[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

 

محفل روحانی ملی بهائیان ایران

نمره: ۲۱ /۱۲ / ۸

تاریخ: ۱۷ شهرالعظمة ۱۳۶

مطابق: ۱۲ خرداد ۱۳۵۸ شمسی

محافل مقدسۀ روحانیه شیّدالله ارکانهم

ذیلاً متحدالمآلی که توسط این محفل تهیه شده جهت اطلاع احبای الهی ارسال میدارد خواهشمند است بترتیبی اقدام فرمایند که عموم من فی‌البهاء در آن سامان از مفاد آن آگاه شوند.

با تقدیم تحیات روحانیه

بهائیان ایران در بسیاری از موارد و مواقع از هموطنان خود محبت دیدند. در قبال این محبت ارادت ورزیدند در جوار دوستان غیر بهائی خویش باحسن سلوک تمام زیستند. در پناه مودّت و احسان مأوی جستند. ابتلای باقسام مصائب و آلام هرگز بپای عامه اهل اسلام ننوشتند. بلکه همواره بعموم ملّت اخلاص ورزیدند و از اکثر جماعت نیز اکرام دیدند. با اینکه مناسبات اهل بهاء همواره با اغلب افراد ملت از عامه و خاصه چنین بود معهذا ابتلای آنان باقسام بلایا همواره مداومت یافت و مصائب و مشکلات ایشان تخفیف نپذیرفت. علت این بود که کسانی در این میان پیوسته بطور منظم باخلال مناسبات پرداختند و اذهان و افکار و احوال را تا آنجا که میتوانستند مشوب ساختند. تقریباً از سی سال پیش تا کنون به فرقۀ مخصوصی که هر چند سال یکبار اسم دیگری بر خود می‌نهاد پیوستند. برای مبارزه با بهائیان و سعی در تمهید مقدمات هجوم و تعدّی و اضرار بجامعۀ بهائی متشکل شدند. شوراها و انجمنها و جلسه‌ها و شعبه‌ها و حوزه‌ها و حلقه‌ها فراهم آوردند. در سراسر کشور بر طبق ترتیب مقرّر به تعقیب و تعذیب این جمع پرداختند. ابتدا به بیوت نشر نفحات و احتفالات تحرّی حقیقت که قبلاً وجود داشت حمله میبردند ایجاد اغتشاش و بلوا میکردند کار را به زد و خورد میکشاندند. در نتیجه احبّاء را به کلانتریها و شعب سامان امنیت میبردند. در آن مراجع مورد حمایت واقع میشدند برای افراد بهائی بر اثر اعمال غرض پرونده‌های جزائی ترتیب میدادند دستور بازداشت یا حکم زندان میگرفتند. پس از مدتی بمنازل احباء روی آوردند در اوقات متفاوت و ساعات مختلف اعم از روز یا شب با اصرار و الحاح و ابرام و در بعضی از موارد با تهدید و تخویف بدون کسب اجازه یا تحصیل موافقت وارد خانه‌های ایشان میشدند مدت متمادی در آن خانه‌ها بسر میبردند و اهل منزل را وادار باستماع اهانات خود نسبت بمقدّسات بهائیان میکردند اگر مقاومت میدیدند کار را به نزاع و جدال میرسانیدند. همین امور را دستاویز تهمت و اذیت میساختند بتشکیل پرونده و تعقیب قضیه میپرداختند و کماکان از طرف مأمورین حمایت میشدند. با گماردن جاسوس و مفتش در همه محله‌ها و کوچه‌ها و در جوار منازل احباء مراقب رفت و آمد اشخاص میگردیدند. اگر احیاناً چند تن از رفقا یا اقربای بهائی در منزلی دور هم مینشستند به بهانه اینکه محفلی فراهم آمده است بخانه میریختند و غوغا میکردند. کسانی را بر آن میداشتند که با جعل و تزویر خویشتن را بعنوان بهائی معرّفی نمایند و خواستار تسجیل اسامی خود در دفاتر احصائیه امری شوند. مدّتی بعنوان منافق در جامعه بهائی بسر برند رابط آنان با این جامعه باشند و ضمناً با تبلیغات نفاق افکن شروع باقسام دسائس و وساوس در میان بهائیان نمایند. هرگاه پس از مدّتی حیله‌های آنان برملا میشد ورقۀ تبرّی از بهائیت با اشاره باسم و رسم خود و درج شماره ورقۀ تسجیلیه منتشر میساختند. اما اگر مدتی طول میکشید و کسی به تزویر آنان پی نمیبرد دست باقسام خلافکاریها و گزافگوئی میزدند و این همه را بصورتی انجام میدادند که بنام بهائیان تمام شود و به حسن شهرت آنان در بین هموطنان لطمه زند این حیله‌ها را کافی نمیشمردند بلکه باسامی اشخاص از بهائیان که میشناختند معرفی‌نامه‌هائی بامضای مجعول منشی محفل ترتیب میدادند این اوراق را بافرادی از میان خودشان میسپردند تا بنام بهائی در بین بهائیان رخنه کنند و به بسط اغراض و مقاصد خود پردازند. سرانجام بسرقت اوراق احصائیه از دفاتر محافل روحانی محلی و ملّی میپرداختند تا باسم و رسم و نام و نشان جمیع بهائیان ایران راه یابند و موجبات تزویر و تدلیس را بهتر و بیشتر فراهم سازند. اقسام بیانیه‌ها و جزوه‌ها و کتابها بتعداد بسیار زیاد در رد امر بهائی مینوشتند. در بین بهائیان و سایر مردم پخش میکردند این اوراق را پر از ناسزا و افتراء و سوء تعبیر و نقض غرض و هتک حرمت مینمودند. با مثله کردن کتب و نقل ناقص مطالب و تحریف حقایق هر حمله‌ای که میخواستند بر امر بهائی وارد می‌آوردند و از محدودیت انتشارات امری و عدم امکان نشر مطبوعات و تکثیر جراید از طرف بهائیان ایران برای ادامۀ این حملات بهره میبردند. کودکان و نوجوانان بهائی را در مدارسی هدف نهایت فشار و آزار و زحمت و اذیت میساختند آنی از تعقیب و تعذیب آنان غفلت نمیجستند پیوسته در معرض سب و لعن و توهین و تحقیر و تخفیف و ضرب و شتم قرار میدادند کار را بجائی میرسانیدند که بعضی از این اطفال معصوم در هر سال چند بار به تغییر مدرسه یا حتی به ترک تحصیل وادار میشدند و دل از درس و بحث و تحصیل بر میکندند. آدرسهای دانشجویان بهائی ایرانی را در خارج از کشور بانواع دسائس بدست میآوردند و به تخدیش اذهان ایشان با اقسام اکاذیب میپرداختند. اینک در این دوره نیز به جمیع این اقدامات به تمام قوی ادامه میدهند. علاوه بر آنها هر بار که بهائیان میخواهند حقایقی را در بارۀ جامعه خود بیان دارند و رفع سوءتفاهم از اذهان هموطنان یا اولیای امور کشور مقدّس ایران نمایند همین جماعت با هزارگونه مخالفت و مقاومت سعی در منع آنان از افشای حقایق میکنند افکار عامه را از اعضای دولت و افراد ملت در حق این جمع مشوب میدارند. اشخاص را که هرگز در مدّت عمر خود بهائی نبوده‌اند نسبت به بهائیت میدهند در روزنامه‌ها و مجله‌ها اعلامیه‌ها باین اسم شهره میسازند تا هرگونه زشتی و بدی و تباهی که بآنان منسوب میدارند دامن امر بهائی را نیز بگیرد و نام نیک این جمع را آلوده و ننگین نماید. علاوه بر انواع ایذاء و اضرار نسبت ببهائیان و اماکن اقامت و کسب و کار آنان بقصد ایجاد تفرقه در بین احباء و تشتیت جمع آنان نیز وارد اقدام میشوند. با رجوع مستمر و مداوم بتمام خانه‌های بهائیان در همۀ محلاّت طهران و در جمع بلاد و قری و قصبات ایران میکوشند تا آنان را نسبت به یکدیگر ظنین و بدبین سازند از هموطنان مسلمان خود متوحش و مضطرب کنند. طرح نفاق و شقاق در این جمع متحد و متفق و مؤتلف بیندازند. با تحریک تعصبات در ولایات ایجاد اختلاف در بین اهالی محل میپردازند. بهائیان را که همواره در جوار همسایگان خود با اطمینان و اعتماد و ائتلاف بسر برده و در اغلب موارد محاط به محبت و رعایت بوده‌اند در معرض سوءظن قرار میدهند و اقسام تضییقات و مصائب را برای آنان فراهم میسازند به تمام قوی میکوشند تا توجّه حکومت را از مهام امور مملکت منحرف سازند و بمبارزه با اهل بهاء که جمعی خدوم و مطیع و صبورند منعطف نمایند. و علی‌الخصوص مانع توجّه اولیای امور بخیر‌خواهی و فرمانبری و بی‌غرضی بهائیان شوند. اگر چه خود اینان در گذشته بهائیان را بدست پلیس میسپردند و با حمایت دستگاه انتظامی به زندان میبردند و دچار تعقیب و توقیف میکردند اینک ستم را بحدّی میرسانند که این جمع مظلوم را به نسبت ارتباط با همان دستگاه منتسب میدارند و سعی اخیرشان این است که با این که مدعی بهائیان محسوبند خود را قاضی آنان سازند و پیداست که چون مدّعی در مقام قاضی نشیند شاکی چه میبیند؟ البته اهل بهاء در برابر این جماعت هرگز به عمل متقابل بر نخواستند. چه این نحوۀ عمل تمام انحاء دیگر اعمال از این قبیل را خلاف صداقت میشمردند. و آنچه خلاف صداقت باشد خلاف شیمه اهل بها است. از این رو هم اکنون نیز میکوشند تا در نهایت صراحت دور از هرگونه تزویر و توطئه و تحریف و توریه اولیای امور را از حسن‌ نیت خود نسبت به ملت قصد خدمت خود نسبت بمملکت رسم اطاعت خود نسبت بدولت مطمئن سازند و مانع از این شوند که اذهان اصحاب عدالت بر اثر تحریکات این عده معدود نسبت باین جمع صبور و صدیق و بردبار وفادار بر آشوبد تا مبادا اطلاعات مربوطه ببهائیان تنها از طریق اقوال کسانیکه خود را مدعی اینان میدانند بحضور مراجع عظام راه یابد. و آن‌گاه که موّفق شوند تا حقایق مطالب را در بارۀ عقاید و آداب و شعائر و اعمال خود بیان دارند و وصف حال خویشتن چنانکه باید بزبان آرند به تقدیر خدای توانا رضا میدهند و به حکم قضا گردن مینهند "فاصبر علی ما یقولون و سبح بحمد ربّک".

محفل روحانی ملی بهائیان ایران

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکته‌ای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]