[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

 

[برگرفته از سایت:] روزنامۀ کیهان

[تاریخ:] ۲۰ آذر ۱۳۸۶

 

تلويزيون بهايي زده بهائيان در عصر پهلوي ها

احمد اللهياري

احسان يارشاطر نيز از استادان بهايي دانشگاه تهران بود. او پس از اخذ ليسانس از دانشسراي عالي با بورس اعطايي دولت انگلستان به لندن رفت و دكتراي خود را در رشته زبانهاي اوستايي دريافت كرد. وي پس از بازنشستگي ابراهيم پورداود، (۳۷) به عنوان استاد كرسي زبانهاي اوستايي و جانشين وي برگزيده شد و پس از مدت كوتاهي به عنوان پرفسور كرسي زبان و ادبيات فارسي در يكي از دانشگاههاي آمريكا انتخاب گرديد. يارشاطر از دوستان نزديك اسدا لله علم بود و تا پايان حيات رژيم پهلوي، رياست «بنگاه ترجمه و نشر كتاب» را برعهده داشت. او پس از پيروزي انقلاب، مأمور تدوين يك دايره المعارف به نام «ايرانيكا» شد و در آن به تحريف مسايل تاريخي و فرهنگي ايران پرداخت. وي در اين دايره المعارف به طور مفصل از «ميرزاحسينعلي نوري» (بهاءا لله) سركرده فرقه ضاله بهائيت تجليل كرده است. (۳۸)

شايان ذكر است انتشارات اميركبير، كه زير مجموعه سازمان تبليغات اسلامي قرار دارد، در سال ۱۳۸۳، سه مجلد از دانشنامه ايرانيكا (مربوط به مشروطيت و. . . ) را ترجمه و منتشر كرد. يارشاطر، سردبير و سرويراستار ايرانيكا بوده و نويسنده اولين مقاله در مجله مربوط به مشروطيت نيز عباس امانت، يكي از عناصر مشهور بهايي در غرب است كه در مقاله خويش، به عنوان زمينه سازان فكري مشروطه، در كنار سيد جمال الدين اسدآبادي و ميرزا ملكم خان، از سران بهائيت نام برده است! (۳۹)

يكي از بهائيان ديگر كه در دوران رژيم پهلوي با مؤسسه كيهان همكاري داشت، امير گل آرا نام داشت كه پيش از پيروزي انقلاب سالها رئيس سازمان آگهي هاي مؤسسه كيهان بود. او تا اواسط دهه چهل در اين سمت فعاليت مي كرد و پس از آن از كيهان رفت. گل آرا دستي در نويسندگي داشت و از دنباله روهاي صادق هدايت و حتي فراتر از آن از پيروان دادائيسم بود.

افزون بر اين، يك خبرنگار عكاس به نام رضا زاده و يك خبرنگار به نام اميركيوان ايقاني عضو تحريريه روزنامه كيهان بودند. ايقاني كه بابلي بود و در سرويس اقتصادي كار مي كرد، از اواخر دهه ۱۳۳۰ به استخدام مؤسسه كيهان درآمده بود.

ايقاني از سال ۱۳۴۷ همه ساله در مهرماه بنا به دعوت دولت «آلمان غربي» براي شركت در جشني به نام «هفته سبز» به اين كشور سفر مي كرد. او فردي بسيار تودار بود، هيچ گونه اطلاعاتي درباره اين مسافرت ها كه مدت ۲۰ روز به طول مي انجاميد در اختيار هيچ كس نمي گذاشت. وي هرسال براي رفتن به اين سفر و شركت در مراسم ياد شده، مدت ۲۰ روز تقاضاي مرخصي مي كرد. اين مسافرت ها تا سال ۱۳۵۷ ادامه داشت. ايقاني در سال ۷۵ براي رفتن به اين سفر تقاضاي ۲۰ روز مرخصي كرد، اما فقط در تيرماه ۱۳۵۸ براي گرفتن حق و حقوق بازخريد ۲۰ سال استخدامش در روزنامه كيهان به ايران آمد و پس از دريافت اين وجوه بار ديگر از ايران خارج شد و تا آنجا كه اطلاع دارم ديگر به ايران برنگشت. خبرنگار عكاس كيهان هم كه رضازاده نام داشت پس از بازخريد سنوات خدمت خود به كانادا رفت و به طوري كه شنيده ام در همان جا در يك تصادف اتومبيل درگذشت.

اميركيوان ايقاني آدمي بسيار ساكت و گوشه گير بود و بركارش تسلط داشت و از زيركي كافي برخوردار بود. او سخت مواظب بود تا در خلال خبرها به كارخانه ها و توليداتي كه مربوط به تجار بهايي بود، لطمه وارد نشود. وي از شركت فيروز متعلق به حبيب ثابت پاسال مقرري دريافت مي كرد و اكثر آگهي هاي مربوط به شركت هاي تجارتي حبيب ثابت(۴۰) و كارخانه هاي متعلق به بهائيان، از كانال او به كيهان و ديگر روزنامه ها و مجلات داده مي شد.
ايقاني با احمد رياحي خبرنگار ديگر سرويس اقتصادي كيهان رفاقت و صميميت فراوان داشت و با هم در تهيه آگهي و اخذ پورسانت شريك بودند. به طوري كه شايع بود آنها حتي عكس ها و اخبار مربوط به اصلاحات ارضي و تعاون و امور روستاها را به صورت آگهي حساب مي كردند و پول آن را از دولت مي گرفتند. سناتور مصباح زاده صاحب امتياز مؤسسه كيهان در آن سال ها هم دستور داده بود تا در ازاي اين خوش خدمتي ها به ميزان سي درصد از هر آگهي به اين دو نفر پورسانت پرداخت شود.

ليلي كسري يكي ديگر از بهائيان شناخته شده در مطبوعات بود. وي متولد ۱۳۱۸ بود و تحصيلاتش را در انگلستان به پايان برده و از كالج كينگز انگلستان ليسانس علوم اداري دريافت كرده بود. همكاري با مطبوعات را حدوداً از سال ۱۳۳۴ با مجله «اميدايران» آغاز كرد و سالها براي مجله «روشنفكر» و «اطلاعات بانوان» مطلب تهيه مي نمود. وي مورد حمايت ايرج نبوي بود و به همين سبب ستار لقايي هم به او روي خوش نشان مي داد و نوشته ها و آثار او را چاپ مي كرد.

وقتي مجله فردوسي و خوشه با شعرنو برخورد مهربانتري پيدا كرده بودند، «ليلي كسري» اشعارش را براي اين مجلات مي فرستاد. او شب هاي سه شنبه در ديدارهاي هفتگي مجله فردوسي حاضر مي شد و اشعار جديدش را براي همكاران مي خواند.  كسري با ستار لقايي به دليل بهايي بودن ارتباط ويژه و رفت و آمد خانوادگي داشت.

ليلي كسري در زمره روزنامه نگاراني بود كه از طريق روزنامه نگاري كاري در دستگاه دولت براي خود دست و پاكرد. او به استخدام پتروشيمي درآمد و منشي يكي از مقامات عالي - گويا مديرعامل - بود.

وي سه كتاب شعر منتشر كرده بود. از جمله در سال ۱۳۴۸ مجموعه شعري از او به نام «فصل مطرح نيست» انتشار يافت. با اينكه اين مجموعه از نظر شعري داراي ارزش چنداني نبود و اشعار آن كاملاً معمولي و سطح پايين بودند، اما نمي دانم تحت چه مسائل و الزاماتي اين كتاب را به عنوان «كتاب شعر برگزيده سال» انتخاب كردند و تلويزيون جايزه ويژه خود را در آن سال به «ليلي كسري» اهدا كرد.  او پس از انقلاب از ايران گريخت و به آمريكا رفت و در لس آنجلس مقيم شد. وي مدتها ترانه سرايي مي كرد.

ليلي كسري چند سال پيش مبتلا به سرطان گرديد و چند ماه قبل از مرگش كلوب روتاري رنچوپارك لوس آنجلس مراسم بزرگداشتي براي او در محل مجموعه «المپيك كلكشن» لس آنجلس برگزار كرد. در اين مراسم پري اباصلتي نماينده فرمايشي مجلس شوراي ملي و رئيس وقت كلوب روتاري رنچو پارك، ايرج گرگين، هما سرشار(۴۱) و چندتن از اعضاي انجمن جوانان بهايي و يهودي ايراني تبار مقيم آمريكا، درباره نقش و جايگاه او در شعر زنان روزگار پهلوي سخنراني كردند و «هايده» - خواننده زمان طاغوت - چند ترانه از سروده هاي او را خواند. هجوم سرطان او را به شدّت نحيف كرده بود. به طوري كه به مدد صندلي چرخدار حركت مي كرد. ليلي كسري سرانجام در لس آنجلس مرد.

از ديگر روزنامه نويسان بهايي بايد از مهردادشكوري نام برد. اين شخص با سرمايه اي كه از سوي محافل بهائيت تهران در اختيارش گذاشته شده بود، يك سازمان انتشاراتي ايجاد كرد. زماني كه سياست غالب فرهنگي توجه به مدرنيسم مبتذل بود و تمام جرايد يك صدا در جهت جا انداختن ابتذال به نام مدرنيسم فعال بودند، شكوري هم دست به كار چاپ يك سلسله كتاب در اين زمينه شد و كوشيد تا مطالب سطح پاييني را به نام «جلوه هاي مدرنيسم» به خورد جوانان بدهد.

از ديگر فعاليت هاي مهم مهرداد شكوري، فعاليت در مجله اين هفته بود. مجله «اين هفته» قصد داشت همانند مجله آمريكايي «پلي بوي»، آرام آرام عكس هاي لخت و عريان زنان را چاپ كند و سكس را به عنوان سرگرمي ودلمشغولي رسمي به ميان اجتماع ببرد.

شكوري از نخستين شماره تا روزي كه دفتر اين مجله با بمب مبارزان مسلمان منفجر شد، عهده دار سمت معاونت سردبيري «اين هفته» بود. مجله مذكور را جوادعلاميردولو(۴۲) - يكي از قوادان شاه- انتشار مي داد.

مهرداد شكوري هم تحت حمايت و نفوذ بهائيان بود و غير از ملاقات هاي محرمانه، اغلب شب ها ستار لقايي را به خانه خود واقع در حوالي پل سيدخندان مي برد و درباره كارهاي انتشاراتي با وي مشورت مي كرد.

بهائيان در راديو و تلويزيون

فرقه بهائيت تشكيلات منسجم و قدرتمندي در راديو و تلويزيون داشت كه از نخستين روز فعاليت فرستنده كانال ۳ - كه با سرمايه بهائيان و حبيب ثابت ايجاد شده بود - تا پايان حيات رژيم پهلوي در ۲۲ بهمن فعال و مقتدر بود.

اكثريت قريب به اتفاق كاركنان تلويزيون كانال ۳ از مديركل تا نگهبان در ورودي، باغبان و كارگران مسئول نظافت دستشويي ها بهايي بودند. زماني كه حبيب ثابت، اين فرستنده و فرستنده تلويزيون آبادان را به دولت فروخت، كليه بهائيان شاغل دراين دو فرستنده به استخدام تلويزيون ملي ايران درآمدند(۴۳ ) و چون از تجربه و سابقه كار برخوردار بودند و كليه مشاغل كليدي را در اختيار داشتند، دور هم جمع شدند و تشكيلات ويژه اي را ايجاد كردند. از اعضاي شاخص تشكيلات بهائيان در راديو و تلويزيون ايران كه ظاهراً به عنوان يك انجمن صنفي و با نام «اتحاديه كاركنان فني تلويزيون ايران» فعاليت مي كرد، بايد از مهندس مكانيك، فرشيد رمزي، كامبيز آزردگان، ژيلا سازگار، دكتركامبيز محمودي و عده اي ديگر از مديران ارشد و مياني تلويزيون ملي نام برد.

مهندس مكانيك و كامبيز محمودي معاون رضاقطبي شدند. «مكانيك» بعدها با ژيلا سازگار ازدواج كرد و فرشيد رمزي برادر داود رمزي، مديريت برنامه ها و موسيقي پاپ راديو و تلويزيون ملي را برعهده داشت و همو بود كه با يك برنامه از پيش تدوين شده خوانندگاني همچون داريوش، فريدون فروغي، اونيك، نلي، شهره، ليلا فروهر، سلي، عهديه و مارتيك را به اصطلاح كشف كرد و به شهرت رساند. فرشيد رمزي شوهر لي لي فولادوند، منشي مخصوص رضا قطبي و دختر نماينده كرمانشاه در مجلس شوراي ملي بود و از اين طريق هم رابطه ويژه اي با مديران ارشد كشور از جمله رضا قطبي و مقامات مختلف برقرارساخته بود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۳۷- براي آشنايي بيشتر با شرح حال و عملكرد ابراهيم پورداوود به جلد ۲۱ از مجموعه كتاب هاي «نيمه پنهان» مراجعه فرماييد.

۳۸- براي آشنايي بيشتر با شرح حال و عملكرد احسان يارشاطر به جلد ۲۱ از مجموعه كتاب هاي «نيمه پنهان» تأليف دفتر پژوهش هاي مؤسسه كيهان مراجعه فرماييد.

۳۹- حاميان شيطان، پيشينه عملكرد بهائيت و تكاپوي آن در جهان معاصر بر ضداسلام و ايران.

۴۰ -حبيب ثابت يكي از معروف ترين بهائيان ايران درروزگار پهلوي بود. او كه كارش را با دوچرخه سازي آغاز كرده بود در فاصله چند سال به يكي از بزرگترين سرمايه داران ايران مبدل شد و مالكيت دهها شركت بزرگ را به دست آورد. حبيب ثابت مالك اولين فرستنده تلويزيوني ايران و كارخانه نوشابه سازي پپسي كولا و كارخانه هاي جنرال تايرايران بود. براي اطلاع بيشتر درباره او به جلدسوم مجموعه كتاب هاي معماران تباهي كه از سوي دفترپژوهشهاي مؤسسه كيهان منتشر شده است، مراجعه فرماييد.

۴۱ -براي آشنايي با «هما سرشار» به جلد ۴ نيمه پنهان، دفتر پژوهش هاي مؤسسه كيهان مراجعه فرماييد. هما سرشار همچنين از برپا كنندگان سازمان «مركز تاريخ شفاهي يهوديان ايران» در آمريكا است.

۴۲- «جواد علامير دولو» از جاسوسان آمريكا در مطبوعات بود در اسناد لانه جاسوسي آمريكا از وي با «كد رمز» نام برده شده است. شرح حال وي در جلد ۸۱ از مجموعه كتاب هاي «نيمه پنهان» يا عنوان «روزنامه نگاران جاسوس» منتشر شده است.

۴۳- من درايام اشتغالم در تلويزيون كانال ۳ كسي جز افراد بهايي را نديدم. شايد كساني هم بودند كه براي استخدام و ارتقأ شغلي تظاهر به بهايي بودن مي كردند.  

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]