[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

باستحضار عالی میرساند. جامعه بهائیان ایران مدّت ۱۳۶ سال است در این مملکت موجود و بزرگترین اقلیّت دینی محسوبند بوحدانیّت الهیّه معترف بوده و بحقّانیّت کافهء انبیاء و مرسلین معتقدند و مصدّق همه کتب آسمانی میباشند پیرو وحدت و یگانگی با جمیع نوع بشرند و پیوسته از حکومت و مقررات مملکتی اطاعت میکنند و همواره در تأمین منافع وطن خویش ساعی و جاهدند ولی در سراسر تاریخ موجودیّت خود از ابتداء تا امروز پیوسته دستخوش انواع اذیّت و آزار و قتل و کشتار واقعشده و تبعیضات و مظالم گوناگون بایشان وارد گردیده است که تاریخ حکایت دارد. قبل از انقلاب تضییقات بیشماری بر این جامعه وارد آمد و مفتریّات و اتّهاماتی ناروا بایشان نسبت دادند و آن سبب شد که در نقاط مختلفه با غارت اموال و تاراج منازل و آتش زدن خانه‌ها بیش از یکهزار خانه و محلّ کسب آنان ویران و خسارات معتنابهی وارد و تعدادی نفوس از بهائیان مقتول گردیدند. بعد از اعلان حکومت انقلاب اسلامی نیز مع‌الاسف مظالم گذشته تکرار شد افرادی مسلّح در نقاط مختلفه بدفاتر و مؤسّسات اینجامعه هجوم برده کلّیه اسناد و اوراق و کتب و نشریّات را با خود بردند و بعداً اماکن و مؤسّسات منتسب باین اقلیّت حتّی قبرستانهای آنانرا بدون سؤال و جواب و محاکمه‌ای متصرّف شدند و اخیراً در اواسط شهریور ماه عده‌ای از عناصر فرصت‌طلب در معیّت بعضی از مقامات مؤثّر محلّی با حضور مأمورین انتظامی مطاف اهل بهاء بیت حضرت باب واقع در شیراز را که برای پیروانش در بیش از یکصد و دو هزار مرکز عالم مقدّس بشمار میرود ویران کرده و قلوب جمّ غفیریرا جریحه‌دار ساختند عده کثیری از معلمین و کارمندان دولت را بجرم بهائی بودن از کار برکنار نمودند و حال آنکه طبق تمام موازین قانونی صرف داشتن عقیده جرم نیست و همچنین حقوق مدنی جامعه بهائی را نادیده گرفته و آنچه بمراجع مختلفه تظلم و مکاتبه و یا ملاقات شده ادنی توّجهی بآنها ننمودند. مستضعفین بهائی را از اماکن این جامعه اخراج کرده و آنها را بیخانمان ساختند و عده‌ای از بهائیانرا بجبر و عنف دعوت به تبرّی از آئین خویش نمودند و حتّی اخیراً با نهایت تأسف و تحسّر یکی از بهترین و صادقترین افراد بهائی بنام بهار وجدانی را در مهاباد بدون هیچگونه گناه و قصوری بعلّت عدم کتمان عقیده دینی خود اعدام نمودند.

شاید علّت عمده وقوع این مظالم و بلایا و رزایا اتّهامات و مفتریّات بی‌اساسی است که بر خلاف جمیع موازین دینی بر این جامعه وارد میسازند و آن نسبت صهیونیسم دادن ببهائیان است اصل اساسی برای اثبات هر قضیه (البیّنته علی المدّعی) است و هر کس ادعائی بر این امر نماید بدواً بایستی با ارائه اسناد و مدارک کافی ارتباط تشکیلات بهائی را با صهیونیسم اثبات نماید والّا بعنوان مفتری قابل تعقیب است و اساساً نافی را نفی کافی بوده و اثبات ادّعا بعهده مدّعی است و اصل برائت برای افراد و آحاد مردم مسلّم شناخته شده مگر اینکه خلاف آن با دلائل و براهین قانونی اثبات گردد والّا کسی حقّ تعرّض نخواهد داشت و چون هیچگونه دلیل موجهی ارائه نشده و ادعای بی‌دلیل که ساخته و پرداخته مخالفین و معاندین جامعه بهائی است قابل قبول نبوده و نیست و خلاف این ادعای سخیف پس از رسیدگی کامل بدفاتر و آرشیو و پرونده‌های جامعه بهائی برای زمامداران مملکت ثابت و مسلّم گردیده است.

از آنجائی که بهائیان بر حسب عقیده باطنی با عموم نوع بشر و جمیع افراد انسانی یگانه بوده و در نهایت صمیمیت یگانگی بسر میبرند نمیتوانند طرفدار قوم بخصوصی باشند بلکه همه اقوام در نظر آنها مساوی است و سعادت کلّ را طالبند و از ناراحتی هر قومی که باشد بسیار ناراحتند و چون از مداخله در امور سیاسیّه بالمرّه ممنوعند کمال بی‌انصافی و دور از عدالت و انصاف یا ناشی از تعصّب مفرطه دینی و یا بی‌اطّلاعی است که بایشان بصرف افتراء نسبت صهیونیسیم داده شود بعلاوه تبعید حضرت بهاءالله از طرف دولت ایران و عثمانی در حدود ١١٢ سال قبل بعکّا صورت گرفته و حال آنکه دولت اسرائیل در سال ۱۹۴۸ میلادی یعنی حدود سی سال قبل تشکیل شده و در آن هنگام دولت اسرائیلی وجود خارجی نداشته و سالها بعد موجودیّت یافته و وجود اماکن متبرکه بهائی در اسرائیل الزاماً رابطه‌ای سیاسی نمیتواند باشد همان گونه که بودن اماکن مقدّسه اسلامی و مسیحیّت در آن سرزمین و وجود مسجدالاقصی که اوّلین قبله مسلمانان در بیت‌المقدّس است نمی‌تواند حاکی از رابطه سیاسی بین مجامع روحانی ادیان مزبور با دولت اسرائیل باشد بعلاوه صهیونیسم نهضتی است که مرام آن استقرار حیات ملّی یهود در فلسطین است و بعبارة اخری صهیونیسم جریان سیاسی بر اساس توجّه به نژاد خاصّ میباشد و چون بهائیان بالمرّه در امور سیاسی دخالت نکرده و بترک تعصّب نژادی مأمورند نمیتوان چنین اتهام بی‌اساسی بر ایشان که معتقد بوحدت عالم انسانی و ترک جمیع تعصبات مخرب میباشند وارد نمود مضافاً اینکه محقّقین و مطّلعین که درباره صهیونیسم و مسأله فلسطین کتابهای معتبر و مستندی مرقوم داشته‌اند در هیچیک از آن آثار کوچکترین نامی برده نشده که بفرض محال بهائیان ادنی ارتباطی با آنان دارند لذا مؤکداً اعلام میدارد که این اتّهام کذب محض و محض کذب بوده و بهائیت هیچگونه وابستگی با اسرائیل نداشته و ندارد. پس از اتهامات بیموردی که بجامعه بهائی در مورد ارتباط با سیاستهای استعماری روس و انگلیس و امریکا وارد نموده بودند و چنین مجعولاتی بر اساس تحقیقات مورّخین معتبر و محققین اسلامی و سایر نویسندگان بیغرض ثابت و مبرهن گردید حال نغمه تازه‌ای را ساز نموده و برغم باطل خود با این ترّهات در نظر دارند دامن پاک جامعه بهائی را ملکوک و مخدوش نمایند بنا بر جهات معروض از آن مقام رفیع استدعا دارد که بندای کلام الله قرآن مجید و وجدان خود گوش فرا داده و بر امری که سراپا کذب و بی‌اساس است حقوق این جامعه را دستخوش تضییع و تفریط قرار ندهند و مقرر فرمایند احقاق حقّ این ستمدیگان بعمل آید.

با تقدیم احترام

از طرف جامعه بهائیان ایران

دکتر حسین نجی

منوهر قائم‌مقامی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکته‌ای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]