[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

شماره پرونده -----

[آرم]

قوّۀ قضائیّه

دیوان عدالت اداری

به شعبه ----- ارجاع می‌گردد

امضاء رئیس کل دیوان -----

شماره و تاریخ ثبت -----

بسمه تعالی

برگ دادخواست

مشخصات طرفین:

شاکی؛ نام و نام خانوادگی: فریا تبیانیان؛ نام پدر: منوچهر؛ شغل: -----؛ اقامتگاه: [حذف شده]

وکیل شاکی: -----

طرف شکایت: ۱- وزارت علوم و آموزش عالی ۲- دانشگاه غیرانتفاعی جهاد دانشگاهی رشت

موضوع شکایت و خواسته: بازگشت به تحصیل – صدور دستور موقت

شرح شکایت و دلایل و مستندات: احتراماً معروض می‌دارد حسب مدارک موجود که فتوکپی آن به پیوست تقدیم می‌گردد اینجانب فریا تبیانیان در سال تحصیلی ۱۳۸۵ در آزمون سراسری دانشگاه‌ها شرکت نموده و در دانشگاه جهاد دانشگاهی رشت رشته معماری پذیرفته شدم، پس از ثبت نام و پشت سر گذاشتن ۲ ترم، در ترم سوم، مدیریت دانشگاه اعلام در بُرد اینجانب را احضار و اعلام نمودند که به علت بهائی بودن حق ورود به دانشکده و کلاس‌ها را ندارم و با وجود اصرار اینجانب از هر گونه ابلاغ کتبی خودداری به عمل آمد و به اعتراضات اینجانب در این خصوص ترتیب اثر داده نشد متعاقب آن وزارت علوم و آموزش عالی مراجعه و مراتب را کتباً و شفاهاً اعلام نمودم که متأسفانه این وزارتخانه نیز ضمن تأئید اقدام دانشگاه به تقاضای بازگشت به تحصیل بنده هیچ گونه ترتیب اثری نداده و از هر گونه پاسخ کتبی نیز خودداری ورزیدند و بدین ترتیب از حق تحصیلات دانشگاهی محروم گردیدم. با عرض مراتب فوق نظر به اینکه اقدام و عمل مؤسسات مذکور از هر لحاظ خلاف قانون و مقررات است و تعرض آشکار به حقوق انسانی اینجانب محسوب می‌گردد و با اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران از جمله بندهای ۳ و ۴ و ۹ و ۱۴ اصل سوم و اصل سی، کاملاً مغایرت دارد، از طرفی هر گونه تفتیش عقاید به موجب اصل ۲۳ ممنوع بوده و به موجب اصل ۱۴ غیرمسلمانان نیز از کلیه حقوق انسانی برخوردار می‌باشند و اصول ۱۹ و ۲۰ نیز بر برابری افراد در مقابل قانون و حمایت‌های یکسان قانونی تأکید دارد، از طرفی حق تحصیل در مواد ۲۶ و ۲۷ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۱۳ میثاق بین المللی حقوق اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی از جمله حقوق مسلم بشری به رسمیت شناخته شده و برابری افراد در مقابل قانون در ماده ۲۶ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی مورد تأکید قرار گرفته است و این قوانین فرا ملّی که مورد تائید حکومت ایران قرار گرفته بر اساس ماده ۹ قانون مدنی در حکم قانون لازم‌الاجرا می‌باشد و همان گونه که قضات محترم دیوان محترم اداری مستحضر می‌باشد، حق رشد و توسعه که در سازمان ملل متحد به رسمیت شناخته شده، در دیانت مقدس اسلام جزء فریضه محسوب و بر دانش و دانایی تأکید فراوان شده است، حال چگونه شده است که مسئولین اجرائی مملکتی این فریضه امری را از بشر ممنوع و از این حق فطری محروم و تبعیض روا می‌دارند (طبق بند ۹، اصل ۲ تبعیض ممنوع گردیده است) با عرض کلیه مراتب با توجه به اینکه این عمل و اقدام مؤسسات فوق خلاف آزادی‌های فردی می‌باشد از قضات محترم دیوان بدواً استدعای صدور دستور موقت و رفع ممانعت از حضور اینجانب در کلاس‌ها و صدور حکم مبنی بر ابطال تصمیم و اقدام مؤسسات آموزشی فوق را خواستارم.

 

امضاء [امضاء]

فریا تبیانیان

۲۰ اسفند ۱۳۸۶

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکته‌ای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]