[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

مقام دادستان محترم کل کشور حضرت آیت‌الله ربانی املشی دامت تائیداته

بکمال توقیر و احترام مصاحبه آنحضرت مندرج در شماره /٨٠٠ جریده شریفه جمهوری اسلامی برای افراد بهائی بارقه امیدی است که مقام عالی قضائی و روحانی مملکت نسبت باین جامعه مظلوم ستمدیده نظری دور از تعصب و تبعیض روا داشته و بر تأمین جانی و مالی آنها از لحاظ شرعی و قانونی صحه گذارده. این حسن نظر و نیت پاک آنجناب ایجاب میکند در مقام حق شناسی سپاس و تشکر جامعه بهائی را بحضور عالی تقدیم داشته و توقیراً مطالبی جهت مزید اطلاع معروض دارد. امید آنکه نامه به محضر انور آنجناب واصل آید و مورد مطالعه قرار گیرد.

جنابعالی در مقام دادستان کل کشور و مجتهد عادل بر این مسائل واقفند که احکام دادگاهها اعم از شرعی و قانونی باید مستدل و مستند و علنی باشد. اتهامات متکی بر دلیل و مدرک باشد، صلاحیت دادگاه در رسیدگی محرز و حاکم دادگاه فارغ از تعصب و غرض باشد. وجدان و کلام خدا گواه است که احکام صادره در باره بهائیان با هیچیک از موازین فوق موافق نبوده است. بهائیان در سال ۱۳۵۹ با صدور آرائی مفصل شامل اتهامات مختلف بی‌اساس حتی فعالیت دینی و افترائات بسیار اعدام میشدند. در سال ۱۳۶۰ اتهامات به جاسوسی صهیونیسم و امپریالیسم تغییر یافت و در این اواخر نه خبری از اعدام منتشر میشود و نه حکمی اعلام میگردد و نه اجساد تیرباران شدگان بخانواده آنان تحویل میشود. در مصاحبه روز ۲۹ دی ۱۳۶۰ بعد از آنکه موضوع تیرباران عده‌ای از بهائیان در رسانه‌ها منتشر شد ریاست دادگاههای انقلاب مرکز در جواب خبرنگار میفرماید "روشن شده که این گروه و یا فرقه برای سازمانهای استعماری جاسوسی میکنند و خساراتی را که این فرقه ضاله مضره باین مملکت وارد آورده‌اند الله اکبر ..." و در دنباله مطلب بدادگاهها توصیه میشود "بر دادگاهها و حکام شرع واجب است که این افراد را به کیفرشان برسانند و ...".

جنابعالی در مقام دادستان کل هرگز پرونده بهائیان اعدام شده را مطالعه فرموده‌اید و مراجعی که حکم قتل صادر نموده‌اند در باره عقاید بهائیان دور از تعصب بمطالعه نشسته‌اند که اینگونه با نظر قاطع در باره جاسوس بودن بهائیان و یا ضاله بودن آنان گواهی میدهند. بعنوان نمونه ٧ نفر بهائی که در روز ١٧ شهریور ۱۳۵۹ در یزد باتهام واهی توطئه علیه حکومت اسلامی و جاسوسی باستناد اسناد مکشوفه در دایره اسقفی اصفهان بجوخه اعدام سپرده شدند. آیا بعداً که دادستان کل انقلاب مجعول بودن آن اسناد را اعلام نمود اقدامی در جهت برائت آنان لااقل بعد از تیرباران نمودند. بهائی بحکم همان عقیده و اصولی که در راهش قربانی میدهد و جان میبازد مداخله در سیاست را حرام میداند تا چه رسد بجاسوسی و خیانت بملت و مملکت روی همین اصل در رژیم گذشته همه تضییقات و تهدید بیرون راندن از وطن را بر عضویت در حزب رستاخیز ترجیح داد. بهائیان بکدام دلایل برای سازمانهای استعماری جاسوسی کرده‌اند و چه اخبار و اطلاعاتی را به دول بیگانه داده‌اند، چه خساراتی به این کشور وارد آورده‌اند آیا جز خدمت باین آب و خاک آنهم با نهایت صداقت و وفاداری چه مشکلی ایجاد کرده‌اند؟

بهائیان ایران بعلت ایرانی بودن و عشق بآب و خاک ایران تنها مستأمن نبوده بلکه خود را صاحب حق میدانند و این حقوق بموجب مواد سوم و چهاردهم و نوزدهم و بیست و سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی بآنان داده شده و بنابراین علاقه دارند ولاه امور و ملاذ جمهور بر این حق صحه نهند و بهائیان را از آن بهره‌مند سازند. بهائیان صاحب کتاب و متألهند: بذات غیب منیع لایدرک معتقدند و معترف بحقانیت جمیع انبیاء از آدم تا خاتم میباشند در حالیکه مستأمن از نظر فقهی بکسانی اطلاق میگردد که غیر مسلمان بوده و اهل ذمه هم نباشد یعنی متأله و صاحب کتاب نباشند ولی بهر حال اکنون که آنجناب بدور از تعصب اهل غرض بحداقل حقوق معتقدین باین دیانت تفوه فرموده‌اید و این جامعه از این بابت از جنابعالی متشکر است آیا مظالمی که بر این جامعه ستمدیده و مظلوم وارد میآید دلیل مستأمن بودن آنان است؟

شهادت بیش از ١٠٠ نفر از بهائیان باتهامات کاملاً واهی و بی‌اساس دلیل در امنیت بودن آنانست؟ مصادره و نهب و غارت اموال بهائیان در نقاط مختلف کشور دلیل مستأمن بودن آنانست تصویب قانون بازسازی مؤسسات دولتی و قلمداد کردن بهائیان بعنوان مجرم و قاتل دلیل بر امنیت آنان است؟

اخراج کارمندان بهائی از مؤسسات دولتی و غیر دولتی بدون پرداخت دیناری بابت سالهای خدمت بعنوان فرقه ضاله و محروم ساختن آنان از کلیه حقوق و مزایای اجتماعی دلیل مستأمن بودن آنانست. آیا میتوان نفوسی را با اعتقاد بحق و انبیای الهی و کتب آسمانی و عالم بعد و مجازات و مکافات اخروی و تمسک باصول اخلاقی و انسانی ضاله نامید و در قتل و هدمشان کمر همت بست.

آیا توهین و تحقیر بمقامات مقدسه این دیانت در ایران و با خاک یکسان نمودن آن دلیل مستأمن بودن آنانست؟

آیا عدم اجازه تحصیل بدانشجویان بهائی و اخراج شاگردان مدارس با نظر شخصی مدیر مدرسه و قطع حقوق بازنشستگان بهائی، ممنوع نمودن کسبه بهائی در بعضی از نقاط کشور و ممانعت از کشت زارعین در نقاط دیگر و اجبار آنان با تهدید اسلحه بترک اعتقادات خود دلیل مستأمن بودن آنانست؟

جناب دادستان هزاران سئوال دیگر در مظالم وارده به بهائیان میتواند مطرح باشد که برای جلوگیری از تصدیع متعرض آن نمی‌شود ولی از آن مقام تقاضا دارد لااقل برای یکبار هم که شده وجدان و حقیقت را در نظر آرند و به تظلمات و شکایات آنان نظر لطفی بیفکنند اگر چه تا کنون از تظلمات و شکایات طرفی نبسته‌ایم و ملاذ و ملجائی جز خداوند قادر منان و فریادرس مظلومان نداریم و در مقام تسلیم و رضا هر مصیبت و بلائی را بجان خریده‌ایم ولی ضمن سپاس و احترام نسبت بکسی که در باره بهائیان ابراز حسن نیت فرموده تقاضا داریم دستور فرمایند در کلیه موارد معروضه تحقیق نموده و در صورت اثبات امر به احقاق حق یا لااقل توقف مظالم فرمایند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکته‌ای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]