۱ شهریور ۱۳۷۱ - و ۱۲ آذرماه ۱۳۷۱ عرایضی تقدیم آنمقام معظم داشته که تاکنون متأسفانه جوابی دریافت نداشته‌ام. آیا تقاضای بی‌جائی است که از آنمقام که بر کرسی عدل اسدالله الغالب علی ابن ابی طالب جالسید ومسئول حق جل جلاله؟ لذا این عریضه نیز تقدیم می‌گردد واز الطاف الهیّه مأیوس نیستم، زیرا خداوندی که به بنده‌ای جان می‌بخشد، لطف خود را از او قطع نمیکند مواردی که زندگی اینجانب را روز بروز سخت می‌نماید این است که اولاً همسرم را اعدام نموده‌اند. ولی هنوز نتوانسته‌ام حکمی دریافت دارم که در کدام دادگاه محکوم و چگونه جرم است، چی برای دادگاه محرز شده و حکم صادره چه بوده است، زیرا بر اساس بخشنامه صادره از طرف آنمقام معظم باید جاسوسی افراد در دادگاه صالحه محرز گردد. بر اساس قانون اساسی که به تصویب آحاد ملت رسیده است و مطمئاً آنمقام معظم نیز به آن رأی داده‌اند طبق اصل چهارده (۱۴) اشعار میدارد بحکم آیه شریفه «لاینهاکم الله عن الذین لم یقاتلوکم فی‌الدین و لم یخرجوکم من دیارکم ان تبروهم و تقسطو الیهم ان الله یحب المقسطین» دولت جمهوری اسلامی ایران و مسلمانان موظفند نسبت به افراد غیر مسلمان با اخلاق حسنه و قسط و عدل اسلامی عمل نمایند و حقوق انسانی آنان را رعایت کنند. باز بر اساس بخشنامه مورخه ۲۱ فروردین ۱۳۶۱ درمورد کسانی که به مصادره اموال محکوم می‌شوند دیون آنان باید توسط کمیسیون بررسی به طلبکاران پرداخت گردد و با توجه به اینکه در وصیتنامه‌ای که توسط کمیسیون اصل نود (۹۰) بدست آورده‌ام دیون همسرم در وصیتنامه منعکس و موجود می‌باشد و با توجه باینکه خدمت در دوران گذشته بوده و در آن زمان منعی برای استخدام ایشان وجود نداشته است و با توجه به اینکه جوانی خود را برا ی حفظ این آب و خاک از دست داده و در زمان پیری اعدام شده است منزل مسکونی ایشانرا بر اساس چه موازینی از دوازده (۱۲) سال قبل توقیف نموده‌اند و حال آنکه بر اساس بخشنامه صادره از طرف آنمقام معظم استرداد حقوق افراد بخشیده گردیده است آیا نصفت اسلامی اجازه میدهد که پس از دوازده (۱۲) سال حکمی صادر نمایند و یک آپارتمان دو (۲) اطاقه همسرم آنهم زیر پارکینگ و جوار موتورخانه را بجای حقوق ایشان مصادره نمایند، حال اینکه ایشان حقوق را ماهیانه درجهت مخارج زندگی و امرار معاش خرج نموده‌اند، حتی اتومبیل خانواده را نیز از منزل برده و بدون هیچ حکمی پس از شش سال استفاده در سال ۱۳۶۶ بفروش رسانده‌اند، آیا آن مقام معظم راضی میشوند که مادری پیر و دردمند هر شب دست استغاثه بدرگاه حق بلند نموده و امور را باو واگذارد؟ آیا خشم خداوندی بجوش نخواهد آمد؟ و آیا قیامتی وجود ندارد؟ گویند «از سرشک دیده یتیمان، ستمدیگان، حذر لازم زیرا سیل‌خیز است و از دود آن مظلومان پرهیز باید، زیرا شررانگیز است. والله ولی‌المظلومین» آیا فرزندانم که با پاسپورت ایرانی برای ادامه تحصیل بخارج سفرکرده‌اند ومشغول تحصیل می‌باشند که پس از اتمام تحصیل طبق وصیت پدر برای خدمت به این آب و خاک مراجعت نمایند گناهی کرده‌اند؟ آنها کلاً با پاسپورت ایرانی و بصورت قانونی از کشور خارج و در حال حاضر نیز بنام ایرانی و با ملیّت ایرانی به تحصیل مشغول می‌باشند و وکالتنامه‌های آنان توسط سفارت جمهوری اسلامی ایران و وزارت امور خارجه تأئید گردیده که نزد اینجانب موجود می‌باشد و اگر چنانچه لازم باشد گواهی تحصیلی آنان نیز متعاقباً تقدیم می‌گردد، آنها در کشور دشمن زندگی و اقامت نمی‌یابند. شما و دولت محترم با جائیکه فرندانم تحصیل و زندگی می‌نمایند. عهد نامه مودت و دوستی دارید، روابط سیاسی، کنسولی و تجاری و فرهنگی دارید. حضرت رهبر معظم شما را که بر کرسی عدل حضرت علی علیه السلام جالس هستید، سوگند میدهم. آیا تحصیل و کار و زندگی با گذرنامه معتبر ایرانی و بعنوان یک تبعه ایران در این کشورها جرم است؟ و یا اینکه آن پناه گرفتن ناشروع و استمیان بحساب می‌آید؟ آنها نه تابعیت خارجی دارند و نه در کشور دشمن زندگی می‌کنند. بلکه دارای گذرنامه ایرانی ودر استیمان جمهوری اسلامی هستند. از آنمقام معظم تقاضا و تمنی دارم، حال که به عنایات شما عده ای از استرداد حقوقات خود مورد عفو آنحضرت واقع شده، حال آن بخشش و بزرگواری را شامل جسد پوسیده و متلاشی شده همسرم و روح پاک او بنمائید و او را نیز از استرداد حقوقات معاف دارید. (بعد از ده سال از اعدام همسرم حال اموال او را طبق حکم ۲۲۷۹۴ بتاریخ ۹ خرداد ۱۳۷۰ به نفع ستاد فرمان اجرائی امام (ره) (اموال در اختیار ولایت فقیه) مصادره نموده‌اند، خدایا، پروردگارا، چگونه او را مجدداً بازجوئی و محاکمه نمودند، در صورتیکه قضات ده (۱۰) سال قبل در زمان زندگانی او و چند مرتبه بازجوئی و محاکمه فقط حکم اعدام صادر نموده‌اند نه مصادره اموال (حکم در کمیسیون اصل نود (۹۰) بشماره ۲۵ / ۱۲۲۹۸ بتاریخ ۱۹ اردیبهشت ۱۳۶۱ موجود است) وحکم دوّمی هم که دلالت بر استرداد مقداری از وسائلم است که عملی نگردیده، لذا تمنا دارم او را عفو فرموده و دستور فرمائید یک باب آپارتمان دو (۲) اطاقه او را که اخیراً سند را بنام ستاد فرمان امام (ره) صادر شده بنام اینجانب برگردد و نیز تلفن [حذف شده] بنام همسرم که بمن صلح شده و بعلت عدم اختلاف با هم تغییر نام نداده‌اند و نیز مدارک و صلح نامه را در سال ۶۰ برده‌اند و در سال ۱۳۶۶ بعد از قطع شش ماهه توسط همسایه و دوندگی اینجانب، بنا بدستور دادستان وقت آقای رمضانی، که خدا اجر خیر باو دهد مجدداً به طبقه‌ام برگشت داه شده بود  را از خرداد ۱۳۷۱ قطع شده است، را مجدداً وصل نمایند، ثانیاً چون بعلت نوسازی منزل و سپس وقوع انقلاب پولی برای فرزندانم نفرستاده و آنان مجبور بودند که هم کار کنند و هم تحصیل، لذا نتوانسته‌اند به موقع تحصیل خود را بپایان برسانند و حرکت لاک پشتی داشته و در مقاطع تحصیلی دکترا و فوق لیسان می‌باشند و اموال آنان بعلت نبودن در ایران در اختیار ستاد اجرائی فرمان حضرت امام (ره) قرار گرفته، از فروش آنها جلوگیری بعمل آید، دو تا چهار سال مهلت داده شود تا آنان بتوانند پس از اتمام تحصیل به کشور برگردند. حتی عاجزانه تقاضا دارم حال سر پرستی موقت تا آمدن آنها بمنِ مادر داده شود تا از این ببعد از حیف و میل شدن کرایه از طرف مستأجران و پاسخ اداره مالیات و عوارض شهرداری و تعمیرات آپارتمانهاجلوگیری و بر عهده من باشد.

[جناب نیرّی قاضی‌القضات محترم: عاجزانه تمنا دارم عنایتاً به موضوع رسیدگی و در رأی صادره تجدید نظر فرمائید]

با امید بذل توجه و مرحمت و عنایات آن پدر بزرگوار و با تقدیم احترامات فائقه

پریدخت وحدت‌حق

[امضا] ۱۷ اسفند ۱۳۷۱

آدرس: [حذف شده]

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکته‌ای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]