[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

جان و دل، نه آب و گل

 

مشکل بتوان جمعی را در وضعی به یاد آورد که مانند جمع بهائیان در وضع کنونی خود در ایران باشند. جمعی که پیوسته به راه خدمت و محبت و صداقت رفتند. جمعی که در هیچ حال رشتۀ ارتباط خویش را با ایران و ایرانیان نگسستند. جمعی که هرگز روی از ملت و مملکت بر نتافتند و به عوامل مخالف نپیوستند. جمعی که خود را از شوائب سیاست درجمیع موارد برکنار داشتند. جمعی که به هیچ وجه عقد الفت با اهل خیانت نبستند. با این همه در زیر قلم مخالفین چنان نقش کریه و مخوف و عجیبی از اینان پرداخته شد که نمودار خیانت و کذب و تزویر و نفاق یا ارتباط سیاسی و اشتغال به جاسوسی، بود. چهرۀ راستین بهائیان را در پس این نقاب مهیب پنهان ساختند، آن گاه با سلب هرگونه وسیلۀ دفاع شرعی و عرفی و قانونی و وجدانی از افراد این جمع این تصویر مجعول را بر کرسی قبول نشاندند و حقیقت امر را بر خاص و عام مشتبه داشتند.

و بدین گونه بود که بهائیان از بدو ظهور دیانت خود در ایران تا این زمان همواره خود را در معرض بحران و طوفان و امتحان یافتند و در هیچ دوره ای نفسی به راحت بر نیاوردند. تحول ایران از استبداد به مشروطه در سال ۱۳۲۴ هجری قمری هیچ گونه تخفیفی در بلیات وارده بر این جمع پدید نیاورد. تغییر سلطنت از قاجار به پهلوی در سال ۱۳۰۴ هجری شمسی باعث تقلیل مصائب آن نگردید. از دموکراسی چند ساله بعد از شهریور ۱۳۲۰ گشایشی در گرفتاری آن حاصل نیامد. به دنبال تغییر وضع سیاسی مملکت در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در ابتلای شدید و عجیب افتاد، دچار تخریب اماکن و تعطیل مؤسسات خود گردید، و افراد آن در معرض اقسام شدائد از ضرب و جرح و قتل و غارت و تبعید و توهین قرار گرقتند. درحوادث سال ۱۳۵۷ در اواخر دورۀ رژیم سابق درچنان گردابی از بلایا افتاد که تحمل آن در حدود تصور نیست و ستم درحق این جمع به حدی رسید که نزدیک هشتصد خانه از آنان را در بلاد و قرای مختلف ایران به آتش کشیدند و هزاران تن را آواره و سرگشته و بی خانمان ساختند. پس از انقلاب جمهوری اسلامی در ۲۲ بهمن در اوایل حال، امید می رفت که این جمع نیز مانند سایر جماعات ملت ایران از حقوق اصلی و اساسی خود، خواه به عنوان افراد نوع انسان و خواه به عنوان تبعۀ حکومت ایران، برخودار شوند و لیکن دیری نپائید که انواع بلایا بار دیگر از جمیع جهات روی آور شد.

عده ای که از دیر باز با این جمع دشمنی دیرین داشتند و در هرموقع و موضعی با استفاده از شرائط مساعد به افراد بهائیان یا مجامع آنان می تاختند و پیوسته از جانب حکومت زمان در این تعرض و تجاوز حمایت می شوند به نحو عجیبی تغییر مسیر دادند. خود را برخوردار از حمایت دولت جدید جلوه گر ساختد. ابتداء از گوشه و کنار آغاز تعدی کردند. سپس دامنۀ تجری را وسعت بخشیدند و آشکارا با استفاده از اسلحه به خانه های بهائیان و دفاتر آنان هجوم آوردند، اوراق و اسناد و کتب و اثاث و اموال را به یغما بردند. چون مقاومت و ممانعت ندیدند بر جرأت افزودند. تا آنجا که می توانستند تحریک و تفتین و عدوان و بهتان را بر ضد بهائیان ادامه دادند. اقسام اتهام را در نهایت نامردمی و بیدادگری بر این جمع شکیبا و بردبار وارد ساختند و به نشر آنها به طور متواتر در روزنانه ها و اعلامیه ها وکتابها و جزوه ها پرداختند. چون اینان را فرصت دفاع از حقوق خویشتن نبود، اجازۀ اقدام متقابل نداشتند، از امتیاز نشر جراید بی بهره بودند و مراجعات آنان به اولیای امور نتیجه نمی داد اندک اندک تلقینات این جمع مخالف اثر بخشید، اذهان افراد ملت را در بعضی از موارد بر ضد بهائیان بر آشفت و افکار زمامداران امور حکومت را در بسیاری از ولایات مشوب ساخت؛ و چنان شد که علناً و جهراً عده ای از بهائیان را به جبر و عنف دعوت به تبری از آئین خود نمودند و اقسام تهدید و اخافه و ارعاب را در این طریق ارتکاب جستند. چون با استقامت بهائیان برای حفظ دین و ایمان و حریت وجدان رو به رو شدند به اخراج آنان از منازل خویش در شهرها و روستاهايی که سالیان دراز مسکن آباء و اجدادشان بوده است پرداختند و جمعی کثیر را در نواحی مختلف مملکت از فارس و خراسان و آذربایجان و کرمانشاهان و همدان ... آوارۀ کوه و دشت و بیابان کردند. اما ستم را باین حد محدود نساختند، بلکه به تعاقب این آوارگان در شهرهای دیگر پرداختند و کسانی از آنان را که در برخی از اماکن متعلق به بهائیان مأوی جسته بودند از این خانه ها بیرون ریختند و هم اکنون اجبار و اصرار و فشار و آزار را بر این آوارگان خانه سوختۀ بخاک نشسته برای تخلیۀ پناهگاه های خود در نهایت قساوت ادامه می دهند. بهائیان را از مشاغل خود محروم ساختند و با قطع ممر معاش خویش محتاج قوت لایموت کردند. حتی در بعضی از موارد اخراج آنان از خدمات به طور اجتماع صورت گرفت و دهها خانواده را در عسرت و مسکنت گذاشت. آن گاه برای این که هیچ فرصتی را در هیچ جهت از کف ندهند و از هیچ کدام از اقسام تضییقات ممکنه فرو نگذارند موجباتی فراهم آوردند تاجمیع املاک متعلق به جامعۀ بهائیان که از جمله مشتمل بر بیوت تاریخی و اماکن متبرک و مراکز اداری و اراضی معبد آنان بود ضبط گردد. کار به جائی رسید که حتی بیمارستان و گورستان و مرده شویخانه نیز از تعاقب شان در امان نماند و گویی قرار بر آن شد که به سلب حقوق لازمۀ حیات اکتفاء نکنند، بلکه حتی حق بیماری ومرگ و کفن و دفن را نیز از بهائیان بگیرند تا همان گونه که زندگان این جماعت از حق سکونت در خانۀ خود محروم می مانند امواتشان را نیز نتوان در محلی به خاک سپرد. اندک اندک بنا را بر آن نهادند که این اماکن را در ولایات مختلف یکی پس از دیگری در فرصت مناسب ویران سازند و کسانی را که به دیدۀ تکریم به مقابر شهدای خود می نگرند و از این طریق علقۀ روحی آنان با کشور ایران استوار می ماند نومید و رنجور و پریشان سازند.

سر انجام روز شنبه هفدهم شهریور ماه سال جاری عده ای را در شهر شیراز تجهیز کردند، بیل و کلنگ به دست شان دادند، در پناه گروهی از افراد مسلح به راه انداختند، به جانب بیت حضرت باب در محله شمشیرگران روی آوردند، این خانه را در روز روشن به دست تخریب سپردند، پایه های خانه را در هم کوفتند و سقف آن را فرود آوردند. بدین ترتیب اثبات گردید که اینان، نه تنها با جان ومال و حیثیت و حرمت و افکار و عقاید بهائیان خصومت می ورزند، بلکه حتی به خشت و گل خانه ای که یک صد و سی و شش سال قبل از این محل تبشیر ظهور امر بهائی بوده است ابقاء نمی کنند و به هر صورت آنچه برای این جمع ستمگر و حمله ور اهمیت دارد تشفی قلب کینه جوی و طبع درنده خوی است؛ و گرنه به خوبی می دانند که ندائی که از این خانه برخاسته است اینک در سراسر روی زمین طنین افکنده و در یک صد هزار شهر و شهرک و روستا در شرق و غرب و جنوب و شمال دنیا استقرار جسته و چنان در دل و جان جمع کثیری از ابناء نوع انسان مأوی گریده است که آن را دیگر نمی توان در زیر تودۀ خشت و گل، هر چند در غایت شدت فرو ریزد، یا در پس پردۀ گرد و خاک، اگر چه در نهایت غلظت بیاویزد، پنهان داشت. بهائیان ایران به کرات انظار اولیای حکومت را به حرکات اصحاب اغراض معطوف ساختند و انعکاسی را که ممکن است از ادامۀ این جور و عدوان یا تکرار نظائر آن در اطراف و اکناف جهان حاصل آید باز گفتند. وچون غایت تعلق را به حفظ حیثیت وطن محبوب خویش دارند و نام نیک این کشور را که مورد تقدیس آنان در سراسر جهان است عزیز می دارند اینک بار دیگر با تقدیم این مقال جلب توجه به وقوع این وقایع و دوام این مظالم می کنند تا عدۀ معدودی بیش از این نتوانند اعمالی را که برای مخالفت با بهائیان به انجام می رسانند موجب هتک حرمت ملت و سلب حیثیت مملکت در انظار خاص عام گردانند و با اقدام به تخریب و ادامۀ توقیف خانه ای که تعلق آن تنها به بهائیان این کشور نیست، بلکه در یک صد و سی مملکت مورد تجلیل جم کثیری از یک هزار و ششصد قوم و قبیله و نژاد است، دوستداران ایران را دچار یأس و حرمان سازند. و برگرده مخالف نیز به یقین مبین معلوم دارند که با ادامۀ این حرکات علقۀ عاشقانۀ بهائیان جهان را با مملکت ایران نمی توان گسست، پیوند مهری را که با خون ده ها هزار شهید در میان اهل بهاء و این کشور نام آور امضاء شده نمی توان شکست.

بهائیان چنان که از این پیش بوده اند از این پس نیز خود را پیوسته هوادار مملکت، خواستار ملت و فرمانبردار حکومت می دانند و هر چه بیشتر ستم بینند و جفا پذیرند در راه تمسک به آئین خود که دوستداری ایران از جمله لوازم آن است استوارتر و پایدارتر می مانند.

ور باورت نمی شود از بنده این حدیث

از گفتۀ "کمال" دلیلی بیاورم

گر بر کنم دل از تو و بردارم از تو مهر

این مهر بر که افکنم این دل کجا برم

محفل روحانی بهائیان ایران

۹ مهر ماه ۱۳۵۸

مخصوص جامعۀ بهائی است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکته‌ای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]