[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

[احسان‌الله مهدی زاده در ایام زندان از هم‌بندان خود خواسته که در دفترچه خاطراتش مطالبی بنویسند که مطلب زیر یکی از نوشته‌های آنان است.]

 

فرزندی بسیار عزیز- احسان مهربان

 

مقرّر فرمودید شرحی در صفحه خاطرات زندانت توسّط وحدت شرمنده نوشته شود پس می‌نویسم. به یاد محبت‌های بی‌شائبه دوران ۲۳۲ روزه که در سلول‌های مختلف در کنار یکدیگر گذراندیم.  و به یاد عنایات حقّ که در این مدت همگی را موفق گردانید به اخلاقی رحمانی و صفاتی الهی امرش را در اجتماع زندان معرفی نماییم و به یاد الفت و ودادی که در بین شما عزیزان حکم‌فرما بود و محسود و مغبوط دیگران واقع می‌شدید و به یاد دعا و مناجات‌ها در اسحار و روزها در خلوت به راز و نیاز مشغول می‌شدیم و به یاد اشک‌های ریخته شده به خاطر عنایتی که حقّ در باره ما ذلیلان بدون استحقاق مقرّر داشته و تاج افتخار بزرگی بر تارک ما گذاشته شده که انشاءالله در آتی خود و فرزندانمان به آن مباهات خواهند نمود و بالاخره به یاد خنده‌ها و شوخی‌های همکار عزیزمان که همیشه ما را شاد نگاه می‌داشت.

 

فرزند عزیزم در آخر کلام توجّه آن جویان روحانی را به این مطلب مهم متوجه می‌سازم که فرد بهائی متعلق به خودش نبوده بلکه متعلق به عالم بهائی است.

 

کسی که هیچ‌گاه آن شاب روحانی را فراموش نخواهد کرد وحدت شرمنده.

 

۳۰ دی ماه ۱۳۵۹ – زندان عادل‌آباد – بند ۴

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]