[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

[نشریه:] اخبار امری

[تاریخ:] دی ماه ۱۳۲۶

[شماره:] ۹

[صفحه:] ۱۲ - ۱۰

 

پنجم - استخراج از مرقومهٴ نمرهٴ ۱۳۱۱ محفل روحانی تبریز:

محترماً در تعقیب تلگرافات مورخ ۱۸ و ۲۱ دی ماه ۱۳۲۶ شرح وقایع مؤلمهٴ میاندوآب و مراغه را برای استحضار خاطر آن امنای رحمانی به عرض می‌رساند: به طوری که در عرایض سابقهٴ این محفل و محفل مقدس روحانی میاندوآب به عرض رسیده است، آخوندی به نام (محمد وحیدی) در میاندوآب بنای تحریک و تفتین عوام را بر علیه بهائیان نهاده و آنان را به ایذاء و اذیت احباء تشویق و تحریض می‌نموده است. شخص مزبور در ذی‌حجة الحرام به قصد زیارت کربلای معلا از میاندوآب خارج و در غیاب او کما فی السابق اهالی با محبت و الفت با احبا رفتار و ابداً اتفاق سوئی رخ نداد، تا این‌که پس از مراجعت از زیارت با استفاده از مجامع عزاداری ماه‌های محرم و صفر، عرق عصبیت جهال را تحریک و زمینهٴ قیام مفسدین را علیه بهائیان فراهم نمود.

از اواخر آذرماه ۱۳۲۶ جسته جسته بدگویی‌های در بارهٴ بهائیان، کم‌کم منجر به اهانت‌های حضوری و بالاخره در ۱۱ دی ماه به سوزانیدن درب خانه یکی از احباء گردید. در تمام این مراتب، موضوع هم در محل به ادارات بخشداری و شهربانی به وسیلهٴ افرادی که مورد اهانت واقع می‌گردیده‌اند، معروض و هم در مراغه به فرمانداری اطلاع و تقاضا گردید اقدامات جدی به منظور جلوگیری از اتفاقات سوئی که ممکن است احیاناً واقع گردد، معمول فرمایند و از طرف مشارٌالیهم قول‌های مساعد داده شد. ولی مسامحه و سستی مأمورین محلی و تحت تأثیر واقع شدن آنها باعث گردید که در تاریخ ۱۶ دی ماه از ساعت ۱۲ الی ۹ شب، قیام عمومی در میاندوآب علیه بهائیان برپا و جماعت کثیری به هیأت اجتماع در کوچه و بازار به ایذاء و اذیت بهائیان پرداختند.

نخست آقای جعفر صادقی عضو محفل روحانی میاندوآب را که برای عرض موضوع و درخواست جلوگیری به ادارات مربوطه مراجعه نموده بود، در وسط بازار شدیداً کتک‌کاری و آقای عنایت‌الله آستانی (از احبای مهاجر مهاباد) که همراه مشارٌالیه بوده و فوراً به سمت شهربانی برای تظلم می‌رود، مورد حمله قرار داده و ایشان نیمه مجروح به ادارهٴ مزبور پناهنده می‌گردد. آقای بهار وجدانی منشی محفل مزبور در ساعت ۴ بعد از ظهر سخت کتک‌کاری شده و سرشان شکسته، آقای احمد همتی را در حین مراجعت از کار [و] آقایان امیر نوروزی، بلال جباری، ذکرالله پاکرو را در خیابان مضروب و به منازل احباء هجوم می‌نمایند. آقایان علی اعظمی، زمان ایقانی، احمد ایقانی و هم‌چنین خانم‌ننه ایقانی مورد ضرب واقع و اثاثیهٴ منزلشان غارت می‌گردد. عده‌ای از احباء که در کارخانهٴ قند مشغول کار بودند، در حین مراجعت مورد حمله واقع و مجدداً به کارخانه پناهنده شده و آخر شب تحت مواظبت دو نفر ژاندارم به ادارهٴ شهربانی می‌آیند. حظیرة‌القدس میاندوآب نیز از حمله مصون نمانده، درب و پنجره‌های آن را شکسته و اثاثیه را کلاً پای‌مال و کتاب‌های کتاب‌خانه را در وسط میدان شهر آتش زده‌اند. در آخر شب منزل آقای جمال سهندی را غارت و خود مشارٌالیه که سخت مجروح گردیده بود، به شهربانی می‌رسد. هم‌چنین باغ مجاور شهر [متعلق به] آقای اکبر بهادری مورد حمله واقع و عمارت آن طعمهٴ حریق می‌شود. با این‌که مراتب مرتباً به اطلاع شهربانی می‌رسیده و خود مأمورین نیز شاهد آن بوده‌اند، جلوگیری از مهاجمین نشده و فقط در آخر شب با مداخلهٴ مأمورین ژاندارمری مختصر شهر آرام و درب منازل افراد بهائی و هم‌چنین حظیرة‌القدس پاسبان تعیین و احبایی که در ادارهٴ شهربانی بودند، همراه مأمورین به منازل خود رفته و آنان که مجروح گردیده بودند، تحت معالجه قرار می‌گیرند.

در موقع شروع اغتشاش، احباء به منظور مطلع نمودن این محفل و هم‌چنین محفل مقدس روحانی مراغه به ادارهٴ تلگراف مراجعه، ولی موفق به مخابره نمی‌گردند و هم‌چنین ارتباط تلفنی امکان‌پذیر نمی‌شود. چون دو نفر از اعضای محفل روحانی دو روز قبل برای اقدامات لازم، عازم مراغه شده بودند و دو نفر دیگر نیز شدیداً مضروب و مجروح، تشکیل محفل روحانی امکان‌پذیر نبوده و یکی از احبای فداکار به نام آقای احمد خادمی حاضر می‌شود شبانه به سمت تبریز حرکت نماید. این شخص از بیراهه با تحمل صدمات فراوان شب ۱۸ دی ماه وارد تبریز می‌گردد. پس از اطلاع این محفل بر جریان اوضاع فوراً تلگرافی جهت استحضار آن محفل جلیل مخابره و تلگرافاً مراتب به استانداری آذربایجان، ادارات شهربانی و ژاندارمری و هم‌چنین به جناب تیمسار سپهبد شاه‌بختی و تیمسار سرتیپ کرزن عرض و تقاضای رسیدگی و جلوگیری گردید. هم‌چنین عرایضی که سواد آنها در ضمیمه تقدیم می‌گردد به مراجع فوق‌الذکر تهیه و روز ۱۹ دی ماه تسلیم گردید. استانداری آذربایجان دستور جلوگیری و تعقیب مرتکبین را صادر فرموده و تیمسار سپهبد شاه‌بختی نیز پس از اخذ تلگراف این محفل به پادگان مهاباد دستور لازم صادر و یک نفر سرهنگ با عده‌ای سرباز فوراً به محل وارد و حکومت نظامی در شهر برقرار و شروع به رسیدگی می‌گردد و طبق اطلاعات تلفنی واصله، وضعیت شهر نسبتاً آرام شده است. محفل مقدس روحانی مراغه نیز در این مورد اقدامات مقتضیه را به عمل آورده و پس از اطلاع بر اوضاع با اعزام یک نفر نماینده به ادارهٴ فرمانداری مراجعه و درخواست جلوگیری نموده‌اند، ولی فرماندار فقط به صدور دستور تلفنی اکتفا کرده است. یوم ۱۹ دی ماه نمایندهٴ محفل روحانی مراغه و هم‌چنین دو نفر از اعضای محفل روحانی میاندوآب که برای شکایت به مراغه رفته بودند و همچنین آقای صادقی که مورد ضرب واقع گردیده بود، به تبریز وارد گردیده و شکایات خصوصی تسلیم مراجع قانونی فرمودند. هنوز خاطرات این واقعهٴ حزن‌انگیز در اذهان باقی بود که تلفناً اطلاع حاصل گردید در روز بیستم دی ماه، واقعه در مراغه تجدید گردید و عده‌ای از یاران فداکار آن نقطه مورد ضرب مغرضین واقع گردیده‌اند و طبق اطلاع، این عمل در نتیجهٴ تحریکات و القائات آقای حاجی میرحبیب مجتهد شهر به عمل آمده است، عده‌ای در حدود پنج نفر شدیداً مضروب و در بهداری تحت معالجه و بقیه متواری، درب چندین خانه نیز شکسته ولی مأمورین انتظامی مداخله و از اتساع دایره اقدامات جلوگیری نموده‌اند. مراتب تلگرافاً به استحضار آن محفل جلیل رسانده و طی دو فقره تلگراف شهری موضوع به استانداری و تیمسار سپهبد شاه‌بختی عرض و تقاضای تعقیب مرتکبین گردید.

برای رعایت اختصار، از تفصیل حوادث و وقایعی که در شاه‌زند اراک، بندرشاه، کوچه‌ری گلپایگان، حصار و نامق خراسان، یزد، شاهی، ساری، پل سفید و شهسوار مازندران، سفرآباد پیشکوه یزد، رفسنجان، کرمان و بروجرد لرستان و مانند آن سابقاً و لاحقاً برای یاران حضرت رحمان اتفاق افتاده و به موقع خود به مراجع رسمی مراجعه و اقدامات لازمه معمول گردیده، خودداری می‌شود. بهترین تسلی دهندهٴ یاران ستم‌دیدهٴ ایران این بیانات متعالیهٴ مولای رؤوف و مهربان، ارواحنا لالطافه الفداست که در توقیع منیع اخیر مبارک نازل گردیده است، قوله الاحلی:

«این عبد در احیان زیارت و فراغت، لیلاً و نهاراً به کمال توجه به یاد آن ستم‌دیدگان مشغول و مألوف و از محبوب ابهیٰ و مولای توانا، رفع بلایا و فتح ابواب رخا را بر وجه آن غم‌زدگان سائل و تحقق وعود الهیه را در آن سامان به کمال عجز و نیاز طالب و هدم بنیان ظالمان و دشمنان امر یزدان را متمنی و طلوع شمس عزت و اقبال اهل بهاء را از افق آن اقلیم پر بلا راجی. مطمئن باشند و یاران را به صبر و شکیبایی و تحمل این مشقات و متاعب و مصائب دلالت نمایند؛ إلی أن یَنجزَ اللهُ وَعدَهُ و یَرفعَ أَمرَهُ و یَشتتَ شَملَ أعدائِه و یُحققَ آمالَ اولیائِه وَ أوِدائِه».

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]