[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

 

[روزنامه:] سحر

[تاریخ:] ۱ بهمن ۱۳۳۷

[شماره:] ۱۵۶

 

این «گاز» بازی ...

این گاز بازی دولت و سازمان برنامه که هی لوله میکشند و گازهای آبادان و آنطرف میبرند بالاخره کاری دست ما میدهد.

از جان این گازها که شعلههای آن بوی آتش‌پرستی میدهد چه می‌خواهید؟

ما کود شیمیائی می‌خواهید چه کنیم؟ آنهم کود شیمیائی که بدست طایفهای از کفار ساخته شود!

چرا با این کار مردم را بیاد زردشت و مذهب آتش پرستی میاندازید؟

این بیدینیهای گوناگون و کسروی بازی و بهائی بازی کم بود که حالا پای مذهب زردشت را هم بمیان میکشید!

چه بهتر؛ اصل گاز، کود شیمیائی، کارخانه و صنعت و آنچه را که فرنگی لامذهب بسازد رها کنیم و بآنچه داریم قناعت کنیم! این فرنگیهای لامذهب نجس که زنهایشان چنان مشاطه میکنند و بوی متعفن عطر میدهند که پای آدم سست میشود!

راستی همین است سرنوشت کشوری که نخست وزیرش سالها در مدرسه کفار درس تشریح بدن انسان خوانده باشد و وزیرش عمری در میان ترسایان دلش را بخواندن شرح حال دایره و مثلث و مهندس شدن خوش کرده باشد همینطور خواهد شد که باید کار مردمانش بآتش پرستی و کارهای خلاف شرع بکشد؟!

اگر یکی از همین طلبههای مسجد گوهرشاد اصفهان را به نخست‌وزیری برگزیده بودند هرگز از این بدعتها پیش نمیآمد و با حوادث آخر زمان روبرو نمیشدیم!

بله، بالاخره ایندولت کاری دست ما میدهد!

از همه بدتر برای جلوگیری از این گاز بازی و ترویج آتش پرستی هم باید اعلامیه صادر شود!! و آنوقت است که ما هم مجبوریم باز برای سکوت آقایان چند ستون روزنامه را بار دیگر صرف مسائل بهائیگری و چاپ تصویر باب و شوقی افندی و ژان پل سارتر و از این قبیل حرفها بکنیم و به بهائیگری و اگزیستانسیالیست متهم شویم!!

خدایا تو خودت بداد برس!

خدایا ما را از شر شیاطین و صدای ماشین و علوم جدیده که بیدینی میآورد حفظ کن.

آمین یا ربالعالمین!

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]