[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

 

[روزنامه‌:]

 

فرقه‌های سیاسی و اهرم حقوق بشر

مسئله فرقه سیاسی بهائیت در ایران هر از چند گاهی به عنوان یک سوژه تبلیغاتی از طرف وسائل ارتباط جمعی غرب و با گوشه چشمی به موضوع حقوق بشر مطرح می‌شود.

صدای آمریکا (۱۱ تیرماه) در گزارشی اعلام کرد: «مجلسین سنا و نمایندگان آمریکا بار دیگر (صدور) قطعنامه‌هائی را در حمایت از بهائیان در ایران در دست بررسی دارند. کنگره آمریکا در سال‌های ۸۸، ۸۴-۱۹۸۲، نیز با صدور قطعنامه‌های مشابهی از دولت ایران خواست که حقوق تمامی اتباعش از جمله اعضاء جامعه بهایی، بزرگ‌ترین اقلیت مذهبی آن کشور را محترم بشمارد.»

ابتدا طرح این مسئله که مثلاً بهائیان بزرگ‌ترین اقلیت مذهبی در ایران هستند خود از دو جنبه قابل بررسی است. اول آن‌که آیا بهائیت اصولاً یک اقلیت مذهبی است یا فرقه سیاسی؟

این‌که تبلیغات غرب از این فرقه به عنوان یک اقلیت مذهبی نام می‌برد طبعاً به گذشته‌های دورتر بر می‌گردد، اما همین‌قدر بگوییم که از زمان ناصرالدین‌شاه قاجار که این فرقه فعالیت‌های سیاسی تفرقه‌آمیز خود را در جامعه مسلمان ایران آغاز کرد، انگلیس به عنوان حامی آن‌ها محبوب گروه فرقه بهائیت شد. اعضای این فرقه پس از یک دوره رکود فعالیت‌های علنی در ایران (در همان دوران در ترکیه، قبرس، فلسطین اشغالی، و بعضاً در اروپا و آمریکا به‌شدت فعال بوده‌اند) در زمان سلطنت محمدرضا پهلوی با شدت بیشتر شروع به فعالیت سیاسی کردند و با نفوذ در کلیه دستگاه‌های دولتی و حتی ایجاد نخستین فرستنده تلویزیونی در مراکز حساس کشور رخنه کردند. این فرقه با استفاده از جایگاه عناصر خود در مقام‌ها و پست‌های کلیدی به تقویت خود همت گماشت و به نحوی عمل می‌کرد که در حیطه اختیاراتشان جز اعضای فرقه، دیگران فرصت ابراز وجود نمی‌یافتند. شبکه اختاپوسی فرقه سیاسی بهائیت که از بیت‌العدل در حیفای اسرائیل و نیویورک آمریکا رهبری می‌شد توانست با استفاده از همین نفوذ، ثروت سرشاری برای اعضای خود به ارمغان آورد. رهبری و اعضای این فرقه کسب ثروت و نفوذ را به منظور اهداف سیاسی و قرار دادن کشور در دامان اربابان خود، وجهه همت قرار داده بودند. حضور کنونی بهاییان در ایران که صرفاً به اعتقادات فکری بسنده کرده‌اند و خود را از دایره فعالیت‌های سیاسی به نفع بیگانه رهانیده‌اند مبین این نظر است، زیرا در ایران هیچ فردی به صرف داشتن عقیده حتی خرافی‌ترین و مهجور‌ترین آن مورد تعقیب قرار نمی‌گیرد.

صد‌ای آمریکا همچنین گفت‌: «در سال‌های ۸۸ و ۸۴ -۱۹۸۲ کنگره آمریکا قطعنامه‌هائی را که هم‌زمان از سوی مجلسین سنا و نمایندگان ارائه شده بود مورد تصویب قرار داد. در این قطعنامه‌ها کنگره آمریکا اعلام داشته که دولت ایران را مسئول محترم شمردن حقوق تمامی اتباعش از جمله اعضای جامعه بهائی ایران می‌داند.»

حرکت آمریکا خود یک حرکت سیاسی است و این‌که از اقلیت‌های ایران صرفاً نام جامعه بهایی را ذکر می‌کند خود سؤال برانگیز و در عین حال افشاگر این مسئله است که چرا از اقلیت‌های دیگر- اگر اقلیت‌های مذهبی با عدم رعایت حقوق از سوی ایران مواجهند- نامی ‌برده نمی‌شود؟ چرا تنها اقلیت به اصطلاح بهایی حقوقشان محترم شمرده نمی‌شود؟ و چراهای دیگر که دولت آمریکا باید به آن‌ها پاسخ دهد.

پاسخ ما این است که فرقه‌های سیاسی که به منظور تشتت در کشور و جامعه و سوق دادن آن‌ها به دامان بیگانگان فعالیت می‌کنند و مرکزشان در اسرائیل و نیویورک است، در ایران جائی نخواهند داشت و حتی اگر کنگره آمریکا صدها قطعنامه دیگر در این باره صادر کند، ایران استقلال خود را در محظورات سیاسی و به اصطلاح حقوق بشر، به زیر سئوال نخواهد برد.

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]