[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

 

[روزنامه:] اطلاعات

[تاریخ:] ۲۳ مهر ۱۳۳۴

 

مجلس شورای ملّی

...داستان بهائیگری...

یک موضوعی است که ناچارم در اطراف آن بحث کنم و آن موضوعی است که پس از تشریف فرمائی اعلیحضرت همایونی از سفر امریکا و انگلستان یک قیام دینی در ایران شد، بالای منبرها علیه یک جماعتی تبلیغات شد و روح مردم را برای یک کشمکش مهیا و آماده کردند. قبلا باید بگویم که خارجیها همیشه برای پیشرفت مقاصدشان در داخله ممالک یک ستون پنجمی ایجاد میکنند. صد سال پیش قبل از اینکه حزب بازی در مملکت ما شروع شود بازار دین سازی رواج بود و هر کسی موقعیتی برایش پیش میآمد یک بازی درمیآورد و خارجیها از این جریاناتها استفاده میکردند و ستون پنجم ایجاد مینمودند.

در سی و دو سال پیش در عشق آباد خود بنده مسجد بهائیها را دیدم و یادم هست بچه کوچکی بودم در مشهد و یادم هست در مشهد یک کسی را نفت ریختند بسرش و آتش زدند و گفتند بهائی است چند سال قبل از مشروطیت هم در یزد یک چنین جریانی صورت گرفت و یکعده بابی را کشتند.

چون وقت ناطق منقضی شد، برای یکربع ادامه صحبت ایشان رای گرفتند تصویب شد و ناطق چنین ادامه داد:

ستون پنجم

این دستهای که اسمشان بابی یا بهایی یا ازلی بود هر کدام ستون پنجم یکی از ممالک زورگو بودند.

بهائیها ستون پنجم روسها بودند یکعده دیگر مال انگلیسها بودند، بعد از اینکه در روسیه انقلاب شد و قلم دور دین و مذهب کشیدند این فرقهها ارباب دیگری پیدا کردند و ستون پنجم یک مملکت دیگری شدند.

ناطق غائلهای را که در یزد پیش آمده بود تشریح کرد و اظهار داشت: در آنموقع جنجالی در یزد شد و عدهای بجان هم ریختند تا بالاخره پدر من روی میز رفت و مردم را بصلح و مسالمت دعوت کرد و گفت در صورتی هم که ثابت شود کسی بابی یا بهائی است بیخود نمیشود او را کشت اگر مرتدی هست باید بحکم حاکم شرع با او رفتار شود و نمیشود خونریزی و جنجال در مملکت براه انداخت

امروز من میفهمم که این بازیها همیشه برای یک مقاصدی بود و دولتها بنحوی این ماجراها را ایجاد میکردند.

در هر حال این بهائیها و بابیها یک ستون پنجمی هستند برای بیگانگان پس از مراجعت اعلیحضرت همایونی از انگلستان و آمریکا یکمرتبه سر و صدای بابیگری و غیره بلند شد.

در این ماجرا هر کس با هر کس نزاع داشت و اختلاف ملکی و مالی داشت از این عنوان استفاده کرد و از جمله طبق اطلاعاتی که از یزد بمن رسیده است در این جریانات که از رادیو و منابر علیه بهائیها تبلیغ میشد یک شخص بنام خلخالی از قم به «مروست» که از آبادیهای یزد است میرود

و مامورین و ژاندارمها آن مرد را میگیرند و اهانت میکنند و بنام قانون امنیت اجتماعی که میراث آقای مصدقالسلطنه است او را ابتدا بقم و بعد هم به خاش تبعید میکنند که گویا هنوز هم در خاش باشد

بعد جریاناتی پیش میاید و سبب تحریک احساسات مردم میشود گویا یک بهائی میخواسته برود بحمام و حمامی گفته است حمام من نجس میشود و مردم دیگر باینجا نمیآیند

در نتیجه این اظهارات به بهائیها برمیخورد و میریزند حمامی را کتک میزنند و ماجرا بالا میگیرد و مردم هم بحمایت از مردم حمامی و روی تحریک احساسات جری میشوند و میروند درخانهای که مربوط به بهائیها بود شش نفر مرد و یک زن را میکشند و بعد که سر و صدا میخوابد قوای دولتی میرود ۶۳ نفر را میگیرد ولی متاسفانه عاملین اصلی این جریان فرار کرده بودند و این ۶۳ نفر عابر و رهگذر و بیگناه بودهاند که آنها را گرفته و حبس کردهاند و حتی یک دختری را گرفتهاند که پدر و عمویش در آن جریان کشته شده است.

خواستم عرض کنم که این رویه دولت رویهای است که انگلستان در هندوستان داشت، برای پیشرفت مقاصدش این شلوغ کاریها را راه میانداخت و از آب گلآلود ماهی میگرفت.

حکومتی که مبعوث ملت باشد این کارها را نمیکند که مردم را بهم بریزد و احساسات آنها را جریحهدار بسازد...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]