[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

[سروده دکتر سیروس روشنی به خط خودش]

 

ما جمع موج خورده و کشتی شکسته‌ایم

در بحر غم فروشده در گل نشسته‌ایم

 

همچون کبوتریم وز شاهینی تیزچنگ

 کنج قفس خزیده، پر و بال بسته‌ایم

 

دانیم که آن رنج بلا چشمه عطاست

تن در زلال روشن آن چشمه شسته‌ایم

 

گاه بلا به جمع نقیضین ناظریم

دلخون چنان شقایق و خندان چو پسته‌ایم

 

بر هسته شجر ز تلاشی که بیم نیست

در زیر خاک زنده چو روینده هسته‌ایم

 

در گلستان موطن ابهی گه نثار

در دست گلفروش بلا دسته دسته‌ایم

 

پیمان عهد بسته به زنجیر زلف یار

همه رشته علائق دنیا گسسته‌ایم

 

ارجی به دام و دانه دنیا نمی‌نهیم

از دانه دل بریده و از دام جسته‌ایم

 

عیش خجسته خاتمه‌ هر بلایی بود

سیروس وار طالب عیش خجسته‌ایم

 

 

 

[یادداشت دستنویسی در پایین صفحه]

آخرین سروده جناب دکتر روشنی علیه رضوان‌الله به خط خودشان

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]