[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

 

 

[روزنامه:] ندای حق

[تاریخ:] - چهارشنبه ۱۳ دی ۱۳۳۴ – مطابق ۲۰ جمادی‌الاول ۱۳۷۵

شماره: ۱۵

سال ششم

 

صاحب‌امتیاز و مدیر

سید حسن عدنانی

محل اداره: خیابان خیام مقابل کاخ دادگستری

لوایح و مقالات وارده مسترد نمی‌شود

اداره در حک و اصلاح آن مختار است

اوراق این روزنامه دارای آیات قرآنی است آنرا محافظت کنید.

 

بقلم آقای نخعی (ریمن)

مناظره با یک مبلغ بهائی

خلاصه مذاکرات با سید عباس علوی خراسانی مبلغ بهائی

جواب

به نظر بنده که به‌طور اختصار به عرض میرسانم برای هر ادعائی دو وسیله لازم است و معیار سنجش نبی صادق از مدعی کاذب نبوت، مبتنی بر دو چیز است که با آن می‌توان تشخیص داد شخص مدعی در ادعای خود صادق است یا نه.

این دو وسیله عبارتست یکی علم و اطلاع به مورد ادعا و دیگر قدرت اجرای آن، یک بنا یا نجار یا قصاب یا طبیب وقتی ادعا می‌کنند که ما می‌توانیم اینکار را انجام دهیم باید هم از کار و فن ادعائی خود علم و اطلاع داشته باشند و هم بتوانند از عهده انجام آن بر‌آیند.

کسی که ادعای طبابت میکند و می‌خواهد مطب دائر کند البته باید عالم به علم طب باشد و بتواند در عمل نیز علم خود را بکار بندد و درد مریض را تشخیص دهد و داروی مناسب و شفابخش تجویز کند و وقتی طبیبی روز اول مطب خود را باز می‌کند کسانی که به او مراجعه می‌کنند فقط و فقط به اتکای علم و قدرت طبابت اوست.

بنابراین مدعی صادق در هر ادعائی کسی است که به آن عالم و در انجامش قادر باشد و در تعقیب میزان صدق ادعایش به‌حکم عقل که به‌سادگی و روشنی عرض شد علم و قدرت است و البته این دو ملازمه کامل با یکدیگر دارند و لازم ملزوم هم می‌باشند.

برای ادعای نبوت هم که مهم‌ترین دعاوی افراد بشر بشمار می‌رود، میزان و معیاری جز این دو وجود ندارد که اگر توجه بفرمائید با بیان خود بعرض میرسانم.

البته این نکته مسلم است که دلیل و وسیله هر ادعا و امری باید متناسب با خود آن شد و بنابراین برای آنکه به بینیم علم و قدرت پیغمبر بچه کیفیت و در چه حدود و بچه میزان باشد باید خود پیغمبر را بشناسیم و بارزش مقام نبوت پی ببریم.

ما وقتی بوظیفه‌ئی که یک نبی به آن قیام می‌کند تا شریعتی تأسیس و مردم را در زیر لواء شرع نوین خود گرد آورد و آنان را به راه راست هدایت کند و از گمراهی برهاند توجه می‌کنیم می‌بینیم این اقدام از قوه و قدرت افراد عادی و بشر معمولی خارج بوده کسی نمی‌تواند پیش خود به این امر قیام کند زیرا پیغمبر که خود را مبعوث من عندالله معرفی می‌کند باید:

اولاً به اسرار خلقت و مصالح آفرینش به‌منظور تعیین خط‌مشی صحیح افراد در این جهان و آشنا ساختن آنان به موجبات رضا و خشم الهی آگاه باشد و بشر را به عوالم بعد از مرگ که در انتظار و سر راه بشر است آشنا سازد و او را در خیر و شر و مصالح زندگی اجتماعی رهبری نماید و این نیازمند به علمی مافوق علوم عادی بشری است چه حتی فلاسفه و دانشمندان بزرگ نمی‌توانند مصالح بشر را در این جهان به نحو اکمل و اتم تشخیص دهند و یک نظام ثابت همیشگی برای جامعه وضع کنند و نمی‌توانند افراد را به اسرار خلقت و مصالح آفرینش و عوامل رضا و سخط الهی و کیفیت نشئات بعد آشنا سازند و تنها انبیاء و برگزیدگان الهی هستند که از عهده این وظیفه خطیر برمی‌آیند و باید به این علم مافوق بشری عالم باشند.

بعلاوه بشر با وجود داشتن عقل برای تمیز خیر از شر و نیک از بد، تحت تأثیر هوای نفسانی و قوای متضاد غضب و شهوت قرار دارند که محرک افراد در ارتکاب اعمال بد و زشت بشمار می‌روند و هرگاه که نفس بر عقل غلبه کند هوای نفس انسان را بسوی زشتکاری و بدی میکشاند و حتی با وجود علم به بدی نیز مرتکب آن میشود چنانچه یک پزشک با وجود اطلاع بمضرات الکل و نوشابه‌های الکلی از این زهر جانسوز مینوشد و این در نتیجه هوای نفس است که بر عقل و علم او غلبه میکند و بنا بر این بشر هرچه عالم هم باشد برای سعادت دو جهانی خود احتیاج و نیاز مبرم به یک مربی دارد که باسرار خلقت و مصالح نوع و تمام عوامل سعادت و شقاوت آگاه باشد و راه خیر و شر ما را بما بیاموزد و عقل ما را بیدار کند و البته کسی میتواند باینکار قیام کند که دارای علمی ما فوق بشر باشد و جز نبی و پیغمبر مبعوث من عند‌الله نخواهد بود.

ثانیاً از آنجائی که بشر دائماً در معرض مبارزه بین عقل و نفس گرفتار است و به تنهائی نمیتواند زمام نفس را بدست عقل بسپارد و عقل با نیروی عادی بشری نمی‌تواند بر نفس سرکش آدمی غلبه نماید و انسان را براه خیر رهبری کند و از راه شر باز دارد لذا بشر همواره بکسی نیازمند است که صرفنظر از اینکه بعوامل سعادت و وسائل خیر ما آگاه باشد قدرت اینرا داشته باشد که بتواند دست بشر را گرفته از منجلاب هوای نفس نجات بخشد و البته چنین قدرتی نیز باید ما فوق قدرت بشری باشد. (ناتمام)

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]