[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

 

۱۳ بهمن ۱۳۵۹

جناب آقای وزیر بهداری

محترماً باستحضار میرساند از آنجا که اساس آزادی و مقتضای عدالت الهی شناسائی حیثیت و حقوق تمام افراد بشر بوده و عدم شناسائی و تحقیر و بی‌اعتنائی بحقوق انسانها در طول تاریخ بشر اعمال بی‌رویه و ظالمانه‌ای را موجب گردیده که وجدان انسانیت را سخت جریحه‌دار نموده از آنجا که ایجاد دنیائی که افراد بشر در گفتن و عقیده داشتن آزاد بوده و فارغ از وحشت و اضطراب باشند بعنوان بزرگترین آرزو و آرمان بشر در اعلامیه حقوق بشر شناخته شده است نظر باینکه وجود وحدت و همکاری در هر اجتماع مستلزم وجود تفاهم و اطمینان مشترک و متقابل بین افراد آن اجتماع است و نظر باینکه اصولی‌ترین وظیفه هر دولت حفظ امنیت و رعایت حقوق افراد ملت و تامین رفاه و سعادت سکنه مملکت است و از آنجا که عدم تعرض بشغل افراد و تفتیش عقاید منصوص اصول ٢٣ و ٢٢ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بوده و بصریح قانون استخدام کشوری کلیه سکنه مملکت از نظر حقوق استخدامی متساوی الحقوقند.

جای نهایت تعجب و استغراب است که از طرف آنجناب مبادرت بصدور بخشنامه‌ای بشماره ۷۵۶۰ مورخ ١٠ آذر ۱۳۵۹ مبنی بر لغو حکم استخدامی دستجمعی افراد بهائی مستخدم وزارت بهداری و خاتمه دادن بخدمت ایشان آنهم باستناد اداره موسسات دولتی بر پایه نظام اسلامی و ضوابط جمهوری اسلامی گردیده است.

جناب وزیر مگر نه اینست که نظام اسلامی حقوق افراد بر طبق آیات مبارکه قرآنیه "ما تری فی خلق الرحمن من تفاوت فارجع البصر هل تری من فطور" "ان اکرمکم عندالله اتقیکم"، "اعدلوا هو اقرب للتقوی"، "لکم دینکم ولی‌الدین"، "لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی" و کثیری دیگر از این آیات محکمات تعیین گردیده.

مگر نه اینست که ضوابط جمهوری اسلامی ایران در قانون اساسی جمهوری اسلامی چنین مقرر داشته که دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذکور در اصل دوم همه امکانات خود را برای امور زیر بکار برد و از جمله در بند ٩ و بند ۱۴ اصل دوم بشرح ذیل تصریح شده (رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه در تمام زمینه‌های مادی و معنوی تامین حقوق همه جانبه افراد از زن و مرد و ایجاد امنیت قضائی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون) و در اصل ١٩ مقرر داشته مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ و نژاد و زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود و برابر اصل ٢٣ – ٢٢ – ٢٠ همه افراد ملت یکسان از حمایت قانون برخوردارند و حیثیت – جان – مال – حقوق – مسکن و شغل اشخاص از تعرض مصون و تفتیش عقاید ممنوع است.

آنچه مسلم است اینکه بهائیان نه بی‌اعتقاد به نظام اسلامیند و نه بی‌اطلاع از ضوابط جمهوری اسلامی آنچه بر ‌ایشان معلوم نیست کثرت مظالم و ستمهائی است که بنام مقدس اسلام برایشان روا میدارند. جناب وزیر خداوند در قرآن مجید به رسول اکرم (ص) خطاب میفرمایند:

"انا انزلنا علیک الکتاب للناس بالحق فمن اهتدی فلنفسه و من ضل فانما یضل و علیها و ما انت علیهم بوکیل" آیا از این آیه کریمه نصی صریحتر و محکمتر بر اجتناب از تعرض بعقاید افراد می‌توان یافت.

همچنین در بخشنامه صادره اخراج دستجمعی بهائیان را منطبق با مفاد ماده ۱۴ قانون استخدام کشوری قید نموده‌اند و حال آنکه مفاد این ماده با مدلول بخشنامه مذکور بهیچوجه من الوجوه انطباقی ندارد زیر منطوق ماده ۱۴ قانون استخدام ناظر بکسانیست که فساد عقیده آنان در محاکم صالحه با صدور حکم قطعی ثابت و محرز گردیده باشد و نیز فساد عقیده مذکور در این ماده از نظر اساتید حقوق به عقاید سیاسی حمل و تعبیر شده نه عقاید دینی و چنانچه مذکور افتاد قانون استخدام کشوری بر خلاف استنباط نویسنده بخشنامه صریحاً کلیه سکنه مملکت را از نظر حقوق استخدامی متساوی‌الحقوق میداند و با این شرح و با وجود چنین اصول و مقرراتی نمی‌توان بهائیان را باستناد ماده ۱۴ قانون استخدام کشوری و سایر مطالب مطروحه در بخشنامه از خدمت اخراج نموده و بخدمت ایشان بدون وجود هیچگونه مجوزی خاتمه داد.

جناب وزیر اطمینان دارد کثرت کار و مشغله آنجناب فرصت مطالعه و دقت در مفاد بخشنامه را نداده و‌ الّا چگونه ممکن است در موقعیتی چنین حساس که احتیاج و نیاز مبرم مملکت به پزشک و سایر متخصصین این رشته از هر زمان دیگر محسوس‌تر است و حتی به استخدام پزشک غیر ایرانی مبادرت میشود اقدام بصدور چنین دستوری شود و حقوق مکتسبه و سرنوشت هزاران نفر را که عمر خویش را صرف خدمت صادقانه باین کشور مقدس نموده‌اند دستخوش استنباطی ناصواب قرار دهند و بکلی از هستی ساقط نمایند.

جناب وزیر مسلم است که اجازه نخواهند داد با تحریف و توصیف ناصحیح از نظام اسلامی و ضوابط جمهوری اسلامی حقوق حقه هزاران نفر بطور دستجمعی و صرفاً برای داشتن عقیده‌ای غیر از اسلام مورد تعدی و تعرض قرار گیرد خاصه که تشهیر این امر حاصلی جز هتک حرمت آزادی – قانونی و عدالت نداشته و نتیجه‌ای بغیر از ایجاد روح یاس و بدبینی بدنبال نخواهد داشت لذا صدور اوامر موکد بر رسیدگی عاجل و رفع اثر از مفاد بخشنامه صادره مورد استدعاست.

جناب وزیر بررسی عدم صحت و انطباق سایر موارد مذکور در بخشنامه صادره با مواد قانونی و موازین اصولی خارج از حوصله این مختصر است لکن در آن مورد بزعم جنابعالی بهائیان فاسدالعقیده قلمداد شده‌اند ناگزیر از ذکر چند مطلب است. اول اینکه اگر عقاید پیروان دیانت لاحقی از جانب اتباع دیانت سابق باطل تصور شود هرگز این حق برای ایشان شناخته نشده است که بعنوان تصور بطلان سلب عنوان دین از معتقدات دیگران نمایند و اجازه توهین و تحقیر بمعتقدات ایشان برخود روا دارند و دیگر اینکه اگر نفسی دیانت بهائی را عقیده‌ای فاسد بداند باید بتواند سایر ادیان موجوده را چنان تعریف کند که دیانت بهائی از آن تعریف مستثنی و برکنار ماند و از حقایق موجوده در آن ادیان بی‌بهره باشد و حال آنکه دیانت بهائی دارای مبانی مشترک با سایر ادیان آسمانی است بهائیان نیز چون معتقدین بسایر ادیان معتقد بخدای یگانه ذات بحت لایوصف و غیب منیع لایدرک می‌باشند مقام نفوس مقدسه‌ای را که محل تجلی و نزول وحی الهی در طول تاریخ بشری بوده‌اند تصدیق و تجلیل و تقدیس می‌نمایند ادیان الهیه را مراحل مختلف از دیانت واحدی می‌دانند که کاملاً بیکدیگر مرتبط بوده و در طی اعصار و ادوار همواره رو بتکامل و ارتقاست بوجود روح و بقای آن قائلند بلزوم رعایت فضائل اخلاقیه و تقوی و تهذیب نفس و تزکیه روح و رعایت صداقت و امانت و عفت و عصمت و نظافت سخت پای‌بندند و ذره‌ای از عصمت را اعظم از هزار سال عبادت و دریای معرفت میدانند بحیات اخروی و مجازات و مکافات روحانی یقین دارند و اجرای فرائض عبادتیه همچون نماز یومیه و نیایش و روزه و حج و زکوة را بر خود حتم می‌شمارند انجام حدود و فرائض ازدواج و طلاق و محرمات خانواده را بر طبق احکام کتب آسمانی معتبر می‌دانند و اشاعه حسنات و خیرات و مبرات را ترویج می‌کنند. از مداخله در امور سیاسیه بالکل اجتناب می‌ورزند و اطاعت از حکومت و حفظ نظم عمومی و احترام بقوانین مملکت محل سکونت خویش را فرض و واجب می‌شمارند و برای تامین منافع کشور خود در انجام خدمات اجتماعی و فرهنگی و عمرانی ساعی و کوشا هستند. اشتغال بامری از امور و کسب و اقتراف را بر خود فرض و واجب می‌شمارند و کار را در حکم عبادت بحساب می‌آورند بی‌شک مجال آن نیست که در این مختصر برئوس کلی و برجسته نظمی که بهائیان برای اداره عالم بآن معتقدند و بموجبات حصول وحدت عالم انسانی و چگونگی طرق رفع و دفع موانع آن و تامین صلح عمومی و تاسیس حکومت جهانی و تعدیل معیشت عمومی و حل مشاکل اقتصادی و تساوی حقوق زنان و مردان و تعلیم اجباری و لزوم توافق دین و علم و اینکه دین باید سبب الفت و محبت باشد و تاسیس یا انتخاب زبان و خط واحد و اوزان و مقادیر و پول واحد و غیره و غیره که مورد اعتقاد بهائیان است اشاره گردد مقصود از ذکر مطالب فوق تنها بیان مجملی از اعتقادات افراد بهائی است تا بدینوسیله روشن و ثابت گردد که چنین اعتقاداتی را به فساد حمل و تعبیر نتوان نمود و این نکته نیز معلوم و محرز گردد که اگر چنین عقایدی فاسد قلمداد شود لازمه‌اش اینست که این فساد را نعوذ بالله نسبت باعتقادات مومنین سایر ادیان نیز که هریک سهمی در بپاداشتن این نوع اعتقادات در دیانت خود داشته‌اند شمول و سرایت دهیم و حال آنکه این امریست بغایت بعید.

جناب آقای وزیر محترم بهداری از بدو تاسیس این آئین هزاران نفر را بخاک و خون کشیدند، آتش بدودمانشان زدند، بر زنان و فرزندانشان رحم نکردند، اموال و املاک و اغنام و احشامشان را بغنیمت گرفتند؛ عرصه وطن مالوف را بر آنان تنگ و تاریک ساختند، حکم بر منع مراوده با ایشان کردند، اجبار به تبری از عقیده نمودند، نفی و زندان کردند، گرفتند و زدند و راندند و بردند و سوزاندند و کشتند و همه نوع تعدی در حقشان بکار بستند، هر گونه ستم و سنگدلی بر ایشان روا داشتند، بتوهین و تحقیر معتقداتشان پرداختند و هر گونه اتهام و بهتان بر آنان وارد نمودند، مدارسشان را بستند، مجامعشان را پراکنده ساختند از اشتغال بشغل و حرفه‌شان بازداشتند، حق دفاع را از این گروه سلب نمودند و به تظلمات ایشان وقعی ننهادند و اخیراً علاوه بر تکرار مظالم گذشته در وارد ساختن شکنجه و آزار و کشتار بابداع و اختراع نیز دست زده‌اند از جمله امنای منتخب جامعه بهائی را ربوده‌اند و دور از انظار مخفی و زندانی ساخته‌اند. زن و شوهری را در نوک بیرجند به صندلی بسته و زنده بآتش کشیده‌اند و همچنین پروفسور منوچهر حکیم را در طهران در محل کارش ترور نمودند و هنوز آثار خونش از زمین محو نگردیده بود که اموالش را بیغما برده‌اند ولکن در قبال این همه فشار و سختی بهائیان مظلوم جانب صبر و بردباری را پیشه نمودند هرگز راه تلافی و انتقام نپیمودند در هیچ موقع به توطئه و تحریک و اغواء و هجو و افتراء اقدام نکردند و در زمره طرفداران هیچ حزب و دسته‌ای درنیامدند و دعوت بخرابکاری و مداخله در مناقشات سیاسیه را از هیچکس نپذیرفته آیا گذشت این زمان طولانی و این همه تحمل و بردباری و انحصار توسل ببارگاه الهی برای امتحان و اثبات مصلح بودن و نه مفسد بودن این نفوس و احراز وجود حسن نیت در اعتقادشان کافی نیست؟

با این همه، تاسف و تاثر عمیق بهائیان تنها از جهت ورود مظالم بی‌ حد و حصر و تحمل بار سختی‌ها و فشارهای جانکاه و بیکار شدنها نمی‌باشد بلکه بیشتر از آنست که صدور این قبیل دستورات بمنزله اعلانی بر مرگ آزادی، انصاف، عدالت و حقوق انسانی است.

جناب وزیر علیرغم صدمات و مشقات جانفرسای وارده و سلب حقوق مکتسبه بهائیان همچنان باین کشور مقدس که مهد آئین ایشان است عشق خواهند ورزید زمینش را بوسه خواهند زد و خاکش را کحل بصر خواهند نمود و برای آنجناب و همه هموطنان عزیزی که گاه و بیگاه تازیانه غضب ایشان بر پیکر مظلوم و بی‌گناهشان می‌نوازد دعای خیر خواهند نمود و بحکم فریضه دینی خود دوستشان خواهند داشت زخم را مرحم خواهند نهاد و زهر را بشکر معامله خواهند کرد و اگر پیوسته جفا بینند هرگز از طریق وفا منحرف نخواهند شد چه که اعتقاد ایشان بآئین صدق و صفا و صلح و سلام و عشق و وفا چنین اقتضاء می‌نماید.

جامعه بهائیان ایران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکته‌ای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]