[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

 

نمایندگان محترم مجلس خبرگان:

در این دقایق حساس که آن نفوس مهمه به تدوین قانون اساسی و منشور آزادی ملت ایران اشتغال دارند جامعهٴ بهائی کراراً مستدعیات خویش را مبنی بر شناخت حقوق انسانی و اجتماعی خود در قانون اساسی کتباً و شفاهاً باستحضار رسانده لکن عدم توجه و عنایت به خواسته حقهٴ این جامعه از طرفی و از طرف دیگر تهاجم اخیر و تخریب بیت حضرت باب در شیراز که از اشرف و اول مقامات مورد توجه بهائیان جهان است و نیز ادامهٴ توهین و تحقیر نسبت به مقدسات دینیه و ضبط اموال و مستملکات متعلق به این جامعه و زجر و ضرب و جرح و حبس و تهدید و قتل نفوس و هدم و تخریب و غارت و حرق منازل بهائیان (بیش از هزار منزل و محل کسب) و نبش مقابر و قطع اشجار و غارت محصولات زراعتی و اجبار به تبری از عقیده و منع مراوده و معامله با این طایفه و اخراج ایشان از ادارات و دوائر ملی و دولتی همچنین ایراد اتهامات و افترائات واهیه چون وجود روابط این جامعه با صهیونیسم و غیره آنهم در این هنگام که به ظهور طلایه آزادی و عدالت اسلامی تبلیغ میگردد قلوب بهائیان را مملو از تحسر و تاسف نموده عده‌ای را نیز این اعمال غیر انسانی به سختی آزرده خاطر و مشمئز ساخته است و معلوم نیست چنانچه این روش ادامه یابد و به حقوق از دست رفته توجهی نشود چه وارد خواهد شد لذا ناگزیر مجدداً در تعقیب مکاتبات قبلی با تقدیم این رقیمه در مقام دادخواهی و احقاق حقوق این جامعه برآمد شاید به تدبیری حکیمانه احقاق حق فرمایند و با بینش وسیع تعمیم عدالت و آزادی را محدود به عده ای از اهالی مملکت نساخته و به مصداق آیات مبارکه: "ما تری فی خلق الرحمن من تفاوت فارجع البصر هل تری من فطور" و"ان اکرمکم عندالله اتقیکم" و "اعدلوا هو اقرب للتقوی" و "لکم دینکم ولی دین"و "ﻻ اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی" حقوق انسانی کافه اهالی مملکت را من دون استثناء در قانون اساسی بای نحو کان ملحوظ و منظور نموده و با تدوین قانونی صریح، مفید، جامع و عمومی کلیهٴ ایرانیان را بین جهانیان مفتخر و متباهی گردانند.

بر خاطر نمایندگان محترم پوشیده نیست که طبق شواهد تاریخی به کرات فاتحین به نام خدا و مذهب ملت و یا اقلیتی را مقهور کرده و بزیر بار ظلم و ستم کشیده‌اند آیا اینک وقت آن نرسیده که بنام خدا آزادی و برابری اعطاء گردد؟ از بین ادیان موجود عالم دیانت بهائی تنها دیانتی است که مصدق و موید نبوت حضرت رسول اکرم (ص) و وصایت ائمه طاهرین (ع) است آیا شایسته است حقوقی را که برای جمیع ملل قائلند بر اینان روا ندارند؟ آنچه در این مدت دربارهٴ بهائیان گفته‌اند اکثر آنها از منابعی نقل گردیده که سرچشمهٴ آن به غرض و تعصب آلوده بوده است.

بهائیان به وحدانیت خدا و حقانیت انبیاء قائلند و به هیچوجه جائز نمیدانند که احدی اساس این ادیان را مخالف واقع جلوه دهد و یا حقایق مکنونه در آنها را به نظر استخفاف بنگرد، هرگونه تحقیر یا تضعیفی را که نسبت به هر یک از ادیان جهان روا داشته شود لطمهٴ مستقیمی بر پیکر آئین خود می دانند. تعالیم این دیانت بقدر راس شعره یئ از حقایق مودوعه در شرایع قبلی انحراف ندارد و بقدر خردلی از نفوذ روح ایمانی که ادیان سالفه به وجود آورده‌اند نمی کاهد.

بهائیان جهان، کشور ایران را که مولد و مهد آئین ایشان است تکریم و تجلیل می نمایند و آنچه ناگوار و غیر قابل تحمل برای بهائیان عالم است تخفیف مقام و منزلت اسلام و ایران در انظار جهانیان می باشد. ما امیدواریم با تمهیدات و پیش بینی های لازم روا ندارند که با تحریف اهداف بهائیان و توصیف ناصحیح عقاید آنان بطور غیر عادلانه‌ای حقوق حقهٴ این جامعه مورد تعدی و تعرض واقع شود. در خاتمه با اطمینان به عدالت و نصفت و اخلاص و ایمان نمایندگان آن مجلس محترم، توقع دارد که در ضمن قانون اساسی جمهوری اسلامی حقوق اجتماعی و مدنی این جمع شکیبا و بردبار به نحو مطلوب و مقتضی تأمین گردد و موجبات امنیت خاطر و اطمینان قلب آنان نسبت به فراغ بال خویش در اقلیم کریم ایران و در میان ملت نجیب و شریف و متدین آن فراهم آید و اینان بتوانند مثل سایر ملل متنوعه و ادیان و مذاهب موجوده در این مملکت از حقوق اصلی و اساسی بشری مثل آزادی وجدان و ایمان، حق ازدواج و طلاق، امنیت خاطر نسبت به مصونیت از تعرض به جان و مال و حیثیت، حق دعا و عبادت، حق تحصیل در مدارس، حق اشتغال به شغل، حق مالکیت، حق سکونت، حق دفن اموات و امثال آنها برخوردار شوند.

شاید بر نمایندگان محترم عجیب آید که جمعی از مردم تقاضای احقاق این قبیل حقوق اولیه را که تعلق آن به جمیع افراد بشر جزء بدیهیات است از آن مجلس معظم می نمایند ولی هر گاه اندکی در وضع بهائیان ایران تمعن شود معلوم می‌گردد که چگونه از جملهٴ این حقوق یا اکثر آنها محرومند و چگونه با اضطرار و اضطراب در سراسر ایام حیات صرف اوقات می کنند و پیوسته خود را در معرض تهدید به جان و مال و ناموس، تهدید به اخراج از کار، تهدید به تبعید از محل سکونت، تهدید به نبش قبور اموات، تهدید به سوزاندن خانه ها و غارت دکاکین، تهدید به ایراد اقسام افترا و اتهام می بینند و به همین سبب انتظار تامین این حقوق اولیه را در قانون اساسی از آن نفوس جلیله می نمایند و امیدوارند که با تجدید نظر در بعضی از مواد قانون و درج بعضی از توضیحات لازمه در مواد دیگر وسایلی برای تحصیل امنیت خاطر و تضمین رفاه و راحت و امنیت این جماعت در این مملکت فراهم آید و مفاد آیهٴ مبارکهٴ "و ما ارسلناک اﻻرحمه للعالمین" دربارهٴ آنان نیز تحقق پذیرد.

١٣ مهرماه ۱۳۵۸

"جامعه بهائیان ایران"

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکته‌ای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]