[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

 

[روزنامه‌:] طلوع

[تاریخ:] ۴ خرداد ۱۳۳۴

[شماره:] [ناخوانا] جوان

 

مرکز بهائیان چگونه ویران شد؟

رپورتاژ کامل اشغال حظیرةالقدس مرکز فرقه بهائیان در طهران را هفته گذشته بموقع خود درج و چگونگی تصرف آن بنای عظیم را توسط مأورین فرمانداری نظامی باطلاع خوانندگان رساندیم.

همانطوریکه در رپورتاژ هفته گذشته نیز متذکر شدیم از همان روزهای اول صحبت از آن بود که بمنظور قطع ریشه فساد و انهدام کلی این فرقه بنای مذهبی آنها ویران و بجای آن ساختمان دیگری ایجاد شود. آقای فلسفی و روحانیون دیگر که در این اقدام بزرگ پیشقدم بودند هر یک بنوبه خویش پیشنهادهائی کردند. شنیده میشد که میخواهند حظیرةالقدس را ویران کنند و بجای آن مسجد بسازند. عدهای دیگر میگفتند که قصد دارند در همان نقطه مدرسه ایجاد کنند و باز برخی عقیده داشتند که بناست بیمارستان ساخته شود. عقاید زیاد و شایعات نیز بسیار بود مقامات انتظامی از اظهار نظر صریح در این باره خودداری میکردند و حق هم جز این چیزی نبود زیرا هنوز تصمیم کلی اتخاذ نشده و معلوم نبود که چه خواهد شد.

جراید پایتخت در طول هفته گذشته جسته گریخته مطالبی نوشتند ولی بعلتی صحبت در این باره قطع گردیده و موضوع حظیرةالقدس موقتاً مسکوت ماند. این عمل که نتیجه آن تفرقه بهائیان و جلوگیری شدید از ادامه فعالیت آنها بود مورد تأئید محافل مذهبی قرار گرفت و از شهرستانها طومارهائی بتهران میرسید و آقای فلسفی در اختیار مقامات انتظامی قرار داده و باطلاع مردم میرسانید.

باین ترتیب دیگر کسی فکر نمیکرد که واقعه روز یکشنبه اتفاق بافتد و دولت باین سرعت و بمنظور احترام بخواسته عمومی مردم دست بانهدام حظیرةالقدس بزند. خبرنگار عکاس ما در جریان خراب کردن حظیرةالقدس از صبح خیلی زود تا آخر وقت حضور داشت و مشاهدات خود را اینطور شرح میدهد:

«ساعت ۸ صبح بود که بوسیله تلفن اطلاع داده شد که میخواهند بنای حظیرةالقدس را خراب کنند فوراً در محل حاضر شده و مشاهده کردم که عده زیادی خبرنگاران قبل از من آنجا جمع شده و منتظر شروع کار هستند. جمعیت خیلی زیادی اطراف حظیرةالقدس را احاطه کرده و چون اجازه ورود باشخاص متفرقه داده نمیشد همه از سر و کول هم بالا رفته میخواستند بفهمند در داخل آن ساختمان چه میگذرد.

تعداد زیادی عمله و بنا با بیل و گلنگ قبلاً آنجا حاضر شده و مأمورین انتظامی نمیگذاشتند آن عده از آنجا خارج شوند که مبادا با مردم متفرقه تماس بگیرند.

نزدیک ساعت ۹ صبح بود که چند نفر با شتاب بآنجا آمده و بمأمورین مربوطه که آنجا حاضر بودند اطلاع دادند که آقای فلسفی تا نیمساعت دیگر برای مشاهده وضع حظیرةالقدس و حضور در جریان این اقدام مفید بآنجا خواهد آمد. خبرنگاران بجنب و جوش افتادند تلفنها بکار افتاد و هر یک از خبرنگاران این موضوع را که از لحاظ روزنامه نگاری حائز اهمیت است بادارات خود اطلاع میدادند.

شروع بویرانی

خبرنگاران فکر میکردند که تا رسیدن آقای فلسفی یا سایر مأمورین برجسته انتظامی که قرار بود حاضر شوند دست بکار ویرانی نخواهند شد. بهمین علت با خیال راحت در گوشهای گرد هم جمع شده در حالیکه دوربینهای خویش را آماده کرده بودند بگفتگو و صحبت مشغول بودند که ناگهان صدای اولین گلنگ شنیده شد. این صدا خبرنگاران را مثل سیل از جا کند همه افتان و خیزان، در حالیکه سعی میکردند از دیگران عقب نمانند بطرف سالن بزرگ زیر گنبد حرکت کردند. وقتی بآنجا رسیدیم در کمال تعجب مشاهده کردیم که کار شروع شده و تعداد پنجاه نفر عمله با پتک و کلنگ مشغول خراب کردن پایههای اطراف گنبد هستند ولی ساختمان آنقدر محکم است که باین ضربات خراب نمیشد. همه با آهن آرمه شده و با بتون پایه گذاری گردیده است. هر ده پتکی که فرود میآوردند یک قطعه کنده میشد و هر چند کلنگ یک قسمت کوچکی را سوراخ مینمود. معهذا عملهها که اینکار را با شوق انجام میدادند احساس خستگی نمیکردند و با پتک و کلنگ مرتباً پایههای گنبد را میکوفتند و خراب میکردند.

یکعده بیست نفری نجار و بنا نیز مشغول چوب بندی و تخته کوبی بودند تا آهنهائی که بهم وصل است جدا کنند و برداشتن سقف عظیم و کاشیکاری آنجا آسان شود.

ورود آقای فلسفی

ما مشغول عکس برداری از فعالیت عملهها بودیم که ناگهان صدای صلوات بلند شد عده زیادی از مردم با صدای بلند صلوات میفرستادند و در فاصله هر دو صلوات یکعده دیگر الله اکبر میگفتند.

من تصور کردم که مردمی که خارج از بنا ازدحام کردهاند برای نشان دادن حس همکاری خویش و تشویق عملهها صلوات میفرستند لذا چندان توجهی نداشتم و بعکس برداری از کار عملهها پرداختم که ناگهان خبر آوردند آقای فلسفی با یکعده از دوستان و پیروان خویش آمده اینجا باز مخبرین و عکاسها بطرف در خروجی حمله بردند که از آقای فلسفی عکس بگیرند.

آقای فلسفی در جلو و عده زیادی از اشخاص طبقات مختلف در عقب ایشان بطرف بنا میآمدند با صدای بلند صلوات میفرستادند و الله اکبر میگفتند.

آقای فلسفی دیگران را در پائین گذاشته و یکی از مأمورین ایشان را راهنمائی کرده بطرف پلههای پشت گنبد آمدند.

ارتفاع زیاد است و فقط باید از نردبان بالا رفت چون وسیله دیگری نیست آقای فلسفی بزحمت و با کمک چند نفر از مأمورین انتظامی از نردبان بالا رفته و خویشتن را بمحلیکه مشغول خراب کردن بودند رسانید. آقای فلسفی ازاینکه میدید مجاهدات یکماهه مردم و خود ایشان بنتیجه مثبت رسیده خوشحال بنظر میرسید. با لبخند تشویقآمیز و با کلمات پر حرارت عملهها را که مشغول کار بودند تشویق میکرد و بآنها قدرت و نیروی تازه میبخشید بعداً آقای فلسفی از همکاری فرمانداری نظامی و مقامات ارتشی که در این موقعیت حساس بخواسته عمومی احترام گذاشتهاند اظهار قدردانی بعمل آورده و سپس از همان راه که بالا رفته بود پائین آمده و ببازدید قمستهای دیگر حظیرةالقدس پرداختند.

در این بازدید موضوع اعداد ۹ و ۱۹ که مورد احترام بهائیها است مورد توجه قرار گرفت در ساختمان حظیرةالقدس سعی شده که این موضوع در نظر گرفته شود. مثلاً گنبد حظیرةالقدس که استیل مخصوصی دارد و با ساختمان گنبدهای اماکن متبرکه اسلامی فرق کلی دارد نیز این موضوع در نظر گرفته شده و دارای ۱۹ ترک میباشد. اطاقها گاهی ۹ در دارد و چهل چراغ ۱۹ شاخه و بهمین نسبت در جاهای دیگر نیز این موضوع مراعات شده [ناخوانا] [آقای فلسفی] پس از بازدید کامل از تمام قسمتهای حظیرةالقدس اظهار داشت «خوب الحمدالله با این عمل آخرین لانه این فرقه ضاله نیز خراب شد» و سپس بهمان ترتیب که وارد شده بودند خارج گردید باز مردم در اطراف ایشان حلقه زده با یک پرچم سبز رنگ که روی آن نوشته شده بود (نصرمن الله و فتح قریب) در اهتزاز بود در حالیکه صلوات میفرستادند از آنجا خارج شدند.

اولین سوراخ روی گنبد

مانطوریکه ذکر شد ساختمان حظیرةالقدس خیلی محکم است و خراب کردن آن عملهها را خسته میکرد. تا آن موقع فقط مختصری از پایهها را خراب کرده بودند ولی بعد از اینکه آقای فلسفی از آنجا خارج گردید اولین سوراخ روی گنبد پیدا شد. از داخل ساختمان گنبد منظره بدیعی دارد و کاشیکاری بسیار نفیسی در آن شده است و معلوم است که میلیونها تومان خرج بنای آن گردیده. از خارج نیز گنبد نقوشی دارد که میگویند نقشهای آن بترتیب مخصوصی است که مقاصدی را معلوم میدارد و دارای رموز و اسرار مذهبی است. از این رموز فقط زعمای قوم بهائی اطلاع دارند و درک آن نقوش برای هر شخص عادی ممکن نیست. ضرباتیکه از بالا وارد میآمد بالاخره کاشیها را از داخل طاق سست کرد و اولین قسمت آن ریخت و صدای زیادی که کرد همه حاضرین را متوجه ساخت. سوراخی که روی سقف پیدا شد اندک اندک بزرگتر میگردید تا جائیکه (همانطور که در عکس مشاهده میشود) دو تا سه نفر بخوبی میتوانستند از آن وارد شوند. چند لحظه بعد در حالیکه عکاسها در زیر سقف مشغول عکس برداری بودند و عدهای از نجارها و بناها نیز مشغول کار بودند سوراخ دیگری پیدا شد و باز مقداری خاک و سنگ و کاشی ریخت. یک آجر سنگین از نزدیک سر یکی از خبرنگاران رد شد و نزدیک بود او را از بین ببرد. اگر چنین اتفاقی میافتاد بهائیها میگفتند حظیرةالقدس معجز کرد و یکنفر را کشت. خوشبختانه خبرنگار مذکور آسیبی ندید ولی رنگش مثل گچ سفید شده بود. در این موقع ظهر گذشته بود و هنوز کار ادامه داشت.

حضور ریاست ستاد ارتش

جریان و گزارش ویران کردن حظیرةالقدس جزء بجزء بوسیله بیسیمهای ارتشی بفرمانداری نظامی اطلاع داده میشد و از طرف فرمانداری نیز مرتباً گزارش کارها باطلاع ریاست ستاد ارتش سرلشگر باتمانقلیچ میرسید. نزدیک یک ساعت و نیم بعد از ظهر بود که ناگهان یکی از عکاسها گفت (آمدند) خبرنگاران ترسیدند و همه تصور کردیم که بهائیها حمله کردهاند. آنها که ترسو بودند رنگ و روی خود را بکلی باختند ولی خوشبختانه خیلی زود معلوم شد که مقصود شخص مذکور چیست. او میخواست بگوید که تیمسار سرلشگر باتمانقلیچ رئیس ستاد ارتش باتفاق تیمسار سرتیپ بختیار فرماندار نظامی آمدهاند. عکاسها و خبرنگاران باستقبال رفتند. تیمسار باتمانقلیچ باتفاق تیمسار سرتیپ بختیار و یکعده بیست سی نفری مردم در یک صف بطرف بنا میآمدند. در همان حال تیمسار باتمانقلیچ توضیحاتی میخواستند که توسط تمیسار بختیار داده میشد.

همه اطاقها و قسمتهای مختلف حظیرةالقدس مورد بازدید قرار گرفت و سپس از کتابخانه بازدید بعمل آمد. کتابخانه حظیرةالقدس دارای بالغ بر پنجهزار جلد کتاب فارسی و خارجی است. کتابهای فارسی این کتابخانه نسبت بمجموع آن کمتر است و بیشتر کتب موجود بزبانهای انگلیسی و فرانسه و آلمانی است.

کتابهای متفرقه آنجا کمتر جمع آوری شده است و بیشتر آنان کتب مذهبی است که در باره مذهب و چگونگی کار و فعالیت بهائیان و رشتههای مختلف دینی و تفسیرهای متفاوت است. تیمسار سرلشگر باتمانقلیچ که بزبان آلمانی تسلط دارند. یک جلد کتاب شرح حال باب بزبان آلمانی را برداشتند که پس از مطالعه مسترد دارند.

دورههای مختلف مجله آهنگ بدیع نیز آنجا موجود بود. این مجله که در طهران و بزبان فارسی منتشر میشود ناشر افکار بهائیان است و وارد یازدهمین سال انتشار خود شده است و بهائیان قصد داشتند بزودی پایان دهمین سال آنرا جشن بگیرند که فرمانداری نظامی محل آن مجله را اشغال کرد. علاوه بر کتابهای مذکور چندین آلبوم عکس و آرشیو کاملی از نام و مشخصات بهائیان آنجا بدست آمده است که تحت کنترل فرماندار نظامی نگهداری میشود. بازدید آلبومها وقت زیاد میگرفت لذا تیمسار سرلشگر باتمانقلیج فقط عکسهائیکه بدیوارها الصاق بود بازدید کردند و وقتی بعکس آقای هدایتالله سهراب رسیدند با تعجب نگاهی به تیمسار سرتیپ بختیار کرده گفتند (عجب اینهم بهائی بود؟)

پس از کتابخانه اطاق بانوان بهائی مورد توجه و بازدید قرار گرفت در این اطاق یک عکس بزرگ تمام قد از باب و عکسی هم از شهید ثالث (قرةالعین) بدیوار نصب کرده بودند ضمناً شعارهائی را به خط خوش نوشته و نصب کرده بودند آن شعارها عموماً مربوط به نسوان بهائی بود و علاوه بر یک لوح بزرگ که حاوی کلمات باب در مورد بانوان بود این جملات بچشم میخورد:

(ترقی نسوان سبب ترقی مردان است) (در دادن استقلال بیکی از ارکان جامعه بکوشید) و بالاخره (احترام نسوان واجب است چون معلم اولاد انسان هستند).

پس از بازدید از سایر قسمتها تیمسار سرلشگر باتمانقلیچ رئیس ستاد ارتش از پلهها بالا رفته و از نزدیک گنبد را تماشا و جریان ویران کردن آنرا نیز مشاهده کردند. در این موقع عدهای که آنجا حضور داشتند خواهش کردند که ایشان هم در این عمل خیر شرکت کنند لذا تیمسار سرلشگر باتمانقلیچ نیز کلنگ را از دست یکی از عملهها گرفته و مقداری از گنبد را خراب کرد.

چرثقیل لازم است

از طرف تیمسار باتمانقلیچ پس از مشاهده وضع سقف و عظمت آن دستور داده شد یک جرثقیل ارتشی از نوع (م ۳۲۰) که قویترین دستگاهها در نوع خویش است بآنجا حمل گردد و پس از خراب کردن پایههای گنبد یکباره آنرا از جای کنده و در وسط صحن حیاط بگذارد و چون گنبد با آهن ساخته شده و تمام قسمتهای آن بهم مربوط و محکم گردیده این کار امکان پذیر است و بآسانی میتوان گنبد را یکجا از جا کند. اگر سقف و گنبد از جا کنده شود و سپس روی آنرا مثل سقفهای معمولی بپوشانند سایر قسمتهای آن قابل استفاده است و با مختصر تغییر میتوان از محل حظیرةالقدس برای سربازخانه یا هر منظور عامالمنفعه دیگر استفاده کرد بدون اینکه مستلزم مخارج گزاف باشد.

پایان موقت کار

در ساعت دو بعد از ظهر تیمسار باتمانقلیچ و تمیسار بختیار از محل حظیرةالقدس خارج شدند و باین ترتیب موقتاً کار خراب کردن آن تعطیل شد که باز عصر عملهها پس از استراحت بیایند و مشغول کار شوند. آنطوری که خبرنگار ما تحقیق کرده فعلا در نظر است که حظیرةالقدس خراب شود و فعلا برای ساختمان آن تصمیمی گرفته نشده و همینظور معلوم نیست که برای چه منظوری بخواهند از آن استفاده کنند.

مختصری از سابقه تاریخی

ساختمان حظیرةالقدس که روز یکشنبه ۳۱ اردیبهشت اولین کلنگ ویرانی آن زده شد سابقه خیلی مفصلی ندارد. بهائیان از خیلی قدیم قصد ایجاد یک بنای بزرگ بنام حظیرةالقدس داشتند ولی اعلیحضرت فقید که مطلع گردید مقصود آنها چیست از انجام این منظور جلوگیری بعمل آورد و دستور داده شد که جلوی آن را تیغه بکشند. یکدیوار آجری بلند بند کشی نشده تا سال ۱۳۱۹ آنجا را مثل ساختمان اپرا غیر قابل استفاده کرده بود.

در سال ۱۳۱۹ بهائیان پیشنهاد کردند که اجازه داده شود لااقل یکمدرسه (نه بمنظور اختصاصی) عمومی آنجا ساخته شود. اعلیحضرت فقید با این پیشنهاد موافقت نمود و ساختمان حظیرةالقدس ادامه یافت.

با شروع جنگ جهانی باز موقتاً مسکوت ماند و کار تعطیل گردید. در سالهای ۱۳۲۱ و ۱۳۲۲مختصر فعالیتی برای ساختمان حظیرةالقدس شروع شد و در سال بعد تشدید گردید و بالاخره در سال ۱۳۲۴ بنای آن خاتمه یافت و آماده برای کار شد نام آن را حظیرةالقدس نهادند و مرکز فرقه بهائیان گردید.

بهائیها در بعضی از ممالک جهان از جمله در آلمان، آمریکا، انگلستان نیز مراکز عمدهای دارند که از لحاظ اهمیت فقط حظیرةالقدس آمریکا با حظیرةالقدس ایران برابری میکند.

 

[نوشته زیر عکس در بالای صفحه اول]

در این عکس دیده میشود که چگونه مردم گرداگرد گنبد حظیرةالقدس اجتماع کرده و مشغول خراب کردن آن هستند.

 

[نوشته زیرعکس در پائین سفحه دوم]

ابتدا طاق حظیرةالقدس سوراخ گردید و کاشیهای سقف آن پائین ریخت.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]