[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

 

[نشریه:] جرس جنبش راه سبز

[تاریخ:] ۲۳ آذر ۱۳۹۲

 

سند حقوق شهروندی اگر با دقت تدوین نشود وسیله ایبرای اعمال تبعیض و تداوم سرکوب خواهد شد

نامه ۷ تن از مدیران جامعه بهایی به روحانی

جرس: هفت تن از مدیران جامعه بهائی که اکنون در زندان به سر می برند در نامه ای به حسن روحانی با استقبال از تدوین سند حقوق شهروندی، دیدگاه خود را درباره این منشور تبیین کرده اند.

به گزارش جرس، این نامه به امضای وحید تیزفهم، جمال الدین خانجانی، سعید رضایی، مهوش شهریاری، بهروز عزیزی توکلی، فریبا کمال آبادی و عفیف نعیمی رسیده است که هر کدام ۷ ماه انفرادی و دو سال و نیم در بند ۲۰۹ بوده اند و هر کدام به ۲۰ سال زندان محکوم شده و از زمان بازداشت مرخصی نیامده اند...

...متن کامل این نامه در ادامه آمده است:

جناب حجت الاسلام و المسلمین حسن روحانی

ریاست محترم جمهور

بدون شک در تاریخ هر کشوری لحظات بسیار مهمی پیش می‌آید که در آن اقداماتی به ظاهر ساده می‌تواند سیر زندگی ملت را تغییر دهد، سوءتفاهمات دیرینه را از میان بردارد و فصلی جدید در سرنوشت مردم آغاز نماید.

دعوت اخیر جنابعالی برای شرکت در گفتمانی همگانی درباره حقوق و وظایف شهروندی، بارقه‌ی امیدی در قلوب روشن نموده که شاید چنین لحظه‌ای اکنون برای مردم شریف ایران و سرنوشت این سرزمین مقدس فرا رسیده است. ما نیز ضمن گرامی داشت این اقدام مبارک بر آن شدیم که در پاسخ به مسئولیت اخلاقی عمیق که نسبت به وطن خود علی‌الخصوص نسبت به جوانان این مرز و بوم احساس میکنیم منویات قلبی خود را بیان نموده در این گفتمان مهم شرکت کنیم.

ما این اقدام را از درون سلول زندان و علی‌رغم محدودیت‌های ناشی از آن و به عنوان جمعی از شهروندان قانونمند این مملکت انجام میدهیم، شهروندانی که بیش از ۵ سال پیش صرفاً به دلیل خدمات خود جهت تمشیت امور داخلی جامعه بهایی ایران دستگیر و روانه زندان شدند. به علاوه از این رو در این ایام پر واقعه و خطیر به نوشتن این نامه پرداختیم تا مبادا تاریخ از ما به عنوان کسانی یاد کند که در انجام وظایف خود قصور نموده‌اند.

جناب روحانی!

اگرچه نفس ابراز تمایل به بررسی و رعایت حقوق حقه شهروندی افراد ملت به خودی خود از اهمیت بسیاری برخوردار است اما در اینجا لازم میدانیم که با قاطعیت تمام بیان کنیم که در نظر ما یگانگی و برابری و آزادی تمام مردم صرفاً ساختاری مدنی و قانونی محسوب نمی‌گردد بلکه اصلی‌ست روحانی که منبع و سرچشمه‌اش آفریننده یکتایی است که تمامی نوع بشر را از تراب واحد خلق فرموده. مردم ایران به حق مایلند که زندگی فردی و جمعی‌شان مرفه و شکوفا باشد، آرزو دارند که فرزندانشان ترقی کنند، جوانانشان راه پیشرفت را بپیمایند و ملتشان از صلح و آرامش برخوردار باشد. اما بدیهی است که هیچ یک از این آرمان‌ها محقق نخواهد شد مگر آنکه شرایط اجتماعی و قانونی این امکان را فراهم سازد که با تمامی اجزاء اجتماع صمیمانه و مشفقانه رفتار شود، افراد از حقوق بنیادین خود برخوردار باشند و هیچ کس به دلیل قومیت، جنسیت، عقاید دینی و با ["یا" باید باشد] به هر دلیل دیگری مورد ظلم قرار نگیرد.

هرچند گفتمان جاری حقوق شهروندی پیرامون منشوری است که در دست نگارش است اما اینجانبان معتقدیم که فراتر از اظهارنظر درباره مندرجات این منشور، این دعوت فرصت مغتنمی‌ست تا وضع و موقعیت ملت خود را مورد بررسی و بازنگری قرار دهیم و ببینیم که مایلیم در چگونه اجتماعی زندگی کنیم و مختصات جامعه مطلوب ما کدام است؟ برای اینکه چنین تفحصی از کارایی لازم برخوردار باشد لازم است ابتدا سوالات دقیقی در مورد وضع جامعه و محیطی که میخواهیم نسل آینده ما در آن پرورش یابد مطرح سازیم و به قلب و روح خود مراجعه کنیم و از خود بپرسیم که با توجه به اینکه ایران عزیزمان در گذشته دچار انواع و اقسام تعصبات، تبعیض‌ها، خشونت‌ها و دیگر معضلات اجتماعی بوده به گونه‌ای که آثار نامطلوب آن را می‌توان در تمام عرصه‌های اجتماع ملاحظه نمود، حال با توجه به تجربیات گذشته واقعاً مهم‌ترین و والاترین اصول و قواعدی را که برای وطنمان و شهروندانش آرزو میکنیم چیست؟ و از چه راهی می‌توان بدانها دست یافت؟ چگونه می‌خواهیم احترام و شرافت ذاتی هر فرد را حفظ نماییم؟ چگونه هر جزء از اجزای مختلف اجتماع از فضایی سازنده بهره‌مند خواهند شد؟ برای اینکه زنان بتوانند سهم کامل و مساوی خود را در پیشرفت اجتماعی کشور ادا نمایند چه شرایط و امکاناتی باید ایجاد شود؟ می‌خواهیم با کودکان چگونه رفتار شود؟ چگونه میتوانیم اقلیت‌ها اعم از قومی و دینی و هر نوع اقلیت دیگر را قادر سازیم که با آزادی و دوش به دوش دیگران در بهسازی اجتماع مشارکت کنند؟ چه باید کرد تا نظرها و عقاید مختلف مورد احترام قرار گیرند؟ چگونه خشونت را از اجتماع خود بزدائیم؟ چگونه حق آموزش برای همگان را تضمین کنیم؟ این افکار از جمله موضوعاتی است که باید راهنمای ما در جستجوی اصول هدایت کننده اجتماع و تدوین حقوق شهروندی باشد.

جناب رییس جمهور!

مشورت با عناصر مختلف اجتماع درباره آینده مملکت صرفاً میتواند قدمی اولیه در راه بنیان چنین اجتماعی ترقی محسوب می‌گردد، اما آنچه اهمیت اساسی دارد این است که برنامه‌های آموزش و پرورش کشور بازبینی شوند تا اطمینان حاصل کنیم که زمینه‌ی اجتماعی لازم برای پرورش یک فرهنگ پیشرو فراهم میشود. فرهنگی که بر اساس اصولی بنیادین از قبیل شرافت و کرامت انسان و تساوی شهروندان در برابر قانون استوار است.

مسلماً تهیه و تدوین سندی برای تعیین حقوق شهروندی مردم می‌تواند قدمی مهم در راه پیشرفت کشور باشد اما اگر این منشور به دقت تدوین نشود و یا بدتر از آن اگر عمداً برای ایجاد جدایی تنظیم شود می‌تواند به وسیله‌ای برای اعمال تبعیض و تداوم سرکوب تبدیل گردد. بنابراین علاوه بر بهره‌برداری از گفتمانی آزاد و ترویج برنامه‌های آموزشی صحیح، آنچه برای تضمین حقوق شهروندی ملت شریف ایران شدیداً مورد نیاز است، اولاً وضع قوانینی‌ست که با صراحت کامل حافظ این حقوق باشد و ثانیاً تاسیس ساختارهای لازم است که اجازه ندهد اجرای این قوانین موکول به تفسیرهای مستبدانه و دلخواهانه گردد. احکام صادره برای هزاران نفر از بهائیان در اخراج از مشاغل دولتی، اعدام بیش از ۲۰۰ نفر از بهائیان، اخراج هزاران نفر از جوانان دانشجو از دانشگاه‌ها در گذشته و همچنین احکام صادره در هشت سال اخیر برای صدها شهروند بهایی و وقایع وارده بر ما هفت نفر و روند قضایی که منجر به محکومیت هریک از ما به بیست سال زندان گردید، دلایلی گویا بر اهمیت این نکته است و ضرورت وجود ضمانت برای اجرای این قوانین را صد چندان مورد تاکید قرار می‌دهد. کما اینکه سالیان دراز ما با اطلاع کامل دوایر مختلف دولتی افتخار خدمت به جامعه بهایی ایران را داشتیم اما ناگهان یک روز به دنبال کج اندیشی و اعمال سلیقه‌های فردی برخی از مسئولین امور، چنین تصمیم گرفته شد که اقدامات و خدمات ما غیرقانونی شناخته شود و در نتیجه اکنون قریب به شش سال است که در زندان به سر می‌بریم.

جناب رییس جمهور!

به راستی اگر تدبیری چاره‌ساز اندیشیده نشود در شرایطی که حقوق افراد می‌تواند اینچنین خودسرانه و دلخواهانه پایمال شود، چه کسی می‌تواند مطمئن باشد که همین اتفاق و همین سرنوشت که امروز ما گرفتار آن هستیم، فردا گریبانگیر او نخواهد شد؟!

در پایان توفیق حضرتعالی در راه خدمت خالصانه به ملت بزرگ ایران برای تحقق عدالت، آزادی و برابری آرزومندیم.

با احترام

وحید تیزفهم، جمال‌الدین خانجانی، سعید رضایی، مهوش شهریاری، بهروز عزیزی توکلی، فریبا کمال‌آبادی، عفیف نعیمی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکته‌ای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]