[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

بتاریخ ۱۰ اردیبهشت ۱۳۱۸

 

مقام محترم فرماندار اصفهان دام اقباله

بر فرض که اشتباه کاری و غرض یکنفر مفسد بنظرمبارک یک پدری بد و سزاوار سیاست باشد آیا سزاوار است در این عصر برجستۀ طلائی که پیرمردهای پنجاه شصت ساله تحصیل علم و دانش میکنند اطفال معصوم بیچاره کور و بیسواد باشند در صورتیکه بر تمام اولیای امور معلوم شد که سیّد مدیر مدرسۀ اردستان محض غرض شخصی این اسباب را فراهم نموده و اسباب زحمت و خسارت کلّی فراهم کرده اگر بعرض رسیده باشد و صدق مطلب را حضور مبارک عرض کرده باشند که این مدرسه را قبل از آنکه اصفهان مدرسۀ جدید نبود بنده خودم در اردستان تأسیس کردم و در زمان وزارت نصیرالدوله تقدیم معارف کردم که هنوز اثاثیّۀ مزبور [ناخوانا] موجود است آیا سزاوار است اطفالم در بدر و بی‌سواد بزرگ شوند اگر وجدان پاک حضرتعالی قبول میکند بنده هم اطاعت میکنم و اگر سزاوار نمیدانید امر فرمائید اطفال را در مدرسه بپذیرند و اگر قسم دیگر هم بفرمائید اطاعت میشود که اطفال بیگناه از تحصیل باز نمانند دیگر مصدّع نمیشود فدوی محمد رفیعی

 

[یادداشت دستنویسی در حاشیه بالای صفحه]

خلاصه در پیرو محرمانه به مرکز گزارش شود حالا که محمد معاف و مرخص شده است اولیای اطفال تقاضا میکنند [ناخوانا] که مرحمت شود موقع امتحان است محصلین را قبول شود.

 

[مهر] [ناخوانا] ۲۰۰۲

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکته‌ای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]