[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

[نشریه:] اخبار امری

[تاریخ:] خرداد ماه ۱۳۲۷

[شماره:] ۲

[صفحه:] ۱۲ - ۱۰

 

اول - صورت نامه‌ای که در تاریخ ششم شهرالعظمة سنهٴ حالیه، موافق با اول خرداد ماه [۱۳۲۷]، تحت نمرهٴ ۶۴۷ به مقام نخست وزیری ترقیم و سواد به تمام وزرا تسلیم گردیده است:

مقام محترم نخست وزیری

به کمال احترام به عرض آن مقام محترم می‌رساند:

سران ملل متفق که ملت ما نیز در ردیف آن ملل قرار گرفته، چه در طی جنگ عالم‌گیر اخیر و چه بعد از خاتمهٴ آن به جهانیان اعلان نموده‌اند که مقصود ایشان از توسل به سلاح و دعوت نفوس به فداکاری و جان‌بازی، استقرار عدالت اجتماعی و تحکیم اصل برادری و برابری و رفع ظلم و تعدی و جلوگیری از تجاوز به حقوق افراد و اقلیت‌های بشری است و این اظهارات خویش را با تدوین اسناد مهمهٴ تاریخیه از قبیل منشور ملل متفق که ملت و دولت ما نیز الحاق به آن را تصویب و تصدیق نموده، مؤکد و مسلم داشته و برای احدی مجال شک و ریب باقی نگذاشته‌اند. بعد از خاتمهٴ جنگ جهان‌سوز نیز به منظور اجرای همین اصول سازمان ملل متفق تأسیس گردیده و اهل عالم که تازه از زیر بار کمرشکن مصارف باهظهٴ حرب عمومی بیرون آمده‌اند، به عشق ترویج عدالت و تعمیم مبادی انسانیت مخارج سنگین این مؤسسهٴ بین‌المللی را تحمل کرده، دیدهٴ انتظار خویش را به آن مرکز عدل و انصاف دوخته و یقین کامل حاصل نموده‌اند که هر وقت ملتی از اصول مقرره منحرف شود و راه ظلم و تعدی نسبت به دیگران بپیماید، نمایندگان سایر ملل، آن ملت را به ترویج عدالت دلالت و از ظلم و طغیان منصرف خواهند نمود.

خوشبختانه دولت ما نیز عضویت این سازمان بین‌المللی را قبول نموده و به انجمن‌های حفظ حقوق ملل اقلیت نیز نماینده اعزام داشته است. با وصف این، مشاهده می‌شود که در کشور عزیز ما، اکثریت نسبت به اقلیت معتنا‌بهی که عدهٴ افراد آن از سایر اقلیت‌های دینی ایران بیشتر است و هم‌کیشان ایشان در ۹۱ کشور از کشورهای جهان موجود و چنان به یکدیگر متصل و مربوطند که حکم یک جامعهٴ عظیم بین‌المللی حاصل نموده‌اند، به کمال خشونت و عدم عدالت رفتار می‌نمایند و ظلم و عدوان را نسبت به آنان به حد اعلیٰ رسانیده است، به قسمی که افراد این اقلیت پیوسته فحش و ناسزا می‌شنوند، مضروب و مجروح می‌گردند، اموالشان به غارت می‌رود، باغ‌ها و مزارعشان خراب و پای‌مال می‌شود، عیال و اطفالشان در بدر و پریشان و بی‌سر و سامان می‌گردند، مرکز عبادتشان طعمهٴ حریق می‌شود، مؤسسات اجتماعی آنها حتیٰ حمام‌هایی که منسوب به آنان است با خاک یکسان می‌گردد، به اطفال خردسال و زنان و مردان کهن‌سال ایشان ابقا نمی‌شود و گاهی زمین به خون آن مظلومان رنگین می‌گردد و به طور کلی افراد این اقلیت دینی در اغلب نقاط ایران تأمین مالی و جانی ندارند و همواره در وحشت و اضطراب به سر می‌برند. اگر در احیان فرصت به عرایض عدیدهٴ این محفل که طی چند ماه اخیر به آن مقام محترم تسلیم گردیده، ولو به نظر سطحی بنگرند و وقایع خونین میاندوآب، بناب، مراغه، اردستان و فاجعهٴ مؤلمهٴ سروستان را از نظر بگذرانند و ظلم و طغیان اکثریت را نسبت به این اقلیت به دقت ملاحظه فرمایند، تصدیق خواهند نمود که این رفتار نه تنها منافی با منویات ملل متفق و مباین با روح منشور آتلانتیک و مخالف با اصول و مبانی جامعهٴ ملل می‌باشد، بلکه معارض با روح قانون اساسی کشور مقدس ایران نیز هست که به صریح بیان این‌گونه اعمال را از لحاظ قانون ممنوع و محکوم گردانیده است.

الآن که به نگارش این نامه مبادرت می‌شود در بسیاری از نقاط ایران افراد این اقلیت گرفتار ظلم و طغیان اکثریتند، چنان‌که فی‌المثل در حصار و نامق و جاسب و الیگودرز و نیریز و اردستان و سروستان و جاهای دیگر بهائیان از وطن مألوف متواری و زراعات و باغاتشان ویران و کسب و کارشان پریشان و اموالشان تاراج و تالان است و عرایض تظلم و دادخواهی آن مظلومان به مقامات مربوطه چنان که باید و شاید مثمر ثمر نگشته و فایده‌ای بر آن مترتب نگردیده است. در پایتخت کشور نیز هر روز به عنوانی بر ضد این اقلیت تحریکاتی می‌شود و در بعضی از جراید و مجلات مقالات و لوایحی درج می‌گردد که اهالی را به مخالفت با بهائیان تشویق می‌نماید، چنان که از قول آقای سید ابوالقاسم کاشانی اعلامیه چاپ می‌شود که یا باید حظیرة‌القدس بهائیان به تصرف مسلمانان درآید و یا مردم آن عمارت را ویران خواهند نمود و مع‌الأسف نه آقای کاشانی نسبت این اعلامیه را از خود سلب نموده و نه دولت به فکر جلوگیری از نشر این گونه لوایح تحریک‌آمیز افتاده است.

اگر چنین تصور شود که دولت ایران از استقرار نظم و آرامش و جلوگیری از چند نفر مفسد و محرک عاجز است، این تصور مقرون به صحت نخواهد بود، زیرا دولت ایران در مواقع عدیده، ثابت نموده که به خوبی از عهدهٴ برقراری امنیت در داخلهٴ مملکت برمی‌آید و هیچ کس را یارای مقاومت با قوای دولت نمی‌باشد و اگر گمان شود که دولت ما با وجود توانایی و قدرت در حفظ حقوق اقلیت و جلوگیری از تجاوز اکثریت تعلل و تسامح می‌ورزد و خدای نخواسته متعمداً اهمال می‌نماید، بسیار از عدالت‌پروری دولت با آن همه تعهدات بین‌المللی بعید خواهد بود که دانسته و فهمیده از برادرکشی جلوگیری ننماید و مفسدین و محرکین را به جای خود ننشاند. بدیهی است در زمان ما که قطعات خمسهٴ عالم چنان به یکدیگر ارتباط و اتصال یافته که دنیا مبدل به یک خانواده گردیده و اخبار هر کشوری به سرعت برق آناً در کشورهای دیگر منتشر می‌شود، شیوع این بی‌عدالتی و بی‌رحمی که اکثریت در ایران نسبت به اقلیت بهائی روا می‌دارد و دولت نیز در مقابل آنها به سکوت می‌پردازد، فوق‌العاده برای حُسن شهرت میهن عزیز ما مضر خواهد بود. این محفل در خاتمه از آن مقام محترم مستدعی است به این تحرکات و تفتینات و تجاوزات و تعدیات به اتکاء قدرت دولت خاتمه بخشند و حقوق یک اقلیت بزرگ دینی را حفظ فرمایند و چون واقعاً ادامهٴ این وضع دیگر تحمل‌پذیر نمی‌باشد، از روی موازین عدل‌پروری و دادگستری تکلیف جامعهٴ بهائیان ایران را صریحاً معین نمایند تا جمع کثیری از رعایای صدیق کشور شاهنشاهی از این حال پر ملال رهایی یابند.

با تقدیم احترامات فائقه

رییس محفل روحانی ملی بهائیان ایران

شعاع علایی

 

منشی محفل روحانی ملی بهائیان ایران

علی‌اکبر فروتن

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]