[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

[آرم]

محفل روحانی ملّی بهائیان ایران

نمرهٴ: ۲۸۶۳

ضمیمه: اوراق

تاریخ: ۱۲ شهرالکلمات ۱۰۳

مطابق ۲ مرداد ۱۳۲۵

 

جناب اشرف آقای قوام‌السّلطنه، نخست وزیر

به کمال احترام در تعقیب عرایض سابقه، تفصیل واقعهٴ زاهدان و بیرجند و بروجن اصفهان به ضمیمه تقدیم و مجدّداً محترماً تقاضا می‌شود برای رفع تعدّی و تجاوز اشرار و مفسدین تبه‌کار که درّندگی و خون‌خوارگی را به منتهیٰ درجه رسانیده و اعمال وحشیانهٴ آن نفوس شریره، قلب هر انسان نوع‌پروری را جریحه‌دار ساخته و جز قوّهٴ قاهرهٴ دولت وسیله‌ای برای تأدیب آنان متصوّر نه، دستورات لازمه به مقامات مربوطه صادر فرمایند که مأمورین دولت بدون جانب‌داری از متعصّبین و مغرضین به کمال بیطرفی و نهایت جدّیّت دراطفای نار فتنه و فساد بکوشند و جمعی از رعایای بی‌گناه و خیرخواه این کشور مقدّس را که هر روز به نوعی در پنجهٴ ظلم ظالمین گرفتار و معذّب می‌باشند، از ظلم و ستم بیدادگری اراذل و اوباش نجات دهند. علی‌الخصوص استدعا و تمنّیٰ می‌شود که به وزارت جلیلهٴ دادگستری تعلیمات لازمه مرحمت فرمایند که دادگاه زاهدان با علم کامل بر بی‌گناهی بهائیان، فقط برای جلب رضای برخی از مفسدین به دوسیه‌سازی علیه چند نفر مظلوم بی‌گناه که قربانی کینه‌توزی و غرض‌ورزی گروهی متعصّب و مغرض واقع گردیده‌اند، مشغول نشود و جمعی از محترمین و کارمندان دولت را که جز صداقت و امانت و دیانت، عملی الی حال از آنان مشهود نگشته، عالماً عامداً به قتل طفل خردسال یک نفر حمّال که فی‌الحقیقه نسبت این تهمت به آنان شرم‌آور است، متّهم نسازد و دوباره همان حکایت مظلومین یزد را که عیناً به همین طرز و نقشه جمعی از اجلّهٴ نفوس آن شهر فقط به جرم بهائی بودن، به دستیاری مغرضین و مفسدین متّهم به قتل یک نفر کوره‌پز گردیده بودند، تجدید ننماید و به حبس هشت نفر بی‌گناه بیش از این ادامه ندهد و هر روز جمعی از زنان بی‌پناه را که رجّاله و اوباش خانه‌های ایشان را غارت نموده و شوهران و فرزندانشان را مضروب و مجروح ساخته‌اند، برای استنطاق در امر موهومی به دادگاه و آگاهی نکشاند و به جای استمالت و تفقّد و استرداد اموال منهوبه و تنبیه و تأدیب نفوس غارت‌گر و شریر بر جراحت قلوب مجروحهٴ آنان نمک نپاشد.

در خاتمه با عرض تشکّر از اقدامات مجدّانهٴ آن مقام منیع برای جلوگیری از ادامهٴ شرارت اشرار قاینات مستدعی است اوامر صریحه برای تنبیه و مجازات محرّکین و مسبّبین و استرداد اموال منهوبه در بیرجند و زاهدان و بروجن اصفهان صادر و دستورات مؤکّده به منظور جلوگیری از بروز نظایر این حوادث فجیعه در آتیه مرحمت فرمایند تا در ظلّ مراحم و الطاف دولت شاهنشاهی، جمعی کثیر از رعایای صدیق و خیرخواه و نوع پرور از تعدّیّات و تجاوزات بی‌رحمانهٴ نفوس سنگ‌دل و شریر خلاصی یابند.

با تقدیم احترامات فائقه.

منشی محفل روحانی ملّی بهائیان ایران

علی‌اکبر فروتن

[امضا]

[مهر]

محفل روحانی ملّی بهائیان ایران سنهٴ ۹۱

 

[اوراق ضمیمه:]

 

واقعهٴ مؤلمهٴ زاهدان

از تاریخ ۲۴ خرداد ماه ۱۳۲۵ در شهر زاهدان خبری منتشر گردید که طفل خردسال یک نفر حمّال مفقودالاثر شده و فردای آن روز حمّال مزبور به شهربانی مراجعه و اظهار نموده که چون طفل من به بهائیان بدگویی می‌نموده و اشعار وقیح نسبت به آنان می‌خوانده، او را به قتل رسانیده‌اند. چون در شهربانی به اظهارات او از شدّت سخافت ترتیب اثر داده نشده، روز سوّم حمّال مذکور استشهادی به امضای عدّهٴ کثیری از ساکنین زاهدان تهیّه نموده که بهائیان طفل مرا کشته‌اند. قریب یازده روز این مطلب به عناوین مختلفه در شهر اشتهار داشته و هر کس از گوشه و کنار، بهائیان را مورد طعن و لعن قرار می‌داده است.

تا آن‌که طفل مفقود را از چاه مستراح گاراژ سعادت متعلّق به یکی از متنفّذین محلّ، حاج علی‌اصغر نام که سابقهٴ عداوت او نسبت به بهائیان مشهور و معروف است، بیرون می‌آورند و بلافاصله ضوضاء عظیمی در شهر علیه بهائیان برپا می‌شود و عصر روز چهارم تیر ماه آقای داوری عضو پست و تلغراف مورد هجوم رجّاله قرار گرفته و آقایان فضل‌الله پاک‌آزما و فرزندشان فرهاد پاک‌آزما و آقای منجذب، سه نفر دیگر از بهائیان را جمع انبوهی از مهاجمین محاصره نموده، به شدّت مضروب و مجروح می‌نمایند و پس از مداخلهٴ چند نفر پاسبان و نظامی، مضروبین و مجروحین از دست رجّاله مستخلص می‌شوند. سپس در همان روز مهاجمین به منزل آقای مژگانی عضو بانک ملّی هجوم آورده، درب خانه را شکسته، وارد منزل می‌شوند و مادر مژگانی را که پیرزن ناتوانی است، مضروب و مجروح و مقداری از اسباب و اثاثهٴ خانه را یغما می‌نمایند و از آن‌جا به منزل آقایان داروغه‌ای و خبیری هجوم آورده، آنان را مضروب می‌سازند و به آقای احمدی یکی از بهائیان بیرجند که موقّتاً در زاهدان می‌زیسته، صدمات شدیده وارد آورده، وجه و اسناد گران‌بهای او را به سرقت می‌برند و بعد قصد هجوم به منزل آقای سهیلی می‌نمایند.

 در این حیص و بیص، آقای مژگانی و آقای ناظرزاده و آقای عبّاس آقایی به اتّهام قتل طفل حمّال در شهربانی زاهدان محبوس می‌شوند.

روز پنجم تیر ماه رجّاله، آزاده نام جوان بیست‌ سالهٴ بهائی را که از زابل به زاهدان می‌آمده، مورد هجوم قرار داده، با ضربات سخت و کوفتن مهرهٴ آهنین بر صورت، یک چشم او را نابینا کرده و از هیچ‌گونه بی‌رحمی و سنگ‌دلی دریغ ننموده‌اند.

(جوان مزبور الحال برای معالجه به طهران وارد شده و نوعی خرده شیشه‌های عینک به حدقه فرو رفته و به دیده صدمهٴ شدیده زده که به تصدیق اطبّای معروف چشم از بینایی به کلّی محروم گشته است). متعاقب این واقعه، شبرخ نام یکی دیگر از بهائیان زابل را که به زاهدان می‌آمده، اشرار و اوباش به قدری زده و ضربات سخت با چاقو و کارد بر او وارد آورده‌اند که بدن تماماً مجروح و سر در چند موضع چاک خورده و شکسته است و مبلغ ده هزار ریال وجه نقد که همراه داشته، به سرقت برده و شخصـی دیگر را که غلام نام داشته با ضربات کارد مجروح ساخته‌اند. ناله و حنین مجروحین و آه و فغان زنان و اطفال مظلوم به عنان آسمان متواصل بوده، ولی احدی به داد این نفوس بی‌گناه بی‌پناه نرسیده است.

ادارۀ شهربانی و دادگاه محلّ به جای حمایت از مظلومین و جلوگیری از مفسدین، چند نفر از بهائیان یعنی آقایان: ناظرزاده، عبّاس آقایی، مژگانی، ذوالفنون، نیک اختر، برادران مجتبایی و صفّاری را به اتّهام شرکت در قتل محبوس ساخته، برحسب اطّلاعات واصله، بازپرس تأمینات علی‌اکبر تندری به نهایت خشونت و تندخویی با آنان رفتار و به اذیّت و آزار حتّیٰ ضرب و کوفتن خواب و تقلیل غذا پرداخته و مأمورین دولت ابداً به شکایات ستمدیدگان ترتیب اثر نداده، حتّیٰ طبیب بهداری از دادن تصدیق به مجروحین خودداری نموده و تلغراف‌خانه از مخابره تلغراف‌های تظلّم‌آمیز آن مظلومان بی‌پناه امتناع ورزیده و فقط اقدامات تیپ زاهدان تا اندازه‌ای از بسط دامنهٴ چپاول و غارت و قتل بهائیان جلوگیری نموده است. هنوز هم عملیّات خصمانهٴ مفسدین و غرض‌ورزی و دوسیه‌سازی مأمورین به کمال شدّت ادامه دارد و هر روز جمعی از نسوان بی‌گناه را به کمال وقاحت به عنوان استنطاق به شهربانی می‌برند و معلوم نیست که با این وضع کار به کجا انجامد و چه مصایبی بر بهائیان مظلوم آن نقطه وارد آید.

 

شرح واقعهٴ بیرجند

روز شنبه هشتم تیر ماه، ساعت ۹ صبح میرزا حسین استیلا خیاط که یکی از اراذل و اوباش است، در بازار افتاده و با لعن و طعن به مقدّسات بهائی و فحش به آقای رضوانی (یکی از بهائیان محلّ) مردم را تحریک می‌نماید. در نتیجه شهربانی مشارٌالیه را جلب و پس از ورود او به زندان شهربانی، بغتةً شهر تکان خورده، اراذل و اوباش چون سیل سهمگین به شهربانی حمله و استخلاص استیلا را تقاضا می‌نمایند. شهربانی از بیم هجوم اوباش استیلا را مرخّص نموده، بنابراین با سرکردگی استیلا، رجّاله و سفلهٴ انام که عدّهٴ آنان چندین هزار نفر بوده، به محلّهٴ خیرآباد که اغلب منازل بهائیان است هجوم آورده، ابتدا به منازل آقایان نورالله رضوانی و سناءالله رضوانی حمله نموده، ولی خوشبختانه در نتیجهٴ استحکام درب منازل موفّق به دخول نشده به منزل غلام‌حسین ثابتی حمله‌ور گشته، درب منزل [را] شکسته، وارد منزل شده، اسباب و اثاثیّهٴ شکستنی را شکسته، ملبوس و ظروف و غیره را به باد تالان و تارج داده، آرشیو و اوراق محفل و کتب امری ثابتی را پاره‌ و غارت نموده، سپس به منزل آقای طرازالله رضوانی هجوم نموده، تمام اموال و اثاثیّهٴ ایشان که در حدود ۱۵۰۰۰۰ ریال بوده، به باد غارت و چپاول داده، تمام نقره‌جات را سرقت کرده و آقایان عنایت‌الله رضوانی و حسین‌خان رضوانی را که در منزل بوده‌اند، به نوعی مضروب و مجروح ساخته‌اند که نزدیک بوده مقتول شوند، ولی به وسیلهٴ دو سه نفر از مسلمانان خیرخواه نجات یافته از خطر مرگ رهایی می‌یابند. از آن‌جا به منزل آقای محمّدحسین ثابت‌قدم خیّاط حمله و لوازم خانه و قالی و اثاثهٴ ایشان که فقط ثروت ایشان همین بوده، سرقت و تارج کرده، به منزل آقای ذبیح‌الله نبیلی نیز هجوم نموده، چون آقای نبیلی متصدّی پست بیرجند در منزل بوده، مورد هجوم اعداء واقع گشته و مضروب گردیده و تمام اثاثیّهٴ ایشان تالان، درب اطاق‌ها را شکسته و ملبوس زنانه و غیره را پاره نموده، در این موقع خوش بختانه رئیس شهربانی و ژاندارمری خود را رسانیده و از طرف شهربانی و ژاندارمری و پادگان اقدام به رفع غائله به عمل آمده ولی هر قدر جدّیّت به خرج داده، موفّق به فرو نشاندن آتش فتنه نشده‌اند. زنان و اطفال بهائی در حال وحشت و بهائیان به کوه و بیابان متواری و جمعی مخفی. اهالی شهر نگران، منازل دست‌خوش تالان و تاراج اراذل و اوباش به حرکات وحشیانهٴ خود افتخار و مباهات نموده، با چنین حالی منزل آقای محمّدعلی ثابتی را مورد هجوم قرار داده، به نوعی تالان و تاراج نموده که از اثاثیّه و اسباب منزل اثری باقی نمانده، به منزل آقای جعفرزاده هجوم کرده و بقیّه به منزل آقایان کوچک مجیدی و نعمت‌الله نبیلی و ذبیح‌الله مسجونی و سایر بهائیان نیز هجوم نموده‌اند. در صورتی که از طرف بهائیان بیرجند نسبت به افراد مسلمان هیچ‌گونه تقصیر خدمتی سرنزده، افراد بهائیان در نهایت صداقت و خیرخواهی و حسن عمل رفتار کرده و در اعمال خیرخواهانه و مساعدت فقرای جامعهٴ مسلمان بیرجند همیشه پیش‌قدم بوده، حرکتی که در انظار به تظاهر معنی شده، انجام نداده‌اند، همواره رضای آنان را طالب بوده‌اند. در حدود یک ملیون و نیم ریال به عموم بهائیان خسارت وارده آمده است. روز نهم تیر به وسیلهٴ قاصد مخصوص عرایض تظلّم‌آمیز خود را ارسال، چون قاصد دسترس به بهائیان شهر پیدا نکرده و غائله هم ادامه داشته، نتوانسته عرایض ما را برساند و استدعایمان به سمع اولیای امور برسد. ولی غروب روز دهم تلگراف ما تسلیم گردیده است. ولی انصافاً رؤسای دوایر مربوطه یعنی فرمانداری و شهربانی و ژاندارمری اقدامات خود را قطع نکرده، از علماء و روحانییّن محلّ و متنفّذین تشریک مساعی خواسته، از زاهدان و مشهد ژاندارم طلبیده که شاید این آتش را خاموش و این فتنه را تسکین دهند، ولی دامنهٴ این انقلاب به نقاطی که دارای جمعیّت بهائی است، سرایت کرده، ماجراجویان و اراذل و اوباش که چنین روزی را از خدا می‌خواهند، موقع را مقتضی دانسته، بنای تحریک و برافروختن آتش بلوا و فتنه را گذاشته، ابتدا از سرچاه خبر رسید که اشرار در نظر دارند به خانه و منازل بهائیان مظلوم آن‌جا ریخته، آنان را مضروب و اثاثیّه‌شان را منهوب نمایند و روز دهم تیر ماه اقدامات وحشیانهٴ آنان به سرکردگی محمّدحسین کرنیلی و محمّدحسین راکی و محمّدحسین متین شروع، حاجی صالح صالحی مضروب و سر و پهلویش مجروح، عیال محمّدعلی شکور مضروب و این زن شصت ساله که قدری از چشم عاجز است، به نوعی کتک زده‌اند و خون از وی جاری شده که قادر به حرکت نیست. فرزندش غلام‌رضا عضو محفل سرچاه را کتک زده، پس از ۲۴ ساعت که در چاه قنات مخفی بوده به زیرک آمده، عیال علی‌گدا‌ توکلّی مضروب و دستش را شکسته و صبیّهٴ مریض بستری او را با لگد مضروب داشته، عموم بهائیان سرچاه را از کوچک و بزرگ، زن و مرد را با تهدید از سرچاه خارج کرده و اظهار می‌دارند: در صورت مراجعت به قتل خواهند رسید. ورود این قافلهٴ ۲۳ نفری بهائیان برهنه متواری، معلوم است چه حالتی احداث نموده است. جمعی مضروب، عدّه[ای] مجروح، گروهی اموال و اثاثیّه به غارت داده، برای آتیه نگران و تهدید به قتل و نیستی در میان. در این گیر و دار بعضی از مرضا و ضعفای بهائیان در نتیجهٴ این ناملایمات دچار حمله و اغماء گشته و بر مصایب افزوده‌اند.

ملّا حسن ابراهیمی یکی از بهائیان زیرْک و صبیّه و دو نفر طفل صغیر خودش در قریهٴ پیرْزِنوک ۱۲ کیلومتری زیرک که فقط خودش مسکن دارد و برای جمع‌آوری محصول خود در آن‌جا بوده، مورد هجوم یک عدّه ده نفری از اشرار که به طور ناشناس به او هجوم کرده، واقع شده، رختخواب و گلیمش را سوزانیده، خودش و صبیّه‌اش را به نوعی مضروب و مجروح می‌سازند که مدهوش گردیده و دخترش فرار نموده، غروب روز دوازدهم به زیرک وارد گردیده. ظهر روز دوازدهم چهار نفر از بهائیان زیرک برای آوردن ابراهیمی به پیرزنوک رفته، مشارٌالیه را با هزاران زحمت با بدن مضروب و مجروح به زیرک آورده، مشارٌالیه بستری و قریب‌الموت است تا خدا چه خواهد و تقدیر چه امضاء فرماید. صبیّه‌اش را چنان مضروب ساخته‌اند که دست‌ها و پشت مشارٌالیها تماماً نیلگون و با تمام این حال با نهایت آرامش قلب بوده، تحمّل این مصیبت را در راه رضای الهی با کمال بشاشت تلقّی نموده، به نوعی که باعث حیرت مأمورین ژاندارمری بوده است.

 

واقعهٴ بروجن اصفهان

روز ۲۳ تیر ماه آقای اسمعیل واحدیان یکی از بهائیان بروجن با چند نفر از جوانان بهائی عازم اصفهان بوده‌اند. موقعی که ماشین در شرف حرکت بوده، عدّه‌ای از اوباش محلّ به تحریک سیّد فخر شریعت، سر دفتر اسناد رسمی و آقا ضیاء مدنی روضه‌خوان و سیّد حسین مدنی شهردار بروجن و سیّد یحییٰ ستوده بازرس فرهنگ اصفهان برای جلوگیری از حرکت واحدیان به اصفهان ازدحام و راه عبور ماشین را سدّ می‌نمایند. وقتی اشخاص منظور را در ماشین مشاهده نمی‌کنند، رو به حظیرة‌القدس بهائیان که محلّ امور اداری آنان است، نهاده و در عرض راه درب و شیشه‌های مغازهٴ لطف‌الله همایونی خیّاط را می‌شکنند و پس از ورود به حظیرة‌القدس آقای اسمعیل واحدیان و چند نفر دیگر که هجوم رجّاله را می‌بینند، به پشت‌بام حظیرة‌القدس پناه میبرند.

کلهرودی متصدی تلگرافخانه و مدنی شهردار به پشت‌بام رفته و اظهار می‌دارند که ما جمعیّت را متفرّق خواهیم نمود و شما از بام فرود آیید. وقتی آنان به اعتماد قول مدنی شهردار از بام پایین می‌آیند، خود مدنی شروع به زدن آقا فریدون واحدی نموده و جمعیّت را به هجوم تشویق می‌نماید. رجّاله آقایان اسمعیل واحدیان و عبدالرّزاق واحدیان را مجروح و محمود یزدانی و ابراهیم واحدیان و خانمِ آقا عبّاس‌قلی معتمدی و چند نفر دیگر از نسوان را با چوب و سنگ مضروب و قسمتی از اثاثهٴ حظیرة‌القدس را غارت می‌نمایند و پس از مداخلهٴ پادگان نظامی جمعیّت متفرّق می‌شوند. کلهرودی و مدنی در پادگان نظامی حاضر شده و به بهائیان پناهنده اظهار می‌دارند که ما شما را قطعه‌قطعه خواهیم نمود. هنوز تهدید مدنی به اتمام نرسیده بود که سیّد یحییٰ ستوده، عموزادهٴ مدنی به مشورت سیّد فخر صاحب دفتر رسمی سر خیابان حظیرة‌القدس ایستاده و جمعیّت را فریاد زنان به هجوم بر حظیرة‌القدس تشویق و ترغیب می‌کند. رجّاله دیوانه‌وار به حظیرة‌القدس هجوم نموده، درب و پنجره و شیشه‌ها را شکسته، مبل و اثاث و فرش و کتاب و هر چه را که در آن‌جا یافته‌اند، سوزانیده و متجاوز از پانصد اصله درخت باغچه را قطع و نابود نموده و قسمتی از عمارت را خراب و ویران و اثاثهٴ خادم حظیرة‌القدس را نیز سوزانیده و غارت نموده‌اند. حالت آقای اسمعیل واحدیان در بین سایر مضروبین و مجروحین از همه سخت‌تر بوده است. پس از اتمام این عمل، جارچی جار زده که هر کس مسلمان است از طفل ۷ ساله تا پیرمرد هفتاد ساله در تلگراف‌خانه متحصّن شود. متحصّنین تلگرافات بی‌اصل و اساس برای ستر حرکات وحشیانهٴ خود که نظیرش در ممالک متوحّشه نیز در این ایّام دیده نشده به مقامات دولتی و اتّحادیّهٴ علما و جراید مخابره و بهائیان مظلوم و مضروب و مجروح و غارت شده را مقصّر قلمداد نموده‌اند. کلهرودی و مدنی که هر دو مأمور دولت می‌باشند، فی‌الحقیقه محرّک اصلی این واقعهٴ فاجعه بوده‌اند.

[مهر در بالای صفحه اول]

ورود به دفتر ریاست وزرا

شمارۀ: ۲۳۲۶۷

تاریخ: ۱۹ مرداد ۱۳۲۵

 

 

[آرم]

دفتر نخست وزیر

شمارۀ عمومی: ۲۳۲۶۷

تاریخ نوشتن: ۱۵ مرداد ۱۳۲۵

تاریخ پاکنویس: ۱۵ مرداد

تاریخ ثبت: ۱۹ مرداد ۱۳۲۵

 

آقای علی‌اکبر فروتن

مندرجات نامهٴ شمارۀ ۲۸۶۳ به وزارت‌خانه‌های کشور و دادگستری ابلاغ گردید که موضوع را دقیقاً رسیدگی نموده، اقدام قانونی به عمل آورند.

نخست وزیر

 

 

[آرم]

دفتر نخست وزیر

شماره عمومی ۲۳۲۶۷

تاریخ نوشتن ----

تاریخ پاکنویس ----

تاریخ ثبت ۱۹ مرداد ۱۳۲۵

وزارت دادگستری

رونوشت نامه شماره ۲۸۶۳ محفل بهائیان ایران به پیوست و رونوشت ضمائم آن تلواً ارسال میگردد. دستور فرمائید مندرجات آنرا دقیقاً مورد بررسی و توجه قرار داده اقدامی که لازم و مقتضی باشد معمول، نتیجه را نیز اشعار دارند.

نخست وزیر

[ناخوانا]

[امضا]

 

 

[آرم]

دفتر نخست وزیر

شماره عمومی ۲۷۸۱۳

تاریخ نوشتن ۲۵ شهریور ۱۳۲۵

تاریخ پاکنویس ۲۵ شهریور ۱۳۲۵

تاریخ ثبت ۳۰ شهریور ۱۳۲۵

 

وزارت کشور

رونوشت دادخواست بامضای علی اکبر فروتن و مهر محفل روحانی بهائیان ایران بپیوست فرستاده دستور فرمائید بوسایل مقتضی [ناخوانا] رسیدگی و تحقیقات بعمل آورده و نتیجه را اطلاع دهید.

مرتضی [ناخوانا]

[یادداشتهای دستنویس در حاشیه صفحه]

مستقیم و فوری است

٢۶ برای رونوشت

[ناخوانا]

٣٠ شهریور

 

 

 

 

                             

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکته‌ای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]