[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

 

رد اتهام وابستگی سیاسی بهائیان به اسرائیل و صهیونیسم

 

مخصوص جامعه بهائی است

 

احبای عزیز الهی

در هفته‌های اخیر گروهی با ارسال جزواتی به منازل بهائیان سعی دارند که اتهامات جدیدی بر این جامعه ستمدیده وارد سازند. هر چند نوع اتهامات هر روز تغییر می‌یابد ولی بی اساس بودن آن تازگی ندارد ما سال‌هاست که به شنیدن این قبیل نسبت‌های ناروا عادت کرده بی‌پایه بودن آنها و تناقض گوئی مفتریان را به اثبات رسانده‌ایم. از جمله اتهامات و تناقض گوئیهای آشکار موارد ذیل است:

  1. بابیت و بهائیت ساخته دولت انگلیس است و بهائیان جاسوس انتلیجنس سرویس هستند.
  2. بابیت و بهائیت ساخته دولت روسیه تزاری بوده است و بعد به دامان دولت انگلیس افتاده است.
  3. بهائیان وابسته به صهیونیسم بوده و جاسوس اسرائیل هستند.

اتهامات جدیدتر هم خواهد آمد. به زعم مغرضین اگر ثابت شود در کره مریخ هم دولتی وجود دارد بهائیان در آینده جاسوس آن دولت خواهند شد. اتهامات ردیف یک و دو را مورخین مسلمان و غیر مسلمان که محقق در تاریخ بوده‌اند بررسی نموده و واهی بودن آنها را اثبات نموده‌اند (۱) ما در این رساله به بررسی اتهام و ایراد اخیر می‌پردازیم.

صهیونیسم چیست؟

"صهیونیسم نهضتی است که مرام آن استقرار حیات ملی یهود است در فلسطین" و با قبول این نهضت تمام یهودیان متفقاً در برقراری حیات ملی یهود در فلسطین که بر روی تمام افراد یهود باز خواهد بود کوشش و مجاهدت خواهند نمود بنابراین نهضت نوع پرورانه و مذهبی تبدیل به نهضت سیاسی و ملی گردید و صهیونیسم (دوست‌داران صهیون) جای خود را به صهیونیسم سیاسی داد.

دقت در تعریف صهیونیسم و کاربرد آن به خوبی نشان می‌دهد که به طور کلی از اصل و پایه هدفی برای تشکیل و اجتماع یک ملت و نژاد و یک نوع عمل کاملاً سیاسی است، در حالی که بهائیان هدفشان استقرار وحدت عالم انسانی از طریق رفع تعصبات نژادی و ملی و قومی و روش‌شان عدم مداخله در امور سیاسیه و اجتناب از هر نوع عمل سیاسی است.

در حالی که یکی از هدف‌های صهیونیسم اجتماع یهودیان در اراضی مقدسه است بهائیان اجازه اقامت دائم در اسرائیل نمی‌گیرند و در آن کشور سکونت نمی‌کنند و تعداد قلیلی هم که برای نگهداری بقاع متبرکه بهائی در آن کشور زندگی می‌کنند در امور سیاسی و دولتی هرگز دخالت ننموده و مشارکتی ندارند (۲) باید توجه داشت که فلسطین سرزمینی مقدس و اورشلیم شهری مذهبی و تاریخی برای پیروان چهار دیانت است.

یهودیان- مسیحیان، مسلمانان و بهائیان هر یک تعلق مذهبی و دینی به این قسمت از خاک جهان دارند و پیروان هر سه دیانت بزرگ جهت نگاه‌داری از اماکن دینی خود که زیارت‌گاه ایشان است همه ساله مبالغی صدها بار بیش از جامعه بهائی مصروف می‌دارند پس چگونه است که فقط بهائیان "عمال صهیونیسم" می‌باشند؟

حضرت عبدالبهاء سال‌ها در تحت ظلم و ستم دولت عثمانی در حبس و تبعید بودند چگونگی ظلم و ستم دولت و خلیفه عثمانی سلطان عبدالحمید و فساد آنها را باید در کتب تاریخی خواند. در اواخر جنگ بین‌الملل اول فلسطین که از بلاد شامات و جزو متصرفات دولت عثمانی بود در اثر حمله ارتش انگلیس (که با دولت عثمانی در جنگ بود) به تصرف آن دولت درآمد.

حضرت عبدالبهاء که از سالها قبل طی سفرهای متعدد به کشورهای اروپا و آمریکا و آفریقا در معابد و دانشگاه‌ها و در مصاحبه با خبرنگاران جراید مکرراً وقوع جنگ عالم سوز را پیش‌بینی فرموده بودند خود بهتر از هر کسی واقف بودند که جنگ واقع خواهد شد، لذا از مدت‌ها قبل به صرفه جوئی پرداختند و محصول گندم و آذوقه‌ای را که از مزارع بهائیان کشاورز حاصل شده بود جمع ‌آوری نمودند و این باعث شد که در تمام ایام جنگ مردم حیفا و عکا دچار قحطی نشوند. در آخرین سال جنگ هم یعنی در سال ۱۹۱۸ باقیمانده آذوقه را به قیمت عادلانه به ارتش انگلستان فروختند. این عمل حضرت عبدالبهاء را که کاملاً جنبه انسانی داشته و به هیچ ‌وجه جنبه سیاسی نداشته است می‌خواهند خدمت به انگلستان و آماده ساختن راه برای تشکیل دولتی که سی سال بعد از آن بوجود آمده است قلمداد کنند حال آن که تشکیل دولت اسرائیل سال‌ها بعد از صعود حضرت عبدالبهاء تحقق یافته است.

حضرت عبدالبهاء نسبت به جمیع مردم فلسطین مهربانی و محبت داشتند به طوری که بذل و بخشش و ایثار آن حضرت افراد مخالف و موافق را در اطراف آن وجود شریف جمع می‌کرد. ایشان نه تنها با یهودیان و مسیحیان بلکه با مسلمانان فلسطینی روابطی بسیار صمیمی و انسانی داشتند و از حضرت ایشان که اهل جمیع مذاهب و اقوام را به صلح و آشتی و دوستی می‌خواندند روشی غیر از این انتظار نمی‌رفت. فضلای مسلمان و مسیحی فلسطین همیشه در مراوده و مصاحبت آن حضرت بودند. شعرای مسلمان و عرب به حضورشان می‌رسیدند و چون آن بزرگوار را مصدق دیانت مقدس اسلام و عارف به حقایق شریعت نبوی و مدافع آن در میان مسیحیان و یهودیان شام می‌دیدند زیباترین قصاید را در مدح ایشان انشأ می‌نمودند و وقتی که آن بیانات گهربار را در عظمت آئین اسلام و تجلیل از رسول اکرم و حضرت امیرالمومنین و ائمه طاهرین می‌شنیدند شیفته و مجذوب ایشان می‌شدند.

در مراسم تشییع جنازه آن حضرت هزارها نفر از مسلمانان فلسطین شرکت کردند و مفتی مسلمانان حیفا سخنرانی فصیحی به زبان عربی ایراد نمود که در صفحات تاریخ ثبت شده است و ما ترجمه قسمتی از آن را در این جا می‌آوریم تا ایرانیان مسلمان هم بدانند که مسلمانان فلسطین در باره حضرت عبدالبهاء چه احساسی داشتند و به چه زبان و بیانی از آن بزرگوار تجلیل می‌نمودند.

در مراسم تشییع جنازه آن حضرت رؤسای فرق مختلف اسلام تحت ریاست مفتی مسلمانان حیفا شرکت نموده بودند و نوحه خوانهای مسلمان تلاوت آیات قرآن شریف می‌نمودند و در حالی که فقدان آن حضرت اهل همه ادیان را متأثر ساخته بود نماینده اسلام در این مراسم احساسات هم کیشان خود را چنین بیان نمود. (۳)

"ای معشر عرب و عجم برای که گریه می‌کنید آیا برای کسی است که در حیات دیروزی خود بزرگ بود و در موت امروزی خود بزرگتر است...ساعتی برای خاطر کسی گریه کنید که قریب به هشتاد سال به حال شما گریه کرد نظر به راست کنید نظر به چپ نمائید نظر به شرق و غرب نمائید ببینید چه عظمت و جلالی غیبت نموده چه پایه بزرگی منهدم شده، چه لبهای فصیحی خاموش گشته... وای به حال فقرا که احسان از آنها مقطوع شد وای به حال یتیمان که پدر بزرگوارشان از دست رفت... از اعمال این قائد انسانیت چه بیان کنم زیرا که خارج از حد وصف و بیان است به همین اکتفا می‌کنیم که بر هر قلبی اثری دائمی گذاشت و بر هر زبانی ذکر خیری عظیم..."

و سپس در عظمت مقام و سجایای آن حضرت مفتی مسلمانان حیفا چنین گفت. (۴)

"مایل نیستم که در تجلیل این شخص جلیل مبالغه کنم زیرا که ایادی احسانش در راه خدمت به انسانیت و تاریخ حیات غرّایش که مملو از نیکی و مبرات است منکری ندارد مگر کسی که خداوند چشم قلبش را کور و نابینا کرده باشد...

ای که از ما پنهان شدی ای راهنمای بشر پس از فقدان قائد با سخاوت رئوف، فقرا به که متوجه شوند؟ حامی بیوه زنان، گرسنگان و یتیمان که خواهد بود؟ امید است که حضرت باری به اهل بیت و خویشاوندان در این مصیبت عظمی صبر عنایت فرماید..."

در این مراسم همه سخنرانان به فضل و دانش و احسان و بخشش و انفاق به فقرا و دستگیری از محرومان و یتیمان اشارت نمودند. پس آن حضرت که به یتیمان و فقیران و بیوه‌زنان فلسطینی گندم و آذوقه را انفاق می‌نمودند اگر مازاد آن را به دیگران می‌فروختند نمی‌تواند بهانه‌ای برای ایراد اتهام و غرض‌ورزی مغرضین باشد.

مطلعین بر مسائل تاریخ خاورمیانه می‌دانند که اصولاً اعراب و یهود در سرزمین فلسطین تا قبل از صدور اعلامیه بالفور در نوامبر ۱۹۱۷ با صلح و برادری در کنار هم زندگی می‌کرده‌اند. (۵)

و بهمین دلیل هم هر دو گروه در مراسم تدفین آن حضرت در کنار هم بودند و هیچ‌یک چنین بهتانی وارد نساختند و چنین افترائی نزدند و ایشان را به جانب‌داری و یا توجه به نژادی مخصوص متهم نکردند البته دولت انگلستان قبل از صدور اعلامیه بالفور که در اصل به صورت نامه‌ای از وزیر امور خارجه خطاب به رئیس جامعه یهود در انگلستان نوشته شده بود قول حاکمیت به اعراب و یهود هر دو را داده بود و بعد از صدور اعلامیه فوق بود که احساسات اعراب فلسطین نسبت به انگلستان و یهودیان به خشم و نفرت تبدیل شد و این مصادف با آخرین سالهای حیات عنصری حضرت عبدالبهاء بود.

برای حضرت عبدالبهاء قوم و نژاد مطرح نبود ایشان برای استقرار وحدت عالم انسانی و ترک جمیع تعصبات و بیداری وجدان اهل عالم و آشتی و صلح بین نژادها و ادیان الواح بیشماری را مرقوم داشتند در هیچیک از این آثار گرانبها اثری از امتیاز نژادی و قومی و دینی نیست ایشان مخالف عزت و سر بلندی هیچ نژاد و یا دینی نبودند بلکه رفعت و سربلندی همه اهل گیتی را خواستار بودند و افتخار انسان را بخدمت و کسب کمالات و فضائل و خیرخواهی بعموم میدانستند برای ایشان عرب و یهود فرقی نداشت اینها را فرزندان دو برادر میدانستند که عاقبت هم باید درکنار هم با احترام و رعایت حقوق متقابل و عدم تجاوز و با روح تفاهم و محبت زندگی کنند

اگر شخص محقق وبا انصافی در آثار حضرت عبدالبهاء مطالعه و بررسی نماید از خلال قریب به بیست مجلد تألیفات و هزاران الواح صادره از قلم ایشان در مییابد که احاطه آن بزرگوار نسبت به تاریخ ادیان علی‌الخصوص دیانت مقدس اسلام و لسان عرب و آیات الهی و احادیث نبوی تا چه میزان است. ایشان در کتاب مفاوضات به اثبات الوهیت و لزوم مربی روحانی و أقامه براهین در حقانیت انبیای الهی پرداخته‌اند. مکاتیب ایشان که تاکنون قریب بده مجلد آنها جمع‌آوری شده است عموماً شامل مسائل علمیه، حکمت و فلسفه قدیم و جدید وهدایت اهل عالم بر صلح و آشتی و پرهیز از عداوت و خونریزی و پاسخ به سئوالات دانشمندان و فلاسفه مغرب زمین و در مقامات عرفان و توحید و نیز تشویق بر کسب کمالات و فضائل و تخلق باخلاق الهی است ایشان بدون شک یکی از بزرگترین خطباء و نویسندگان دوره خود بوده‌اند و صدها خطابه به عربی فصیح و فارسی سلیس از ایشان بجا مانده است. اکثر این خطابات در دانشگاههای مغرب زمین و در مجامع علمی و دینی مسیحیان ایراد شده است. نظر بوسعت فکر و اندیشه و همت بی‌نظیر آن حضرت در اشاعه صلح و برادری و احاطه علمیه بر مسائل انسانی و انفاق و بخشش و دستگری از محرومان بود که بایشان لقب سر (SIR) تقدیم شد و هم زمان با آن حضرت تنی چند از متفکرین و نوابغ علوم و نویسندگان عالی‌مقدار و استادان ادب (مانند تاگور شاعر و فیلسوف هند) از کشورهای مختلف نیز چنین عنوانی دریافت کرده‌اند و این صرفاً بمناسبت مقام علمی و زحمات آن حضرت در راه گسترش برادری جهانی و وحدت عالم انسانی و شهادت دانشمندان مغرب زمین بر علّو مقام علمی و روحانی ایشان بود که دولت انگلستان چنین لقبی را بایشان داد نه اینکه چون مقداری گندم در یک شهر بسیار کوچک جهان بارتش انگلیس فروخته‌اند این عنوان را بگیرند.

نویسندگان جزوه "تاریخ سخن میگوید" در ادامه حملاتی که باین جامعه مظلوم نموده‌اند خواسته‌اند با نقل قولی از حضرت روحیه خانم همسر ارجمند مولای بهائیان حضرت شوقی ربّانی ارتباط جامعه بهائی و دولت اسرائیل را بنحوی سیاسی جلوه دهند. در حالیکه حلقه ارتباط دیانت بهائی و کشور اسرائیل مربوط به تشکیل آن دولت در سرزمینی است که از سالها قبل محل استقرار و مدفن طلعات مقدسه این آئین بوده است و مشیت الهی و تتابع حوادث روزگار چنین وضعی بوجود آورده است. این نه خواست بهائیان بوده است و نه تصمیم دولت اسرائیل در آن مدخلیتی داشته است و این ارتباط الزاماً رابطه‌ای سیاسی نمیتواند باشد همانگونه که وجود اماکن مقدّسه اسلام و مسیحیت در آن سرزمین نمیتواند حاکی از رابطه سیاسی بین مجامع روحانی آن ادیان با این دولت باشد. بهائیان هرگز آتش اختلافات نژادی و دینی بر نمی‌افروزند بلکه دست بدعا بر میدارند که موفق شوند آتش این تعصبات را به "ماء مَعین هدایتِ مَن عَلی الاَرض" تسکین و تخفیف دهند و برای پیشرفت امر الهی جز محبت عمومی و حسن رابطه انسانی و تحرّی حقیقت و انصاف و عدالت طریق دیگری انتخاب نمیکنند.

نویسندگان و محققینی که در باره صهیونیسم و مسئله فلسطین کتابهای معتبر و مستند مرقوم داشته‌اند (۶) در هیچیک از کتب و نشریات خود از بهائیان و یا محافل بهائی بعنوان "وابستگان به صهیونیسم" نام نبرده‌اند و جامعه جهانی بهائی را وابسته به دولت اسرائیل ندانسته‌اند پس چگونه است که جزوه نویسان ایرانی فقط موفق به چنین کشف مهم تاریخی شده‌اند؟ اگر دولت اسرائیل در سال ۱۹۴۸ با رأِی سازمان ملل متحد تشکیل شده چه ارتباطی به جامعه بهائی دارد و اگر اعراب و اسرائیل در جنگ و خونریزی هستند آیا تقصیرشان بر گردن بهائیان است؟

بهائیان ایران هرگز وجهی جهت کمک به دولت اسرائیل نداده‌اند. تبرّعات اهل بها صرفاً جنبه دینی و اخلاقی دارد و علاوه بر نگهداری اماکن متبرکه این دیانت یکی از مقاصد عمده‌اش استقرار صلح عمومی در جهان است نه خرید اسلحه و مهمات جنگی. بهائیان شاید تنها گروهی از مردم دنیا باشند که هرگز دیناری از درآمد خود را صرف خرید تسلیحات نمیکنند، زیرا نه احتیاجی باین وسائل جهنمی دارند و نه در فکر شکست ملتی و نه در هوس تشکیل دولتی و نه در خیال فتح مملکتی هستند حتی بموجب نصّ صریح کتاب اقدس حمل اسلحه بطور کلی حرام است.

مقصد بهائیان فتح قلوب اهل عالم است و فتح قلب و وجدان نیازی باسلحه ندارد.

اگر دولت اسرائیل از سنگهای لازم برای احداث بنای مقام اعلی که مرقد مطهر حضرت باب است گمرک نگرفته است این یک ارفاق و امتیاز ویژه برای بهائیان نیست. پیروان سایر ادیان هم برای ساختمان و یا ترمیم مساجد و کلیساهای خود از چنین معافیت گمرکی استفاده کرده و میکنند. اگر مراقد حضرت باب و حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء در خاک فلسطین است این خواست دولتهای ظالم قاجار و عثمانی بود که این نفوس مقدسه در حبس و تبعید باشند.

اگر حضرت عبدالبهاء وسیله ستم به خلق ستمدیده فلسطین بوده است پس چگونه قریب به ده هزار نفر از همین خلق ستمدیده از اعراب فلسطین و مسیحیان در مراسم تشییع جنازه ایشان شرکت میکنند و چنان تجلیل تاریخی را از آن حضرت بعمل میآورند؟

در جای دیگری از این جزوه نوشته‌اند که "تشکیلات فاسد بهائیت با ایادی ستمگر اسرائیل همکاری نموده‌اند" در اینجا میپرسیم تشکیلات بهائی که همان محافل روحانی است و اعضایش نمایندگان جامعه بهائی هستند یعنی بهائیان هر ساله از طریق انتخابات عمومی و آزاد و بدون جنجال و تبلیغات اقدام بانتخاب ایشان میکنند و اصول عقاید بهائیان هم که روشن است پس کجای این تشکیلات فاسد است؟ ایادی ستمگر اسرائیل چه ارتباطی با این تشکیلات دارد؟ ملاحظه بفرمائید در بسیاری از کشورهای جهان مانند آمریکا فرانسه و انگلستان مراکز و دفاتر و مساجد اسلامی وجود دارند. آیا این دلیل وابستگی اسلام به آمریکا و انگلستان و یا فرانسه است؟ در جای دیگر نوشته‌اند "رهبران بهائی این گرگان خونخوار و یا این رهبران تشکیلات بهائی که همچون عاملی برای نقشه‌های صهیونیستی در این آب و خاک عمل میکرده است" و سپس از "بهائیان وطن دوست" خواسته‌اند که پس از این روشنگری موضع خود را در برابر تشکیلات بهائی روشن نمایند.

خوشحالیم که این بار نویسندگان جزوه از بهائیان وطن‌دوست نام میبرند. پس بهائیان وطن دوست هستند، این استنباط صحیح را باین نویسندگان تبریک میگوئیم بالاخره پس از سالها معلوم ایشان شد که بهائیان کشور ایران را دوست دارند و این نویسندگان هم بالاخره بر ایران دوستی بهائیان شهادت دادند. آری حضرت شوقی ربانی میفرمایند:

"اهل بهاء چه در ایران و چه درخارج آن موطن جمال اقدس ابهی را پرستش نمایند و در احیاء و تعزیز و ترقی و ترویج مصالح حقیقیه این سرزمین منافع و راحت بله جان و مال خویش را فدا و ایثار کنند". (۸)

یادآوری کینم که تنها دیانتی که سرزمین ایران را مقدس میداند و انظار مردم جهان را بایران عزیزمان جلب مینماید این دیانت است. حضرت شوقی ربانی میفرماید: "بهائیان موظف بخدمت این آب و خاک و کوشش در آبادانی و عمران و ترقی این مرز و بومند ولو آنکه جان و مال خویش را در این راه از دست بدهند". (۹)

حال چگونه است که اعضاء محافل بهائی که با انتخابات آزاد و عمومی برگزیده میشوند وبدون اینکه دیناری حقوق و مزایا و پاداش بگیرند و بزرگترین وظیفه بلکه اعتقادشان خدمت باین آب و خاک و کوشش در عمران و آبادانی این مرز و بوم است "گرگان خونخوار" شده‌اند؟ شما کدام صهیونیستی را در دنیا سراغ دارید که جان و مال خویش را در احیاء و آبادانی و سربلندی ایران مقدس مصروف دارد؟

در این زمینه سخن بسیار است .....

 

فهرست مدارک

۱-نگاه کنید بکتاب بهائی‌گری نوشته احمد کسروی صفحه ۷۸ که هر دو اتهام را ساختگی و ناوارد میداند – راهنمای کتاب سال ششم.

شماره ۱ و ۲ صفحه ۲۲ که استاد مجتبی مینوی بی‌اساس بودن اتهام ردیف دو را اثبات نموده ونوشته است " یقین کردم که این یادداشتهای منسوب به دالگوروکی مجعول است و این جعل هم باید در ایران شده باشد".

و آقای آدمیت هم در کتاب امیر کبیر و ایران چاپ چهارم صفحه ۴۵۶ ساختگی بودن جزوه اعترافات دالقوروکی را مرقوم داشته و حتی نام جاعل ایرانی این جزوه را هم ذکر کرده است.

۲- دائرةالمعارف بین‌المللی مجلد ۹ صفحه ۴۵۳ که تعداد دقیق ساکنین فلسطین را گزارش داده است.

۳-کتاب ایام تسعه تألیف جناب اشراق خاوری صفحه ۴۹۸ موسسه مطبوعات امری

۴-کتاب ایام تسعه تألیف جناب اشراق خاوری صفحه ۵۰۰ موسسه مطبوعات امری

۵-مسائل خاورمیانه تألیف فایض سایق و دیگران زیر نظر حورانی ترجمه گله‌داری صفحه ۱۰۶ –انتشارات امیرکبیر

۶- بطور نمونه نگاه کنید به کتاب صهیونیسم نوشته یوری ایوانف ترجمه ابراهیم یونسی چاپ سوم – انتشارات امیرکبیر

و در باره فلسطین نوشته ماکسیم رودنسون ترجمه هزارخوانی چاپ طوس و کتاب تاریخ عرب در قرون جدید نوشته لوتسکی ترجمه بابائی – انتشارات چاپار

۷- جزوه ایران از نظر بهائیان صفحه ۲۲ موسسه مطبوعات امری

۸ – جزوه ایران از نظر بهائیان صفحه ۲۲ موسسه مطبوعات امری

 

شهرالرحمه ۱۳۶ بدیع

تیرماه ۱۳۵۸ شمسی

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکته‌ای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]