[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

بسم الله الرحمن الرحیم

٢٨ تیرماه ١٣٨٣

اوضاع و احوال و وقایع روستای کتای بویر احمد از سال ١٣۵٧ تاکنون: در سال ١٣۵٧ با اذیّت و آزارهای فرصت‌‌طلبان محلی که بر چند ده کوچک همجوار بهائی روستای کتا اعمال شد سرانجام این چند ده در روستای کتا متمرکز شدند از جمله روستاهای دره شور، گروزه ، کَتَک و مَرغ چنار

در بهار سال ١٣۵٨ بمدت سه شبانه روز حدود ٣٠٠ نفر مسلح به سرکردگی شخصی به نام حبیب بهادر تامرادی که بعداً یاغی گردید روستای کتا را محاصره کردند و به تهدید مال و جان و ناموس افراد ساکن روستای کتا پرداختند که ساکنین به ناچار در ابتدا زنها و بچه ها و دختران را بطور شبانه در زیر باران شدید در پناه درختان حاشیه رودخانه از ده بیرون بردند و از حلقه محاصره آزاد کردند. (برگه ضمیمه شماره ١ استشهاد اهالی و شوراهای روستاهای همجوار) فردای آن روز افراد مسلح به ده حمله کردند و ٣ شرط را برای اهالی مقرر ساختند ١- یا کتمان عقیده نمایند ٢ یا قلع و قمع شوند ٣- یا مجبور به ترک محل آباء و اجدادی خود شوند و مایملک خود را برای غارتگران بر جای گذارند. که ناچاراً ساکنین شرط سوم را پذیرفتند و محل و منطقه را ترک نمودند و به زنها و بچه‌های خود ملحق شدند و در منطقه‌ای به نام مهیار در ٣٠ کیلومتری اصفهان چادر زدند و اقدام به شکایات و تظلم خواهی نزد نهادها و سازمانها و مقامات مختلف پرداختند از جمله کمیته موقت انقلاب اسلامی آقای مهدوی کنی (برگه ضمیمه شماره ٢) و به مدت ٢ ماه در این چادرها زندگی کردند تا اینکه ازطرف فرماندهی نظامی منطقه‌ای در تاریخ ۶ خرداد ١٣۵٨ دعوت به بازگشت و تأمین امنیت و اسکان در منطقه را نمودند. (برگه شماره ٣)

بعد از بازگشت افراد و اسکان اهالی با وجود بودن حاکم شرع آن زمان آقای محمد کریم واعظی حاکم شرع استان کهگلویه و بویر احمد امنیت نسبی وجود داشت .(برگه شماره ۴) بعد از انتقال ایشان وضع و اوضاع نابسامان گشت و افراد محلی به سرکردگی روحانی محل به نام سید عباس بینانژاد (طهمورثی) که بعداً خلع لباس گردید به اذیت و آزار بهائیان ساکن محل پرداختند و اموال ساکنین را بطور واضح و آشکار به سرقت میبردند و بعد از مراجعه به پاسگاه محل هیچ گونه اقدامی به عمل نمی‌آمد و مأمورین و رئیس پاسگاه با سید عباس همداستان شده بودند و به افراد فحاشی می‌نمودند که نه امنیت جانی و نه مالی وجود نداشت و حتی به دادگاه یاسوج مراجعه گردید ولی متأسفانه به تظلم خواهی بهائیان اهمیت نمی‌دادند و افراد را تهدید می‌نمودند. چندین نفر از روحانیون محلی هم از وضع و اوضاع نابسامان سوء استفاده کرده و بعد از برداشت محصول توسط کشاورزان افراد را مجبور به تحویل محصولات کشاورزی خود می‌نمودند. عده‌ای را به زندان انداختند و سپس محکوم به شلاق نمودند. عده‌ای را در زندان شلاق زدند و عده‌ای را از زندان به محل بردند و در مَلاء عام شلاق زدند و نهایتاً محکومین به عقیده را تبعید به مناطق مختلف کشور نمودند. ناامنی جانی و مالی و رُعب و وحشت باعث گردید که ناچاراً افراد مجدداً وطن آباء و اجدادی خود را ترک و در مناطق همجوار سُکنی گزیدند. و بعد از ترک اجباری منطقه دادگاه انقلاب یاسوج به حکم حاکم شرع آن زمان حاج آقا فاضل محکوم به مصادره اموال بطور غیابی گردیدند و بعد از مراجعه به حاج آقا فاضل و درخواست کتبی حکم ایشان و تظلم خواهی از ایشان بطور شفاهی اظهار داشتند که بنده فقط چهارچوب زمینهای آبی را که شامل فاریاب برنج کاری کتا که در محدوده استان کهگلویه و بویر احمد میباشد مصادره کرده‌ام و هیچ حکمی مبنی بر مصادره کلیه اموال بهائیان اعم از زمینهای دیم و خانه مسکونی را ننموده‌ام و از دادن حکم کتبی امتناع نمودند و هر چه تقاضای شماره پرونده یا مکتوبی را نمودیم امتناع ورزیدند و مدرکی دال بر مصادره اموال به ما ارائه نگردید و از آن تاریخ تا کنون هر چه تظلم خواهی و دادرسی به مراجع و سازمانهای زیر ارائه گردید نتیجه‌ای حاصل نگردید.

١- رئیس قوۀ قضائیه ٢- دفتر مقام رهبری ٣- دفتر ریاست جمهوری ۴- دادستان کل کشور ۵ – هیئت پیگیری بر حُسن اجرای قانون اساسی ۶ – بازرسی کل کشور ٧ – ریاست دیوان عالی کشور ٨- کمیسیون اصل نود قانون اساسی ٩- ریاست قوۀ مقننه ١٠ - دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام ١١ – معاونت سیاسی وزارت کشور ١٢ – رئیس دادگستری یاسوج ١٣- ستاد اجرائی فرمان امام شیراز ١۴ – استاندار استان کهگلویه و بویر احمد ١۵ – رئیس دادگاه عمومی دنا (سی سخت) و هرساله یک یا دو بار به این مکانها و سازمانها تظلم خواهی می‌نمودیم و بعد از پست پیشتاز و اخذ رسید پس از ١۵ روز افراد شخصاً به این مکانها جهت پیگیری و گرفتن جواب مراجعه می‌نمودند که جوابهای مُقنِع به ما داده نمی‌شد و بعضی جاها هم احساس همدردی می‌کردند و می‌گفتند به قوه قضائیه مراجعه نمائید و بعد از مراجعه به قوه قضائیه می‌گفتند که پرونده شما جواب ندارد یا بایگانی شده است تا اینکه در سال ١٣٧٩ حکمی به این مضمون که باقیمانده زمینهای در تحت تصرف بهائیان روستای کتا را مصادره و به متقاضیان جدید واگذار نمایند. ولی چون در سال ١٣٧٩ به دلیل داشتن امنیت و استقرار حاکمیت قانون مالکین و زارعین از تحویل زمینهای مزروعی خود امتناع نمودند و عملاً با این حکم مخالفت ورزیدند که حتی ۲۴ ساعت افراد در پاسگاه محل بازداشت گردیدند و سپس آزاد شدند و هم اکنون زمینهای مذکور در تصرف خود مالکین بهائی میباشد. (برگه ضمیمه شماره ۵) لازم به ذکر است که روستای کتا واقع در مرز استان کهگلویه و بویر احمد و استان چهار محال و بختیاری میباشد و اسناد مالکیت افراد حدود ٨٠ درصد که اکثراً دیم میباشد جزو استان چهار محال و بختیاری میباشد که اقدام به شکایت در دادگاه فلارد چهار محال بختیاری نمودیم و هم اکنون پروند‌ای در حال اقدام و پیگیری در آن دادگاه میباشد. تا اینکه در مهرماه سال ١٣٨٢ در روزنامه خبر شیراز آگهی ابلاغ دادنامه بر مصادره اموال اینجانبان را بطور غیابی مشاهده نمودیم مراتب اعتراض و تجدید‌نظر خواهی را به دادگاههای تجدید نظر استان تهران و استان فارس و دادگاه ۴٩ استان فارس را ظرف مدت ٢٠ روز همراه مدارکی دال بر اقامت در ایران از قبیل آخرین مرحله ته کوپن و کارنامه بچه‌ها و عقد و ازدواج افراد که ما متواری نیستیم و در ایران زندگی می‌کنیم ارسال داشتیم و اینکه اموال ما مشروع و حلال میباشد که چرا به ۴٩ رفته که مربوط به اموال نامشروع میباشد که اعتراضیه‌ها را پس از پست پیشتاز و اخذ رسید دو روز بعد در ظرف مدت ٢٠ روز افراد حضوراً در مراجع مربوطه مراتب اعتراض خود را اعلام داشتند که متأسفانه هیچگونه شماره ثبت دفتر یا شماره پرونده‌ای را به ما ابلاغ نداشتند فقط قاضی مربوط اصل ۴٩ همه افراد را که ٢٨ نفر بودند احضار نمود واظهار داشت شماره پرونده شما همان روزنامه میباشد و گفت اگر میخواهید نتیجه بگیرید به دیوان عالی کشور مراجعه نمائید که مراتب اعتراض خود را طی اعتراضیه‌ای به صورت لایحه توسط پست پیشتاز ارسال گردید و در تاریخ ٢۵ دیماه ١٣٨٢ و بعد از ٣ روز جهت اخذ جواب حضوراً به دیوان عالی کشور مراجعه نمودیم که دیوان اظهار داشت نامه شما در تاریخ ٢٧ دیماه ١٣٨٢ بدست ما رسیده است و جهت اقدام طی نامه شماره ٣٠۵٧٣ در تاریخ ٢٨ دیماه ١٣٨٢ به دادگاه انقلاب اسلامی ویژه اصل ۴٩ شیراز ارسال گردید و جهت اخذ جواب به آنجا مراجعه شود که به دادگاه ۴٩ شیراز مراجعه گردید و اظهار داشتند که اموال شما مصادره گردیده است و همچنین مراتب اعتراض به مراکزی که قبلاً هر ساله بصورت سیستماتیک فرستاده می‌شد نیز ارسال گردید. تا اینکه در پاییز سال ١٣٨٣ از طرف ستاد اجرائی فرمان امام شیراز مجدداً فشارهایی وارد گردید و به ساکنین بهائی روستای کتا و هرکسی که ملکی داشته است اعلان گردید که یا زمینها را به ستاد تحویل دهید و خودتان هر ساله اجاره بهایش را به ستاد بپردازید که اگر چنین نکردید و تحویل ندارید ما ناچاراً این زمینها را به افرادی که از قبل تعیین کرده‌ایم تحویل خواهیم داد و به زور شما را بیرون خواهیم کرد و دست شما از همه جا قطع خواهد شد که ساکنین بهائی روستای کتا از قبول این حکم سرباز زدند و به احقاق حق و تظلم خواهی نزد سازمانها و مراجع دولتی پرداختند که از قبل به دادگاه سی سخت دستور داده بودند که به شکایات بهائیان رسیدگی نشود و پاسگاه محل ضمن تأسف و همدردی از این اوضاع اظهار داشت که متأسفانه ما هیچ کاری برای شما نمی‌توانیم انجام دهیم که ساکنین بهائی از قبول این دستورالعمل امتناع ورزیدند و حضورشان را در روی زمینها مضاعف نمودند که حتی یک پیرزن و یک پیرمرد توسط شخصی که زمین به او واگذار شده بود در حین کار روی زمین کتک کاری شدند که در ضمن فرم اجاره نامه‌ها که از طرف ستاد در اختیار متقاضیان زمین قرار گرفت اولاً تاریخ آن یکسال گذشته بود و ثانیاً کسی به نمایندگی از طرف ستاد اجرائی امضاء یا مهر نکرده بود ثالثاً امضاء کننده فرم خود متقاضیان میباشند و امضاء کننده واگذارنده نیز خود متقاضایان میباشند.

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]