[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

[نشریه:] اخبار امری

[تاریخ:] تیرماه ۱۳۲۷

[شماره:] ۳

[صفحه:] ۱۴ - ۱۳

 

صورت نامه‌ای که در تاریخ دهم شهرالعظمة ۱۰۵، مطابق با پنجم خرداد ماه سنهٴ حالیه [۱۳۲۷] به مقام محترم نخست وزیری تحت نمرهٴ ۸۴۴ تسلیم گردیده، برای مزید اطّلاع یاران الهی ذیلاً نقل می‌شود:

 

مقام محترم نخست وزیری

محترماً به عرض می‌رساند:

در تاریخ اوّل خرداد ماه سنهٴ جاریه، عریضه‌ای تحت شمارهٴ ۶۴۷ راجع به تعدّیّات وارده بر بهائیان ایران و تحریکات متوالیّه بر ضدّ آنان به آن مقام محترم معروض و تقدیم شد. حال نیز مجبوراً مجدّداً مزاحمت می‌دهد چندی است در بعضی از جراید و مجلّات مرکز از قول آقای سیّد ابوالقاسم کاشانی اعلانی منتشر می‌شود که حظیرةالقدس بهائیان قریباً غصباً از طرف مسلمین اشغال خواهد گردید. بدیهی است منظور از نشر مکرّر این اعلان، تهییج احساسات و تحریک تعصّبات اهالی ایران بر ضدّ بهائیان است تا متدرّجاً در مرکز و ولایات زمینهٴ فتنه و فساد مهیّا و هیجانی عظیم برپا شود و امر منجر به هرج و مرج و قتل نفوس و غارت اموال گردد و بالنّتیجه میدانی وسیع برای تاخت و تاز مفسدین و مغرضین به وجود آید. چنان که جریدهٴ (الفبا) نیز این نکته را دریافته و به خوانندگان خود اطّلاع داده که جمعی از محرّکین فساد در روز و تاریخ معیّن قصد هجوم بر بهائیان نموده و به فکر (بهائی‌کشی) افتاده‌اند و اخبار واصله به این محفل نیز حاکی از آن است که مقاصد خفیّه، شدیداً در میان و نفوسی چند از رؤسا و متنفّذین، شب و روز در مرکز و ولایات مشغول اغوای ساده‌لوحان بر ضدّ بهائیانند. مِن‌جمله در شمارهٴ ۲۸۰ «مجلّهٴ ترقّی فرهنگی» شرحی تحت عنوان «در محضر آیت‌الله کاشانی» که عیناً از لحاظ عالی می‌گذرد، به قلم مخبر ترقّی مندرج که محرّر و ناشر آن مسلّماً جز تشویق مردم ایران به مبارزه با بهائیان و تحریک اهالی بر ضدّ آنان منظوری نداشته و برای حصول این منظور به کمال بی انصافی از جادّهٴ حقّ و راستی قدم بیرون گذاشته‌اند. چنان که:

اولاً: حظیرةالقدس را که فقط مخصوص انجام وظایف دینی و روحانی بهائیان است، محلّ تبلیغات بهائی قلمداد نموده‌اند و حال آن‌که هیچ‌گاه نفوس غیر بهائی در حظیرةالقدس اجتماع نکرده و با آنان مذاکرهٴ تبلیغی به میان نیامده است.

ثانیاً: خادعانه و مغرضانه به قارئین خود این طور فهمانده‌اند که هر کس با بهائیان مبارزه نماید، جانش به مخاطره خواهد افتاد و حال آن‌که اهل بهاء تجاوز و انحراف از اصول مسلّمهٴ اخلاق و انسانیّت را هرگز جائز نشمرده و پیوسته به آیهٴ مبارکه (قل الله) ناطق بوده‌اند.

ثالثاً: آیه کتاب اقدس را از قول آقای کاشانی منحرف و مغلوط نقل کرده و به کمال اعتساف راه مغالطه پیموده و آن آیه را بر خلاف معنی حقیقی ترجمه و تفسیر نموده‌اند تا خوانندگان را بر ضدّ بهائیان برانگیزند و آنان را دور از اخلاق و آداب و فضایل عالم انسانی جلوه دهند.

رابعاً: به نهایت بی‌پروایی بهائیان را در انظار خوانندگان، ظالم و متجاوز و مسلمین را مظلوم و مقهور جلوه داده و برای مسلمانان «بی‌پناه» و «مغلوب» نوحه‌سرایی آغاز نموده و مِن باب مثال ذکر رفسنجان و آران کاشان و سروستان فارس را به میان آورده‌اند و حال آن‌که بر آن مقام محترم و قاطبهٴ ایرانیان مطّلع، واضح و معلوم است که اقلّیّت بهائی در اغلب نقاط ایران تأمین مالی و جانی ندارند و در همان رفسنجان و آران و سروستان، بهائیان از ظلم و طغیان مسلمانان در نهایت زحمت و تعب و مشقّت به سر می‌برند و در سروستان بعد از فاجعهٴ مؤلمهٴ هجوم مسلمانان بر محلّهٴ بهائیان و ضرب و جرح و قتل و غارت آن مظلومان هنوز هم جمع کثیری از آنان از محلّ مألوف متواری و پریشان روزگار و بی‌سر و سامانند و فی‌الحقیقه حقایق را این گونه واژگونه جلوه دادن و مطالب را بدینسان منحرف ساختن در نزد اهل انصاف نهایت افک و اعتساف است و درست بدان ماند که شخصی روز را شب و زمستان را تابستان بخواند.

خامساً: از قول آقای کاشانی چنین نوشته‌اند که «آقای سپهبد احمدی وزیر کشور و آقای سرلشکر ضرّابی که هر دو مسلمان متدیّن هستند» به ایشان وعده داده‌اند که حظیرةالقدس را از بهائیان گرفته و به مسلمانان بدهند و حال آن‌که به نظر این محفل در این اظهارات به دو مقام مهمّ رسمی که هر دو حافظ و حارس حقوق افراد این ملّتند، بهتان عظیمی وارد آمده و به مؤسّسات انتظامی علناً توهین گردیده است. زیرا چگونه می‌توان تصوّر نمود که وزارت کشور و ادارهٴ کلّ شهربانی بر خلاف جمیع مقرّرات و انتظامات و علی‌رغم قانون اساسی و تمام تعهّدات بین‌المللی و موادّ منشور ملل متّفق اصل صریح آزادی مسکن و حقّ مسلّم مالکیّت را زیر پا گذارده، محلّی را که متعلّق به بهائیان است غصباً و عنفاً تصرّف و تسلیم جمعی ماجراجو و فتنه‌انگیز نمایند. هر چند دولت در مقابل این افترا و تهمت لابدّ قولاً و عملاً از خود دفاع نموده و بطلان این اظهارات را بر عالمیان ثابت و مدلّل خواهد گردانید، ولی جای تأسّف است که مخبر یک مجلّهٴ مرکزی این‌گونه مقالات تحریک‌آمیز می‌نگارد و به مقامات رسمی تهمت می‌زند و دوایر انتظامی آن‌را نادیده انگاشته، به سکوت برگزار می‌نمایند و بالنّتیجه زمینه را برای بروز فتنه و فساد آماده می‌سازند.

با ذکر مطالب فوق، از آن مقام محترم مستدعی است اوامر اکیده و تعلیمات صریحه به مقامات مربوطه صادر فرمایند که هر چه زودتر از این تحریکات و تفتینات که جز تشویق اهالی به برادرکشی و افروختن آتش فتنه و فساد در سراسر کشور و بدنامی ایران عزیز در دنیای متمدّن ثمری دیگر نخواهد داشت، جلوگیری نمایند و به نفوس غیر صلاحیّت‌دار اجازهٴ مداخله در امور مملکت ندهند و تا وقت نگذشته و مفسدین به اجرای نقشهٴ شوم خود موفّق نگردیده‌اند، این تحریکات را از میان بردارند تا ملک و ملّت ما که برای اجرای نقشه‌های عمران و آبادی احتیاج شدید به آرامش و سکون کامل داشته و دارد، بر اثر اغراض سوء چند نفر مغرض دچار هرج و مرج و بی‌نظمی نگردد و جان و مال جمعی کثیر از اتباع این کشور در معرض تجاوز و تعدّی نفوس مفسد و مفتّن قرار نگیرد. زیرا درج این‌گونه مقالات تحریک‌آمیز در جراید مرکز و انتشار این قبیل اخبار در پایتخت کشور، انعکاس بسیار نامطلوبی در ولایات خواهد بخشید و سبب تجرّی و جسارت نفوس ماجراجو و فتنه‌انگیز خواهد شد. به نهایت بی‌صبری منتظر اتّخاذ تدابیر لازمه برای اجرای این منظور مقدّس می‌باشیم.

با تقدیم احترامات فائقه

رییس محفل ملّی بهائیان ایران، شعاع علایی

منشی محفل روحانی ملّی بهائیان ایران، علی‌اکبر فروتن

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]