[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

[آرم]

جمهوری اسلامی ایران

 

دادگاه عالی انقلاب اسلامی

 

تاریخ: ۶ بهمن ١٣۶۱

شماره: ۳۰۹۸ / ۶۱ –ع

پیوست: -----

 

بسمه تعالی

 

پرونده کلاسه ۶۱ / ۴۲ / م /۲۳۵۶۳ دادسرای انقلاب اسلامی مرکز اتهامی سهیل صفائی فرزند عطاء که به اتهام ترویج و تبلیغ و اشاعه مرام الحادی صهیونیستی بهائیت و ایجاد انحراف اذهان و افکار جوانان و اضلال آنان و قیام علیه اسلام و قرآن و مسلمین محاکمه و نظر به اعدامش داده شده بود پس از ارسال به دادگاه عالی انقلاب اسلامی مورد بررسی قرار گرفت و نتیجه بشر ح زیر اعلام گردید.

حسب اوراق پرونده متهم فوق‌الذکر به موارد ذیل اعتراف دارد الف – وی بهائی و بهائی زاده می‌باشد و پدرش یکی از اعضاء و منشی محفل اصفهان تا مرداد سال ١٣۶۰ بوده است. (برگ ۲۵ و ۴۱) متهم می‌گوید. ب – متهم می‌گوید تا سال ١٣۶۰ که دستور صریح مبنی بر عدم شرکت در تشکیلات بهائی داده شد گاهی من در تشکیلات شرکت می‌کردم ولی هیچ‌گونه مسئولیت اداری نداشتم. گاهی معلم دروس اخلاق اطفال و جوانان بهائی بوده‌ام (برگ ۲۴ و ۳۷ و ۳۹) (متهم در این مورد مثل خیلی از موارد دیگر دروغ گفته که مسئولیتی نداشتم. با اینکه در سال ١٣۵۱ عضو هیئت شماره ۳ لجنه جوانان بهائی در امیرآباد تهران بوده و نیز در لجنه تربیت امری در همان سال به جلسه شور مربیان در شیراز دعوت شده که اسناد ضمیمه پرونده است) ج – متهم از کلاس هفتم تا دوازدهم در پوشش اخلاق با تبلیغات زهرآگین این فرقه ضاله و مضله و شبکه جاسوسی صهیونیستی جوانان را اضلال مینموده (برگ ۲۴ و ۳۹ و ۴۰ ۱۰ و ۴۲) د – یک جلد قرآن مجید که از منزل متهم کشف گردیده آیاتی از این کتاب آسمانی تأویل و تفسیر به رأی و تحریف معنوی شده و این تحریفات به‌صورت دستنویس در اوراقی لابلای قرآن مجید درج و اضافه گردیده است از جمله اینکه در باره آیه ۲ از سوره سجده ام یقولون افترئه بل هو الحق من ربک لتنذر قوماً میگوید کتاب محمد قرآن بهیچ وجه جنبه جهانی بودن را ندارد و در جای دیگر مینویسد: مسلمانان که شیعیان نیز دسته‌ای از آنند مُشرکند به دلیل آیات ۳۰-۳۳ سوره روم (و لا تکونوا من المشرکین من الذین فرّقوا دینهم و کانوا شیعا الخ) و از طرفی در سوره توبه مشرکین را نجس خوانده (انما المشرکون نجس) و هکذا دهها مزخرفات و لاطائلات دیگر و یکی دیگر اینکه مقایسه او بین قرآن کریم و اقدس کرده میگوید در قرآن مکرراً مردم را از جهنم میترساند و به بهشت وعده می‌دهد ولی در اقدس یک آیه هم راجع به این مسئله نیست بلکه آمده (اعملوا حدودی حباً لجمالی) و در قرآن تکرار مکررات زیادی است ولی در اقدس هرگز و انسانها را بدو نوع آزاد و برده معرفی کرده آیه‌ای که دلالت بر تساوی باشد ندارد و هکذا متهم در این باره میگوید من در برخی از کلاسهای امری شرکت میکردم استادی بنام صادق زاده مقایسه بین اقدس و قرآن میکرد و آقای موحد رفع شبهات درس میداد و بما گفتند در پشت قرآن بنویسید ۱۱. (برگ ۳۸ و ۴۳ و ۵۱) هـ - در دوره های کلاسهای تابستانی شرکت و اصول و مبادی اعتقادی بتاریخ امر و زندگی بهائی و ترجمه و شرح برخی الواح را میخواندیم برگ ۳۸ (متهم همین مطالب را که در تابستان دوره می‌دیده در کلاسهای درس اخلاق به جوانان ناآگاه و ساده‌لوح منتقل می‌کردم است برگ ۴۰) و – در جلسات به‌اصطلاح ضیافت شرکت داشته (برگ ۴۲ و ۴۳ و ۴۴) (و این جلسات یکی از مراکز سمپاشی علیه اسلام و مسلمین و جذب افراد بهائیت است که در پوشش ضیافت انجام میگیرد) ز- کتابی در باره تاریخ باب به همت متهم نامبرده به انگلیسی ترجمه و تکثیر شده است (برگ ۴۳ و ۵۰) ح – متهم تعداد چهار کلاسور بزرگ حدود ۲۰۰۰ برگ به‌صورت دائرة‌المعارف بهائیت را درست کرده و می‌گوید این‌ها یادداشت هائی است که بصورت موضوعی از کتب مختلفه امری جمع آوری شده از سال ١٣۵۵ تا بحال ادامه داشته است (برگ ۴۵) ط – یادداشتهای زیادی منحط متهم بدست آمده که میگوید نوشته‌های من در مقابل علامه طباطبائی و یا شهید دکتر مطهری چیزی نیست و هنوز کتابهای آنها تماما بچاپ نرسیده! (برگ ۴۵) ی - کتابها و جزوات زیادی مربوط به بهائیت از وی بدست آمده که اظهار میدارد چون پدرم عضو محفل بوده وسیله او بمن داده شد (برگ ۳۶ و ۲۱ و ۴۵) ک – متهم حتی ازدواجش قانونی نبوده و عقد بهائی کرده (برگ ۵۰) (بلکه بهائیت تمام تشکیلاتشان جدا و مستقل از شناسنامه و آمار گرفته تا اداره اطلاعات بنام لجنۀ عهد و میثاق و سایر لجنات که هر کدام حکم یک اداره را دارد و در واقع حکومتی در حکومت اسلامی هستند) با توچه بمراتب مذکوره و سایر محتویات پرونده و مدارک مکشوفه متهم یکی از کفّار حربی و محارب با اسلام و مسلمین و دشمنان سر سخت قرآن و دین تشخیص و با عنایت باصل ۱۳ قانون اساسی مبنی برعدم رسمی بودن مسلک بهائیت و عدم اجازه هر گونه فعالیت نظر به اعدام (و مصادره کلیه اموال وی که در نظریه دادگاه ذکر نشده) منطبق با موازین قضائی میباشد.

تذکر: ۱- چندین نفر از بهائیان رده بالا که اسامی آنها در پرونده آمده بویژه ۱- صادق زاده ۲- موحد ۳- پدر متهم عطاء صفائی کارمند بازنشسته دادگستری ۱۱ باید دستگیر و محاکمه شوند و قبل از هر چیز باطلاع دادن بمقامات مسئول از دریافت حقوق بازنشستگی جلوگیری نمود. ۲- کلیه اسناد و مدارک ضمیمه پرونده چون بدرد دادگاه عالی انقلاب اسلامی می‌خورد نگه‌داشته شد.

 

[امضا] ۲۰ بهمن ١٣۶۱

[اسم ناخوانا] [امضا]

[مهر ناخوانا]

 

[یادداشت دستنویسی در پایین صفحه]

بسمه تعالی

بدینوسیله آقای سهیل صفائی فرزند عطاء به جرم محاربۀ با اسلام به اعدام محکوم و اموال متهم به ‌استثنای یک زندگی معمولی برای خانواده‌اش مصادره می‌گردد. حکم فوق قطعی است.

[امضا] ۷ فروردین ١٣۶۲

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]