[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

 

[برگرفته از سایت:] بهائیت در ایران

[تاریخ:] ۸ ارديبهشت ۱۳۹۷

 

چرا بهائیت به عرص آموزش در حاکمیت قاجار و رژیم پهلوی روی آورد؟

بهائیت در ایران: جریان بهائیت از سالهای دور به برنامه ریزی در امر آموزش کودکان بهائی اهتمام داشته است این مهم در اواخر حکومت قاجار شروع و با تسلط خاندان پهلوی بر ایران فرصتی غیر قابل تصور را پیش روی بهائیان قرار داد. در این مطلب نگاهی داریم به یکی از مراکز آموزشی بهائیت در همین دوران و البته چگونگی بکار گیری افرادی که در این مدارس تربیت شدند.

مدرسه «تربيت بنين»

به دستور و فرمان سران بهائيت در خارج از كشور خصوصاً در آمريكا و فرانسه در سال ۱۳۱۷ هجري قمري (۱۹۰۰ ميلادي) تعدادي از بزرگان بهائيت در ايران و نيز تعدادي غيربهايي متمول و وابسته بر آن شدند تا با تأسيس مدرسه اي در تهران ضمن جلوگيري از پراكنده شدن اطفال و جوانان بهايي، آنها را تحت آموزش و تعليمات مستمر تعاليم بهايي قرار داده تا بتوانند بدينوسيله ضمن در اختيار داشتن اين جوانان، مركز و محلي را نيز براي تبليغ و جذب جوانان غيربهايي داير كنند.

لازم به ذكر است اين درخواست در حدود دو سال قبل از تأسيس اين مركز توسط يكي از سران بهائيت به نام لواگنسينگر معروف به لقب بهايي (ام المبلغّات) در سفر مظفرالدين شاه قاجار به پاريس به وي داده شد (۱) و شاه مريض احوال نيز با اين امر موافقت كرده بود.

اين مدرسه در همين سال و با نام مدرسه تربيت بنين (پسران) به همت شخصي به نام ميرزاحسن اديب طالقاني با همكاري و معاضدت محمدخان منجم، دكتر عطأالله بخشايش و آصف الحكما در حدود سال ۱۳۱۷ هجري قمري تأسيس و در سال ۱۳۲۱ رسميت دولتي يافت. گفتني است مقارن تأسيس اين مدرسه مدرسه اي نيز توسط جمعي ديگر از سران بهايي با تلاش و كوشش شخصي به نام حاج محمدتقي افنان (وكيل الحق ّ) در شهر عشق آباد تأسيس شد.

محل اوليه مدرسه تربيت بنين ابتدا در كوچه شفيع نزديك تكيه رضا قليخان در جنوب خيابان بوذرجمهري فعلي بود و بعدها با تغيير مكان هاي متعدد به چهارراه حسن آباد (محل مجلس سناي سابق روبروي دانشكده پليس فعلي) منتقل گرديد.(٢)

بعد از چند سال فعاليت به بهانه بروز اشكالات مالي اعضاي غيربهايي آن طبق نقشه هاي از پيش طراحي شده كنار گذاشته شدند و مدرسه تحت اداره و حمايت مستقيم محفل روحاني مركزي بهائيان قرار گرفت. با شروع فعاليت هاي آموزشي و غيرآموزشي و تزريق امكانات مالي و انساني(۳) از طرف محافل بهائيان در داخل و خارج از كشور در سال ۱۳۲۹ هجري قمري شاخه دخترانه آن به نام مدرسه تربيت بنات با مديريت يك نفر آمريكايي به نام خانم دكتر «سوزان مودي» شروع به فعاليت مي كند.(۴)

به علت اهميت فوق العاده وجود اين مدارس براي سران بهائيت(۵) و جذب تعداد بسيار زيادي از فرزندان مسوولان و متموّلان غيربهايي، گزارش چگونگي فعاليت هاي اين مدارس به محافل بهائيان آمريكا و انگليس ارسال و متعاقب آن تعداد زيادي از مبلغين بهايي آمريكايي و انگليسي تحت پوشش معلم جهت تبليغ و تدريس به تهران اعزام مي شوند كه مي توان از دكتر سوزان مودي، خانم ليليان كپيس، دكتر سيدني اسپراگ، دكتر كوي(۶) و دكتر ادليد شارپ نام برد. اين افراد به تناوب مسووليت تدريس و تبليغ و اداره اين مدارس به را عهده گرفته و در اين راه از هيچ كوششي مضايقه نمي كردند.

مسوولان ايراني مدارس تربيت نيز در اين ميان بيكار ننشسته و با ايجاد روابط حسنه با وزارت معارف وقت و ساير مسوولان نظام مجوز تأسيس شعبات مدارس تربيت را در تعدادي از شهرهاي پرجمعيت مانند اصفهان، يزد، كاشان، نجف آباد، قزوين، بابل، ساري و همچنين مناطقي كه تعدادي از بهائيان زندگي مي كنند مانند آران، آباده و مريم آباديزد به دست آورده و به جهت جلوگيري از تحريك مردم مسلمان آن شهرها و مناطق با نام هايي غير از تربيت به فعاليت هاي آموزشي و تبليغي مشغول مي شوند.

حسب مدارك موجود و اوامر و دستورات سران محافل بهائيت مدارس تربيت تهران اكثر شاگردان خود را از بين فرزندان طبقه متمولان و مسوولان سياسي و نظامي وقت انتخاب كرده و با ايجاد كلاس هاي فوق برنامه مانند آموزش زبان هاي انگليسي، فرانسه و روسي و استفاده از معلمان زن خارجي سعي مي كردند تا برتري مدارس خود را نسبت به ساير اماكن آموزشي موجود نشان دهند و علي رغم وجود تعداد بسيار زيادي از اطفال و جوانان غيربهايي و در راستاي تبليغات مستقيم و مستمر بهائيت هر روز صبح قبل از شروع كلاس ها قسمتي از مناجات نامه بهائيان قرائت مي شد. بيشتر فارغ التحصيلان اين مدارس به واسطه داشتن روابط مخصوص و آموزش زبان هاي خارجي و موفقيت هاي خانوادگي به مقامات بالاتر مملكتي دست مي يافتند.

و بالاخره در سال ۱۹۳۴ ميلادي كاسه صبر مسلمانان و مسوولان دلسوز مملكتي به سر آمده به دليل تعطيلي بدون مجوز مدارس تربيت در ايام عزاداري مخصوص بهائيان به دستور وزارت معارف وقت فعاليت هاي آموزشي مدارس فوق الذكر متوقف و اين مدارس در سراسر ايران تعطيل شدند.(٧)

در پايان اسامي تعدادي از از فارغ التحصيلان بهايي اين مدارس جهت آگاهي و ضبط در تاريخ درج مي شود. ضمناً همان طوري كه در اول نامه نيز ذكر شد اسامي و كليه مدارك ذكر شده در نامه بالا با استفاده از منابع و مآخذ بهائيت كه به پيوست تقديم مي گردد، ذكر شده است. همچنين تعدادي عكس از مراسم هاي مختلف اين مدارس ارسال مي شود.

الف) تعدادي از مبلغان، خادمان و مهاجران بهايي كه از مدرسه تربيت بنين تهران فارغ التحصيل شده اند:

ايادي امرالله

سرهنگ جلال خاضع، مهندس حسين آوارگان، فؤاد اشرف، جلال اساسي، مهندس معزالدين پيروز بخت، مهندس عزيزالله

ذبيح، دكتر منوچهر ذبيح، دكتر حسين رستگار، فريبرز روزبهيان، اكبر حداد، عبدالعلي علايي، جلال عزيزي، هوشمند فتح اعظم، محمد لبيب، عبدالله مصباح، سعيد نحوي، قدرت الله وحيد طهراني و محمد يزداني.

ب) تعدادي از شاگردان بهايي مدرسه تربيت بنين تهران كه به نام استاد و محقق در دانشگاه ها تدريس مي كردند.

مهندس خليل ارجمند، پروفسور منوچهر حكيم، دكتر غلام عباس دواچي، دكتر امانت الله روشن زائر، دكتر علي راسخ، مهندس عباس شهيدزاده، ميرزاآقا شهيدزاده، دكتر ذبيح الله عزيزي، دكتر احمد عطايي، دكتر امين الله مصباح، دكتر رحمت الله مرشدزاده، دكتر علي محمد ورقا(۸) و دكتر احسان الله يارشاطر(٩)

ج) تعدادي از شاگردان بهايي مدرسه «تربيت بنين»تهران كه به مقامات اداري و لشكري منصوب شده بودند.

سپهبد دكتر عبدالكريم ايادي، (۱۰) ذكرالله خادم اشرف اشرف، مهندس عزت الله ذبيح، سپهبد حسين رستگار نامدار، فؤاد روحاني، سرتيپ هدايت الله سهراب، سپهبد اسدالله صنيعي، سرلشكر شعاع الله علايي، نعمت الله علايي، نورالدين فتح اعظم، سپهبد ايرج محوي، (۱۱) سرهنگ عنايت الله سهراب و سرهنگ سرالدين علايي.

د) تعدادي از شاگردان بهايي مدرسه تربيت بنين پسران تهران كه در امور اقتصادي نيز فعاليت مي كردند.

مهندس خليل ارجمند، امير ارجمند، حبيب ثابت، (۱۲) اكبر و عباس حداد، عنايت الله و حبيب الله عزيزي.

ه) تعدادي از شاگردان بهايي مدرسه تربيت بنين تهران كه در جرگه هنرمندان و نويسندگان، شعرا نيز محسوب مي شوند.

فؤاد اشرف، سهراب دوستدار، عنايت الله سهراب، عبدالعلي علايي، ابوالقاسم فيضي، هوشمند فتح اعظم، امين الله مصباح، نصرالله مؤدت، هدايت الله نيّرسينا، روح الله خالقي، (۱۳) ابراهيم ساجد، حشمت سنجري، (۱۴) رضاقلي ميرزا ظلي(۱۵) و ذكرالله ميثاقيان.

و) همچنين اسامي تعداد زيادي از شاگردان اين مدارس موجود است كه ذكر اسامي آنان از حوصله خوانندگان خارج است ولي چنانچه لازم باشد تقديم خواهد شد.

ز) تعدادي از اساتيد غيربهايي كه با دريافت حق التدريس در اين مدارس تدريس مي كردند.

دكتر محمودخان شيمي، ميرزا رضاخان مهندس الملك، ميرزا علي خان مترجم السلطنه، احمد بيرشك، زاهدي، اسماعيل بازرگان، دكتر صفاري.

ضمناً شرح تعداد زيادي از كساني كه نام آنان در نامه قيد شده است در سالنامه جوانان بهايي ايران درج شده است.

پی نوشتها:

۱ -ترتيب اين ملاقات به وسيله عبدالبهأ داده شده بود. ضمناً شرح حال اين خانم در كتاب ترانه اميد تحت عنوان شعله به قلم ويليام نيز درج شده است.

۲- محل هاي موقت اين مدارس عبارت بودند از كوچه دباغ خانه، محلي در سر قبر آقا (باغ فردوس مولوي) با نام مدرسه (ميرزا آقابابا معلّم)، منزل شخصي دكتر محمدخان منجّم، خيابان شاهپور سابق، روبروي پارك شهر، كوچه قاپوچي باشي.

۳- يكي از كساني كه كمك هاي مالي شاياني جهت اداره مدرسه تربيت بنين تهران كرد شاهزاده محمدحسن ميرزا، مؤيدالدوله سال ها بازرگان بهايي و علما، آنان موافقت مي كرد مدت ها به حكومت اصفهان و قم و غيرها منصوب شد. در ايام سلطنت محمدعلي شاه، رياست شوراي سلطنت به وي تفويض گرديد. مدتي در حيفا و عراق به سر برده و در خدمت عبدالبهأ بود و در سال ۱۳۳۹ هجري قمري در ناصريه درگذشت.

۴- صفحه ۴۰ «تاريخچه مدرسه تربيت بنين» نوشته عباس ثابت.

۵ -اهميت وجود اين مدارس براي سران بهائيان به حدي بود كه در دستوري كه از محافل مركزي بهائيت خطاب محافل روحاني صادر شده، آمده است. «در زماني كه مدارس تربيت احتياج مالي پيدا كنند مي توانند با فروش قسمتي از موقوفات مشكل مدارس تربيت را رفع كنند. »

۶- دكتر كوي Genevieveol ۱۹۶۲-۱۸۸۶ متجاوز از نيم قرن بدون وقفه به عناوين مختلف از قبيل مهاجر، مبلّغ، معلّم و مؤلّف در خدمت تشكيلات بهايي بود. وي متخصص تعليم و تربيت از دانشگاهي در نيويورك بود. شرح كامل زندگي او در كتابي به نام نجم باختر درج شده است. (عالم بهايي جلد ۱۴، ۱۹۶۳، نوشته مسعود ذبيحيان)

۷- سران محافل بهائيت در ايران بعد از تعطيلي مدارس خود در ۱۹۳۴ به انحاي مختلف و تحت پوشش هاي ديگري از قبيل نفوذ در راديو و تلويزيون و... نظارت خود را بر پايه ريزي و تبليغ و اشاعه بهائيت در ايران ادامه دادند تا جايي كه حتي وزير آموزش و پرورش نيز يك زن بهايي، از خانواده اي بهايي فعال در اركان رژيم پهلوي، به نام فرخ رو پارسا بود و توضيح فعاليت آنان از حوصله اين مقاله خارج است و فرصتي ديگر را مي طلبد.

۸- دكتر علي محمد ورقا، استاد و مدير گروه آموزش جغرافيايي دانشگاه تربيت معلم از ايادي امرالله در ايران كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي با ۹۰ ميليون تومان بدهي مالياتي از ايران فرار كرد.

۹- يارشاطر به علت دوستي با علم وزير دربار شاه در محافل سياسي شهرتي به هم زده بود. در دانشگاه تدريس مي كرد و پس از پيروزي انقلاب اسلامي به آمريكا رفت و در آنجا مشغول تنظيم دايره المعارف ايرانيكا مي باشد كه در آن راجع به اسلام و شيعه تنها يك صفحه دارد ولي براي شناخت بهائيت بيش از ۱۰ صفحه را سياه كرده است.

۱۰- عبدالكريم ايادي گرچه چهره شناخته شده اي در بين انقلابيون مي باشد، ولي ذكر مطلبي از او براي نسل جوان روشن كننده بخشي از حقايق تاريخي اين مملكت است. يكي از وظايف اصلي نامبرده سرپوش گذاشتن به فجايع و جنايت هاي شاه به وسيله اعمال جراحي بعد از هتك حرمت دختران بود.

۱۱ -ايرج محوي در درجه سرواني فرمانده گروهي از نظاميان بود كه مسجد گوهرشاد را به گلوله بستند و دستمزد او پس از بازنشستگي سناتور انتصابي شاه رضا در مجلس بود كه بعد از پيروزي انقلاب تيرباران شد.

۱۲- حبيب ثابت ابتدا در دروازه قزوين صاحب يك دهنه مغازه لوازم يدكي بود كه با ارتباط با محافل بهائيت و اظهار و اثبات سرسپردگي وي با كمك محافل بهائيت كارخانه پپسي كولا را از آمريكا وارد كرده و همزمان نمايندگي فولكس واگن را نيز در ايران داشت. وي مؤسس اولين ايستگاه تلويزيوني بود و پسرش نيز داماد القانيان يهودي معروف ايران بود. شماره ماشين حبيب ثابت هميشه عدد مقدس بهايي ها يعني عدد ۱۹ بود كه به علت چهار رقمي بودن شماره هاي ماشين در ايران عدد ۱۹ دو بار تكرار شده بود (۱۹۱۹). از ديگر خصوصيات ثابت اين بود كه هميشه به تنهايي سوار ماشين مي شد و به پسرانش نيز اين سفارش را مي كرد كه تا در صورت بروز حادثه اي اموال وي بي سرپرست نماند.

۱۳- روح الله خالقي، استاد كمانچه.

۱۴- حشمت سنجري، رئيس اركستر سمفونيك ايران بود. وي مدتي نيز رهبري اركستر سمفونيك صهيونيست هاي يهودي را در فلسطين اشغالي برعهده داشت.

۱۵- بنا به گفته نويسنده كتاب تاريخچه مدارس تربيت رضاقلي ميرزا ظلي بهايي نبود ولي محبت خالصانه اي به دوستان بهايي خود داشت.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]