[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

[وب سایت]

 

[شعر سامی ۱۲ ساله برای مادرش سوسن تبیانیان زندانی که به مدت یک سال به دلیل دفاع از مذهب و عقیده‌ی خود به زندان محکوم شده است]

 

[چهارشنبه، ۲۵ فوریه ۲۰۱۵]

 

کجایی ای مادر که غم تو ز غم من است

کجایی ای مادر که شادی تو ز شادی من است

کجایی ای مادر که با آمدنت دنیا را از گل پر می‌کنم

کجایی ای مادر که با آمدنت دنیا را راضی می‌کنم

کجایی ای مادر که شب‌ها در فکر توأم

از غم تو شب‌ها ناله می‌کنم

کجایی ای مادر که برای آمدنت لحظه شماری می‌کنم

کجایی ای مادر که من دارم دق می‌کنم

کجایی ای مادر که افسوس آغوش تو در دلم مانده است

در دل من چیزهای زیادی مانده است

چیزهایی که دوستشان داشتم امّا از من گرفته‌اند

امّا من سکوت نمی‌کنم و آرام نمی‌مانم

کجایی ای مادر که باید یک سال از تو محروم شوم

کجایی ای مادر که دلم برای مهربانی‌هایت تنگ شده است

همه‌ی جهان پر از فشنگ شده است

امّا من می‌دانم که برای نابودی این فشنگ‌ها رفته‌ای

برای صلح و دوستی رفته‌ای

بی‌گناهی تو حقیقت دارد

بی‌رحم بودن آنها همچنین حقیقت دارد

آخر مگر می‌شود که کودکی را از مادرش جدا کنند

مادر بی‌گناهش را در بند و زندان کنند

کجایی ای مادر که دلم برایت تنگ شده است

غم من حالا آهنگ شده است

کجایی ای مادر کجایی ای مادر

مادر تو را هر جا که باشی دوستت دارم

مادر دوستت دارم

از طرف سامی به مادر مهربانم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]