[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

مورخه ١٢ دی ۱۳۵۸

 

حضور مبارک حضرت آیة‌الله بهشتی مد ظله العالی مشرف باد

بعد از تقدیم مراتب تکریم و احترام عطف بمذاکرات حضوری هفته قبل بعرض میرساند: با اینکه در کلیه موازین اسلامی امر به قسط و عدل گردیده و رهبر عالیقدر حضرت آیة‌الله العظمی امام خمینی در باره حفظ حقوق کلیه اقشار و اقلیتها مکرر در مکرر بیانیه‌های مؤکدی صادر فرموده‌اند و همچنین اصل اول قانون اساسی حکومت حق و عدل و قرآن و در اصل دویم جمهوری اسلامی ایران را نظامی بر پایه ایمان و عدل الهی (بند چهارم) و رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه در تمام زمینه‌های مادی و معنوی (بند نهم) و تأمین حقوق همه‌جانبه افراد از زن و مرد و ایجاد امنیت قضائی عادلانه برای همه و تساوی عموم در برابر قانون (بند چهاردهم) را اعلام داشته است و بتصویب رسیده و این جامعه بیدفاع در جمیع موارد قولاً و عملاً اطاعت کامله و مراتب خدمتگذاری بی‌شائبه خود را باثبات رسانیده است ولی مظالم وارده در مورد اخراج افسران بهائی این اقلیت را بر آن داشت که بتقدیم این استدعانامه مبادرت ورزد:

بطوریکه استحضار دارند مدت ۱۳۶ سال است بهائیان در این کشور موجود و بزرگترین اقلیت دینی محسوبند بوحدانیت الهیه معترف بوده و بحقانیت جمیع انبیاء و مرسلین و ائمه طاهرین صلوات‌الله علیهم اجمعین معتقدند و مصدق همه کتب آسمانی من جمله کلام الله قرآن مجید میباشند پیرو وحدت و یگانگی با جمیع نوع بشر بوده و پیوسته از حکومت و مقررات مملکتی اطاعت میکنند و همواره در تأمین منافع وطن خویش ساعی و جاهدند اکنون طبق صورت ضمیمه بموجب ماده واحده‌ای تعداد کثیری از افسران را که عمری در نهایت صداقت و امانت و پشتکار و جدیت مشغول خدمتگذاری بملک و ملت میباشند اخراج نموده‌اند و حتی در نظر دارند موظفین و بازنشستگانی را که بتدریج در طول خدمت بدین منظور مبلغی از اجرت خودشان ماهانه کسر نموده‌اند از دریافت حقوق خودشان محروم نمایند آیا این افراد که با صداقت و صراحت ما فی‌الضمیر خود را ابراز داشته‌اند چه گناهی مرتکب شده‌اند که مستحق چنین ستمی گردند و بظاهر ظاهر حیثیت زندگانی ایشان لکه‌دار شود؟ آیا اینها دارای زن و فرزند و عائله واجب‌النفقه نمیباشند؟ آیا سزاوار است که در کشور عدل اسلامی فردی عمری تمام نیروی جوانی و توانائی مادی و معنوی خود را با رعایت کلیه ضوابط انسانی و کمال درستکاری مصروف داشته و هنگام کهولت که دیگر کاری از او ساخته نیست از مقررات و وجوهیکه خودش بصندوق بازنشستگی پرداخته بی‌نصیب ماند.

در اصل بیست و سوم قانون اساسی صراحتاً مذکور گردیده که تفتیش عقاید ممنوع است و هیچکس را نمیتوان بصرف داشتن عقیده مورد تعرض و مواخذه قرار داد.

بناء علیهذا استدعای این جامعه چنانستکه در مورد بازنشستگان و موظفین مقرر فرمایند بحکم لا اکره فی‌الدین قد تبین الرشد من الغی و لکم دینکم ولی دین کما فی‌السابق حقوق ایشان پرداخت گردد و در مورد شاغلین چنانکه اولیای محترم امور مملکتی فی‌الحقیقه نخواهند که این افراد مانند گذشته بخدمت باقی مانند بافتخار بازنشستگی نائل شده و بر طبق اصل اعطاء کل ذیحق حقه با ایشان رفتار گردد.

با تقدیم احترامات فائقه

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکته‌ای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]