[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

[شعر از آقای مهدی انوری سروده شده در زندان]

 

شهاب روحانی احسان نورانی

 

در این زندان نمودی سجده حق

از این رو سجن ما بگرفت رونق

 

خوشا حالت که در عیـن جوانی

بکار نیک گردیدی مــــوفـق

 

در اوان پیری به نماز ایستادن از لازمه فطرت است امّا در جوانی برخلاف تمایلات جسمانی بر سیرت الهی مخالف بر غرایز حیوانی است.

خوشا بحال تو که موفّق آمدی و مؤید گشتی چه خوش فرماید حافظ:

 

صـبا تو نکـهـت آن زلـف مشک‌بو داری

به یادگار بما نی که بـوی او داری

 

دلم که گوهر اسرار حسن و عشق در اوست

توان بدست تو دادن گرش نکو داری

 

در آن تمایل مطبوع هــیچ نـــتـوان گـــفـــت

جز این قدر که رقیبان تندخو داری

 

نوای بلبلت ای گل کجــا پسنــــد افــتــــــد

که گوش و هوش به مرغان هرزه‌گو داری

 

بجرعه تو سرم مست گشت‌نوشت بـــــاد

خود از کدام خمت اینکه در سبو داری

 

شیراز – زندان عادل‌آباد –۳۰ دی ۵۹

مهدی انوری

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]