شکرنسا معصومی

متولد ٣ تیر ١٣٠٣ در سیکان، ایلام

در تاریخ ٢ آذر ۱۳۵۹ در نوک خراسان به قتل رسید

 

شکرنسا معصومی در خانواده‌ای بهائی به دنیا آمد و شغلش کشاورزی بود. او و همسر و فرزندانشان تنها بهائیان روستای نوک خراسان بودند.

در ساعت ١٠ شب٢ آذرماه ۱۳۵۹ چند مرد نقاب‌دار بی ‌سروصدا داخل خانه شدند و به زن و شوهر حمله کردند. در آن ساعت، محمدحسین معصومی در انبار بود. با کلنگ به سرش کوبیدند، و بعد او را آتش زدند و در گودالی رها کردند. در این حین، یکی از مهاجمین، همسرش، شکرنسا را در داخل خانه اسیر نگه ‌داشته بود. بعد بقیۀ مهاجمین هم به داخل رفتند تا او را نیز بکشند؛ اما شکرنسا سخت مقاومت می‌کرد. او را زدند، طناب دور گردنش انداختند تا خفه‌اش کنند، و تلاش کردند او را آتش بزنند، اما با تقلا زنده ماند و خود را به خانه همسایه رساند تا کمک‌ بگیرد، اما کمکی به او نکردند. در جستجوی همسرش به راه افتاد و وقتی جسد سوختۀ و زغال شدۀ او را دید شروع به گریه و فریاد کرد. یکی از مهاجمین که متوجه او شد، خود را فوراً به رساند و دوباره محکم بر سرش کوبید. هیچ‌کس به فریاد شکرنسا نرسید و او مجروح به خانه برگشت.

صبح روز بعد، داماد او که در دهی به نام زرک در آن نزدیکی زندگی می‌کرد از اتفاقات شب گذشته با خبر شد، و فوراً به خانه آن‌ها رفت، و شکرنساء را که به‌شدت مجروح، اما هنوز زنده بود به بیمارستان در بیرجند، خراسان رساند ولی پس از شش روز کما، شکر نساء درگذشت.

مهاجمین این دو قتل فجیع دستگیر شدند و با اینکه خود اقرار کردند اما با وثیقه آزاد شدند. اجساد محمدحسین و شکر نسا در کنار هم در نوک در حضور اعضای خانواده‌شان آداب بهائی به خاک سپرده شد.

 

(این معرفی کوتاه بر مبنای اطلاعاتی که در دسترس ما بوده تهیه شده است. اگر به نکته‌ای برخوردید که دقیق نیست و یا اطلاع مهمی ناگفته مانده است، لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید.)