[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

 

[برگرفته از سایت:] پایگاه خبری تحلیلی انتخاب

[تاریخ:] ۵ بهمن ۱۳۹۷

 

حیدر رحیم پور ازغدی: شیخ محمود حلبی، موسس انجمن حجتیه از لحاظ علمی کامل بود؛ نمی‌توان به او نسبت ارتجاع داد / به قرآن، او اصلاً مخالف امام و انقلاب نبود / به امام خمینی گفتند که این مخالف است، امام هم استقبال نکرد

فلسفی رحمت الله علیه زمان مصدق از شاه حمایت می کرد، نظرش این بود که اگر شاه برود، کمونیست ها پیروز می شوند، ما شاه را نمی خواهیم ولی، سیاست های شاه را تقویت می کرد، آیت الله خوانساری نیز همین سیاست را داشت، لذا حاج شیخ رفت پیش این دو نفر، گفت نگاه کنید شما با شاه نزدیک هستید، بروید به شاه بگویید اول بهائی ها مردم را بی دین می کنند، بعد روسیه بی دین ها را کمونیسم می کند. اجازه بدهید من در مقابل بهائیت بایستم، بهائیت برای شما از همه بیشتر خطرناک است.

حوزه نیوز با حیدر رحیم پور ازغدی، پدر حسن رحیم پور ازغدی در مورد خاطرات و تحلیل هایش از زندگی و منش شیخ محمود حلبی، موسس انجمن حجتیه گفتگو کرده است که متن آن در زیر می آید:

-ضمن عرض سلام، اگر صحبت مقدماتی هست بفرمایید تا به سراغ سوالات برویم.

نسبت به هر مطلبی باید نخست به علت و معلول های طبیعی آن عنایت بکنیم و در این موضوع باید به علت پدید آمدن جریان هایی همچون بهائیت و وهابیت توجه نمود که چه چیزی باعث گردید این دو پدیده در فاصله کمی از یکدیگر به وجود آیند.

علت این بود که امپراطوری کبیر انگلستان به دنبال از بین بردن اسلام بود جلسه ای تشکیل داد و در آن نظریه های مختلفی از جمله حذف قرآن از میان مسلمین مطرح گردید، اما چون این امر محال بود به این نتیجه رسیدند در میان مذاهب اصیل اسلامی _شیعه و اهل تسنن_ مذاهبی را به وجود آورند، که در نهایت بهائیت را در شیعه و وهابیت را در میان اهل سنت به وجود آوردند.

البته بهائیت به لطف علمای مکتب امامیه نتوانست جایگاه خاصی پیدا کند اما وهابیت در میان اهل سنت بسیار پیشرفت نمود و نتیجه این شد که انگلستان وقتی که دید با زر و زور نمی تواند، شروع به تزویر کرد و وهابیت را برای آنها ساخت که موفق شد، بهائیت را هم برای ما، که ایذائی شد ولی خب حاکم نشد. شیخ محمود حلبی رحمت الله علیه این را فهمیده بود، متوجه شده بود.

-از مرحوم شیخ محمود حلبی بفرمایید چه شخصیتی داشتند؟

شیخ محمود رحمت الله علیه از شاگردان میرزای اصفهانی و رفیق میرزا شیخ مجتبی قزوینی و رفیق حاج شیخ هاشم و رفیق بادکوبه ای بود. و از لحاظ علمی کامل بود و نمی توان به او نسبت ارتجاع داد.

-نظر ایشان نسبت به بهائیت چگونه بود؟

شیخ محمود می گفت امروزه بزرگ ترین آفتی که به سراغ ما می آید این بهائی ها هستند، برای اینکه اینها زنده حرف می زنند، تحریف می کنند ولی زنده حرف می زنند، و تمام همّتش را برای مبارزه با اینها گذاشت و مبارزه می کرد. آن وقت حوزه مشهد دست شیخ احمد کفایی بود، اما حوزه ای بود که مفید به حال شیعیان نبود و مصلحت سنجی های فراوانی به نفع دربار در آن انجام می پذیرفت.

چون حاج شیخ محمود رحمت الله علیه منبری‌ای بود که با بهائیت مبارزه می کرد و سیاسی کاری بود، وقتی آقای کاشانی کاندیدا شد، زنگ زد به شیخ محمود گفت دیگر کفایی هیچ کاره است، برو مردم را دعوت کن به مسجد گوهرشاد، سخنرانی کن درباره مصدق و نفت. شیخ دعوتی از مردم کرد و مردم هم دعوت او را قبول کردند به طوری که صحن ها و بست ها پرشده بود و من هم بودم.

تمام این ها برخلاف نظر کفایی بود چون او نفت ملی را جایز نمی دانست و حتی در افتادن با انگلستان را هم صحیح نمی دانست.

-پس از کودتا مرحوم شیخ چه کرد؟

حاج شیخ بعد از کودتای مصدق، وقتی که آن دو نفر را گرفتند، خیلی زیرک بود، دید اگر مشهد باشد که بدون شک او را می گیرند، رفت تهران.

فلسفی رحمت الله علیه زمان مصدق از شاه حمایت می کرد، نظرش این بود که اگر شاه برود، کمونیست ها پیروز می شوند، ما شاه را نمی خواهیم ولی، سیاست های شاه را تقویت می کرد، آیت الله خوانساری نیز همین سیاست را داشت، لذا حاج شیخ رفت پیش این دو نفر، گفت نگاه کنید شما با شاه نزدیک هستید، بروید به شاه بگویید اول بهائی ها مردم را بی دین می کنند، بعد روسیه بی دین ها را کمونیسم می کند. اجازه بدهید من در مقابل بهائیت بایستم، بهائیت برای شما از همه بیشتر خطرناک است. اینها رفتند و بین شاه و شیخ محمود واسطه شدند، که حاج شیخ محمود در سیاست صحبت نکند ولی با بهائیت مبارزه کند. و بسیار عالی مبارزه می کرد و شاگردان درجه یکی هم درست کرد در مبارزه، که اینها هر کدامشان در مجالس بهائی می رفتند، پدرشان را در می آوردند. ...

اما شیخ محمود دید که در مشهد که نمی تواند کار کند، و حتمی یا باید برود زندان یا هرچه آنها می گویند به حرف کند، لذا چکار کرد؟ رفت تهران، پیش خوانساری و فلسفی و این حرف هایی که گفتم، گفت به شاه بگویید اینطوری، و شروع کرد به تبلیغات خوب بر علیه بهائیت. ...

-آیا انجمن حجتیه در مخالفت های خودش می تواند بر آینده نظام مقدس جمهوری اسلامی موثر واقع شود؟

آمریکا نمی تواند تأثیر بگذارد، اینها می خواهند تأثیر بگذارند؟! اصلاً وقتی با آقای خامنه ای این حرف ها را می زنیم، دلش بهم می خورد. من با آقای خامنه ای خب همشهری بودیم، رفیقیم، می گوید: چی هستند اینها؟! شما در یک محیطی هستید که می بینید اینها نقشی دارند، خیال می کنید که چی هست. اصلاً روزهای تظاهرات معلوم می شود اینها چه کسانی اند، بهائی ها چی اند، تکفیری ها چی اند. اصلاً بحث ما و آمریکا است این پشه ها، بعوضه ها که دیگر بازی نیستند که روی اینها حساب کنیم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]