[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

۲۵ بهمن ۱۳۶۱

 

با سپری شدن چهار سال از حکومت اسلامی که مقامات عالیه روحانی در رأس امور کشور حاکمند و بخدمت دین و ملت قائم هستند انتظار میرفت بحکم عدل الهی و بخلاف گذشتگان در باره جمعی از افراد صدیق و خداپرست این کشور که پیوسته مورد تعدی و ستم قدرتمندان حزبی و موالیان و سیاستمداران دولتی قرار داشته‌اند عدل و نصفت به میان آید، نسبت بافتراآت و تهمتهای ناروائی که بر بهائیان مظلوم ایران وارد میشود تفرس و تفحص فرمایند، با تحری و مداقه در اصول اعتقادات و احکام و قوانین آنها صحت و سقم مطلب را دریابند و تصمیمی موافق با رضای الهی و در جهت عدالت انسانی اتخاذ فرمایند. چون حقیقت مسلم است که جامعه بهائی در ایران وجود دارد و تعداد بهائیان در این مملکت از مجموع سایر اقلیتهای دینی بیشتر است.

متأسفانه بخلاف انتظار آیات فضل و مکرمت بخش قرآن کریم و مبانی اخلاقی و انسانی و اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی که طلیعه امید بود نادیده گرفته شد و مظالم دولتهای گذشته نه تنها تخفیف نیافت بلکه متأسفانه بر شدت آنها افزوده شد. مستخدمین سازمانهای دولتی و مؤسسات خصوصی از کار اخراج و از حقوق مکتسبه محروم شدند، از ادامه تحصیل و ورود دانشجویان بدانشگاه ممانعت رسمی بعمل آمد، برای تحصیل اطفال و نوجوانان مشکلاتی ایجاد شد و بسیاری از واحدهای آموزشی دانش آموزان بهائی را از مدارس اخراج کردند، کسبه و زارعین بهائی از کار ممنوع گشته و مورد زجر و توهین قرار گرفتند، تضییقات و مصائب هر روز شدیدتر و اموال منقول و غیر منقول بسیاری ضبط و مصادره گردیده و بعضاً بتاراج رفت، عده‌ای از فضلا و دانشمندان بیگناه بهائی را که در مقام تقدیس و تنزیه مورد توجه خاص و عام بودند بنام سران بهائی و با عنوان کردن اتهامات واهی چون حاضر به تبری از عقیده و ایمان نشدند بجوخه آتش سپردند و یا بدار آویخته شدند و در تبعیت از اقدامات رسمی عمل ناروای ترور هم مزید شد و در این مورد از پزشک دانشمند با شهرت جهانی گرفته تا پیرزن بی‌پناه و بی‌گناه روستائی را شامل گردید.

در توالی و تتابع اشتداد بلایا و رزایا بسیاری از افراد جامعه وسیلۀ مأمورینی متعصب که قلوبشان مملو از ضغینه و بغضا است دستگیر و مسجون میشوند و همواره جمعی از بهائیان، مردان و زنان و جوانان حتی اطفال خردسال بعلت شرکت در تشکیلات روحانی و دینی بهائی در زندانها اسیر و تحت فشارهای گوناگون قرار داشته و دارند تا در اثر آزار و اذیت فراوان توان از دست رود و مجبور به ترک عقیده و تبری از ایمان گردند و یا بقول مباشرین در حبس بمانند تا "بپوسند" و یا بعضی که حاضر به ترک عقیده نیستند مصلوب گردند و عجبا که مقامات رسمی در مجامع مختلف بین المللی اعلام میکنند "بهائیان ایران بجرم عقیده اعدام نمی‌شوند" و این سیل جارف ستم که شرح جامعش موجب اطناب کلام میشود و قلم از تحریر آنهمه ظلم بر انسانهای بیگناه شرم مینماید همچنان در نقاط مختلف کشور ادامه دارد.

مطلب حائز توجه اینکه اعمال دستورات و احکام شرعیه که در جمیع ادیان توسط رؤسای مذهبی انجام میگیرد در دیانت بهائی بوسیله تشکیلاتی که منتخب افراد جامعه بهائی است اجرا میگردد. این تشکیلات صرفاً روحانی است و با سیاست و امور مملکتی ارتباطی ندارد هدفش تعلیم و تهذیب اخلاق جامعه و بسط معارف دینی بین پیروان این آئین است، با حکومت و رژیم و مقام رهبری و دیانت مقدس اسلام هیچگونه تعارض و تناقضی ندارد و هیچگاه تفوه به مخالفت نداشته و تصور و تخطر آنرا نیز گناه میداند.

جامعه و تشکیلات بهائی بنا بر اعتقادات دینی ملک و ملت را یار وفادار و حکومت را مطیع و مددکار است و بلحاظ رعایت نظامات و مقررات طبعاً مشکلاتی برای مسئولان امور بوجود نیاورده و نمی‌آورد. احصائیه مجرمان و مخالفان و متخلفان از قوانین در دادسراها گواهی بر این مدعا است. بهائیان بخاطر عشق و علاقه‌ای که باین سرزمین و هموطنان عزیز دارند حد اکثر مساعی را در جهت نیل باهداف و آبادانی و تعالی کشور و برنامه‌های دولتی معمول داشته و دارند.

این تشکیلات روحانی بهیچوجه از جامعه بهائی جدا و مجزا نبوده و لاینفک است. اهدافش ربانی و آمالش وحدت عالم انسانی و ارتقاء بشر به قله رفیع تکامل و تعالی در ظل رایت الهی است و اموری مستور و مخفی ندارد. با اینکه آرشیو کلیه سوابق این جامعه در اختیار اولیای محترم امور میباشد معهذا هر گاه اطلاعاتی مورد لزوم مراجع رسمی مملکتی باشد با اولین ابلاغ بجامعه در کمال صداقت و امانت تقدیم میدارد.

این جامعه در چهار سال حکومت جمهوری اسلامی حسن نیت خود را باثبات رسانده. قدمی بر خلاف مصالح مملکت و مباین نظامات دولت برنداشته، در هیچ واقعه و حادثه‌ای شرکت نجسته و با هیچ جمعیت و دسته‌ای همراز و دمساز نگشته و با هیچ گروه سیاسی اعم از داخلی و خارجی رابطه برقرار نکرده و جمیع مظالم و مضایقی که از طرف مقامات و مسئولان وارد آمد در سبیل ایمان بحق تحمل نموده و تظلمات و شکایات را فقط بمراجع ذیصلاح و ولاة امور مملکتی تقدیم نموده و چون نتیجه نگرفته و یا مزید بر علت شده ناچار امور را بخداوند متعال تفویض نموده و بحبل اصطبار تمسک جسته و از درگاه قاضی الحاجات رفع و دفع این تضییقات را آمل و سائل گشته چون "... اهل بها آئین خود را بخون خود خریده و شهد فدا در سبیل حبش چشیده بامیدش زنده‌ایم و از مادونش رسته"[۱].

بهائیان در کلیه کشورهای عالم با آن که دارای نظام سیاسی مختلفه میباشند طبق اصول و نظامات بهائی افرادی را صرفاً جهت اداره امور روحانی فقط برای مدت یکسال با رأی مخفی و آزاد انتخاب مینمایند و این افراد بدون آنکه سمت و مقامی داشته و سر و سرور محسوب شوند و یا حقوق و مقرری دریافت دارند بعنوان خادمین جامعه وظائف محوله را که عبارت از:

"تحسین اخلاق است، و تعمیم معارف، ازاله جهل و نادانی، و دفع تعصبات است، و تحکیم اساس دین حقیقی در قلوب و نفوس، اعتماد بر نفس است، و اجتناب از تقلید، حسن ترتیب و نظم در امور است، و تمسک به لطافت و نظافت در جمیع احوال و شئون، راستی و صداقت است، ترویج صنعت و زراعت است، و تشیید ارکان تعاون و تعاضد، حریت و ترقی عالم نساء است، و تعلیم اجباری اطفال از بنین و بنات، استحکام اصول مشورت در بین تمام طبقات است، و دقت در حسن معاملات، تأکید در امانت و دیانت است، و صدق نیت و طیب طینت و نجات از قیود عالم طبیعت، تقدیس و تنزیه از شرور و مفاسد قویه مستولیه بر بلاد غرب است، و تمسک باعتدال در جمیع شئون و اوقات، تفنن و تدقیق در علوم و فنون عصریه است، و حصر نظر در ترویج مصالح جمهور، و عدم مداخله در امور مشوشه احزاب است، و عدم تعرض به مخاصمات سیاسیه و منازعات مذهبیه و مبادی سقیمه اجتماعیه حالیه است، صداقت و اطاعت قلباً و لساناً باحکام مشروعه دولت و حکومت است، و احتراز از مسلک و افکار و آراء واهیه مقلدین و متجددین، احترام و توقیر و تمجید و پیروی ارباب هنر و صنعت است، و تکریم و تعزیز صاحبان علوم و معارف حریت وجدان است، و عدم تنقید و تعرض به عقائد و رسوم و عادات افراد و اقوام و ملل"[۲].

همچنین انجام احوال شخصیه از تغسیل و تکفین و تدفین متصاعدین و ترتیب و تنظیم مراسم شرعی ازدواج بهائی و سایر امور روحانی است بعهده دارند. این تشکیلات روحانی که بطور رایگان در خدمت جامعه و از خود جامعه میباشند متأسفانه موجب سوءتفاهم و تعبیراتی در بین برخی از متصدیان امور و بعضی مأموران شده و گروهی که مغرضانه وظایف تشکیلات بهائی را مغایر با حقیقت و واقعیت جلوه داده و افتراآتی ناروا بر علیه این تشکیلات بر مصادر امور و مؤمنین متعصب القاء نموده و اتهامات واهی جاسوسی صهیونیستی و سیاسی استعماری بر بهائیان روا داشته و بهتان را گناه نشمرده‌اند در صورتی که جمیع این عناوین کذب محض و خالی از حقیقت و بدون دلائل مستند است و اسناد و آرشیو توقیف شده تشکیلات بهائی و اظهار نظر مسئولان منصف و بصیر مملکتی خلاف آنرا اثبات میدارد و بهمان سبب که کشته شدن را بر تقیه و کتمان عقیده ترجیح میدهیم دروغ گفتن و خلاف واقع جلوه دادن مطلب را مذموم و از سیئات لایغفر میدانیم. 

بی‌توجهی و بی‌عدالتی عده‌ای از مقامات که تصور دارند تعدی و ستم بر جامعه بهائی در جهت اعتلای حکومت و بنفع شرع مقدس اسلام است و افزایش موج تضییقات و مشکلات بر جمعی بی‌پناه که در حد اعلای مظلومیت قرار دارند و تنها اتکالشان خداوند متعال است عموماً موجب شده حتی جهانیان بر این مظالم رقت حاصل نمایند و متأسف شوند و بهمدردی و دلسوزی پردازند بدلیل احترام و علاقه این مظلومان بدیانت مقدس اسلام و کشور خویش و آرزوی اینکه حکومت ایران طبق بشارات وارده محترم‌ترین حکومات روی زمین گردد، طبعاً مایل نیستیم دولت اسلامی ایران مورد احترام و نعت جهانیان واقع نشود و بهمین سبب با عرض مراتب فوق از مقامات عالیه مملکتی و علمای عظام روحانی تقاضا داریم با عنایت باصول معتقدات بهائی مبنی بر اعتقاد بذات غیب منیع لایعرف و لایدرک، وحدت اساس ادیان، حقانیت انبیاء الهی از آدم تا خاتم (ص) و ائمه اطهار علیهم آلاف التحیه و الثناء و تقدیس و تکریم آن مظاهر مقدسه و قبول حقایق کتب مقدسه آسمانی و اعتقاد به بقای روح و عالم بعد و مکافات و مجازات اخروی و تمسک تام به تنزیه و تقدیس و اخلاق و آداب انسانی و صداقت و اطاعت قلباً و لساناً باحکام مشروعه دولت و حکومت و عدم مداخله در امور سیاست و احزاب تکلیف جامعه را بر وفق رضای الهی و عدالت قرآنی و اصول سوم و چهاردهم و بیستم و بیست و سوم و ... قانون اساسی جمهوری اسلامی تعیین و دستور رسمی صادر فرمایند که تعدیات و بیداد پایان پذیرد و حقوق مسلوبه این جامعه موجد احقاق گردد و جان و مالشان در امان باشد.

با تقدیم احترام

دریافت کنندگان:

١– آیت‌الله یوسف صانعی دادستان کلّ کشور

٢– شورای عالی قضائی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکته‌ای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]

 

[۱] [از توقيعات مباركه حضرت ولی امرالله (۱۹٣٩ - ۱۹۲٧)]

[۲] [از توقيعات مباركه حضرت ولی امرالله (۱۹۲۶ - ۱۹۲٢)]