[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

[شعری سروده احسان مهدی زاده در زندان]

 

ما ره بر آستانه محبوب برده‌ایم

خود را از قید عالم هستی رهانده‌ایم

 

دست طلب ز دامن وصلت نمی‌کشیم

گر تا ابد در آتش هجران نشانده‌‌ایم

 

ای رهروان ز روی حقیقت بپای دوست

ما سر نهاده‌ایم و دل و جان فشانده‌ایم

 

طی کرده‌ایم منزل بسیار عاقبت 

اول قدم بمرحله عشق مانده‌ایم

 

مردن بخاک پای تو خوشتر ز زندگی است

عمری بدین امید بپایان رسانده‌ایم

 

هرگز بدل به چشمه کوثر نمی‌کنم

این می که ساقی از خم باقی چشانده‌ایم

 

 

فدای روی ماهت، برادر مسجون در بندت

احسان [امضا]

 

زندان عادل‌آباد بند ۴ طبقه سوم سلول یازده دهم اسفندماه پنجاه‌ونه.

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]