[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

۳۰ مهر ۱۳۵۹

محترماً تظلم و معروض میدارد: روز شنبه ۲۷ مهر ۱۳۵۹ آقای شیخ مصطفی رهنما به اتفاق چهار جوان مسلّح به بازرگانی و فروشگاه تدارک واقع در خیابان جمهوری طهران که سالهاست مرکز خرید و فروش لوازم دفتری و ماشینهای اداری از قبیل ماشینهای تحریر، حساب، فتوکپی، پلی‌کپی، فتواستنسیل، ماشین صندوق و کاغذ و مرکب فتوکپی و پلی‌کپی می‌باشد مراجعه و بدون ارائۀ مستند قانونی، منشی فروشگاه را در اطاقی محبوس ساخته و ضمن بازدید بدنی آنچه در جیب و کیف آنان بوده برداشته، از آن جمله سی هزار ریال وجه نقدی که در کیف منشی فروشگاه بوده تصاحب و اظهار داشته که این پول‌ها به علت اکتساب از فروشگاه بهائی نجس است. همچنین دو قطعه چک متعلق به این بازرگانی به مبلغ یک میلیون ریال از جیب جوانی دیگر که برای وصول وجه آن به فروشگاه مراجعه نموده بود تصاحب کرده، سپس به تفتیش و تجسس در اطاقها و کابینت‌های فروشگاه می‌پردازد و با باز کردن گاو صندوق فروشگاه کلیه اوراق بهادار و اسناد رسمی اعم از ملکی و تجاری را برداشته و با ارعاب و توهین به معتقدات نفوس یاد شدۀ در چنگال خویش، دستور بردن و زندانی کردن دو مراجع به فروشگاه را در شب همان روز صادر مینماید که تا کنون خبری از آن‌ها در دست نیست.

اعمال غیر قانونی آقای شیخ رهنما به اینجا خاتمه نمی‌پذیرد بلکه با دستیابی به اوراق و دفاتر، آدرس انبار فروشگاه را کشف نموده! پس از لاک و مهر کردن در ورودی فروشگاه به انبار و تعمیر‌گاه این بازرگانی مراجعه و با شکستن شیشه و قفل در ورودی، به قول خویش به انبار مهمات و مواد منفجره! دست می‌یابد و روز بعد با افزودن بتعداد افراد مسلح خود و با آوردن وانت و کامیون کلیه کالاها و ماشین آلات و قطعات یدک را که بیش از دوازده ملیون ریال ارزش آن می‌باشد بانضمام کالاهای موجود در فروشگاه را دستور حمل میدهد که معلوم نیست به چه مکانی برده است.

آیا این اعمال ناروای آقای شیخ رهنما مخالف رضای حضرت خاتم الا‌نبیاء و ائمۀ هدی و حامیان شریعت غرّا نیست؟

آیا این‌گونه حرکات نابجا مغایر با موازین شرعی و بر خلاف قانون اساسی جمهوری اسلامی که آزادی معتقدات و عدم تفتیش عقاید مصرحّ در آنست نمی‌باشد؟

آیا این تعرضات و تجاوزات ناشی از اغراض شخصیه آقای شیخ رهنما و پاسدارانش که بکرّات در دل شبها به صورت محاصره و تهاجم به منازل بهائیان و تجسس و تفتیش آنان و ایجاد رعب و وحشت در قلوب اطفال معصوم و اعضای خانواده‌های بیشمار صورت گرفته سبب تلاشی جمع‌ها و نارضایی توده‌ها و سلب آسایش و امنیت عائله‌ها نمی‌گردد؟

رجای واثق دارد که آن مقام محترم دستور عاجل و مقتضی صادر فرمایند تا افرادی ذی‌صلاح و بی غرض به عرایض اینجانب که در این جا به نهایت اختصار عنوان گردید رسیدگی نمایند و ضمن اعادۀ حیثیت اینجانب، اموال برده شده را باز گردانند.

با تقدیم احترامات

هاشم فرنوش

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکته‌ای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]