[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

 

[روزنامه:] زلزله

[تاریخ:] ۱۰ مهر ۱۳۳۴

[شماره:] ۲۷۶

 

حبیب ثابت بهائی شماره قبل روزنامه زلزله را یکجا خریداری و جمع آوری نموده است

حبیب ثابت بمقامات موثر متوسل شده که ما دست از مبارزه خود برداشته و مانع آگاهی مردم از ترکیبات مسموم کننده پپسی کولا شویم.

این سرهنگ بازنشسته بهائی چه ماموریتی دارد؟!

بطوریکه خبرنگار این اداره و موزعین روزنامه اطلاع میدهند هفته گذشته حبیب ثابت مسئول کارخانه پپسی کولا چند نفر را بوسیله پنج دستگاه اتومبیل در شهر تهران مامور می نماید که بتمام روزنامه فروشها مراجعه و روزنامه زلزله را هرچه موجود هست خریداری نمایند و چنین کار را هم انجام دادند.

[با تیتر درشت] چرا حبیب ثابت تا این اندازه علاقمند به روزنامه ما شده و یکجا خریداری مینماید؟

خوانندگان گرامی اطلاع دارند که این عمل مربوط به علاقه نیست بلکه از ترس خود و از روی عصبانیت و بیچارگی مبادرت باین اقدام نموده است: حق هم دارد.

زیرا روزنامه زلزله با درج مقالات شدید و آتشین خود مردم را از خواب غفلت بیدار کرد و آنها را متوجه ساخت که این شربت پپسی کولا نه مواد مشهی و مقوی دارد نه عصاره میوه. بلکه پپسی کولا عجین شده از کوکائین و الکل و مواد مخدره و مضره مسموم کننده و معتاد کننده و غیره.

و با مدارک قاطع ثابت نمودیم که بهائیان برای جبران شکست خود متوسل باین حربه رنگ زده گردید. و نظری جز خالی نمودن جیب مسلمانان و معتاد کردن جوانان و کمک دستگیری فریب خوردگان و بهائیان را ندارد.

آری، روزنامه زلزله: مانند پتک بر کارخانه پپسی کولا فرود آمده فعالیت این کارخانه مخرب و مضر را از کار انداخت، روزنامه زلزله، مثل وحی آسمانی بر مردم نازل شد و به معاضدت مسلمانان شتافت و اعمال حبیب ثابت را خنثی ساخت.

برای این بود که حبیب ثابت به جنب و جوش افتاده و بخیال باطل و عقیده عاطل خود خواست مردم را از خواندن زلزله محروم سازد و شروع بجمع آوری شماره قبل نمود.

غافل از اینکه چندین هزار شماره تا آن موقع بدست مشترکین رسیده بود و بشهرستانها نیز ارسال داشته و بعلاوه پس از اطلاع از جریان بالا و تلفون چاپخانه و استقبال بی سابقه مردم مجددا هفت هزار شماره چاپ و توزیع شد و بکوری چشم بهائیان تا آخرین شماره بفروش رفت. و شاید تمام خانه‌های تهران هر یک دارای یک شماره زلزله گردیدند و محرک ما نیز همانا تشویق و ترغیب مسلمانان و ساکنین تهران شهرستانها میباشد که مرتبا به وسیله تلفون و نامه پستی کارکنان زلزله را بادامه این مبارزه مقدس و خدمت بزرگ وادار مینمایند.

مضحک این است که این مرد هفت جوش برای جلوگیری از درج مقالات قانونی و مذهبی و وطنی ما بمقامات موثر توسل یافته و با آه و ناله در صدد برآمده که روزنامه زلزله بیش از این حیثیت (نداشتةی) حبیب و شهرت سوقاتی بهائیان نریزد و مردم را از طرز ترکیبات این معجون مرگ مطلع نسازد.

ضمنا برای جبران شکست مفتضحانه خود دست بعمل خنده‌‌آور دیگری زده و تصور نموده که با این عمل مسلمانان را بیچاره(!!) نموده است.

بدین معنی یکی از سرهنگ های بازنشسته بهائی بنام قدرت الله فردوسی که بواسطه اعمال زشت و داشتن مرام بهائی بازنشسته شده است سرپرست تعمیرگاه ثابت پاسال شده و این مرد باشرف هم کارگران مسلمان را از کارخانه اخراج و بجای آن‌ها کارگران بهائی را گمارده است با این حال حبیب ثابت بداند که با این اقدام مذبوحانه دست او را مردم خوانده‌اند و طولی نخواهد کشید که کارخانه پپسی کولا هم نظیر حضیرةالقدس بلااستفاده خائنین قرار خواهد گرفت.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]