[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

 

[روزنامه:] کیهان هوائی

[تاریخ:] ۴ چهارشنبه ۴ مرداد ۱۳۶۸ – ۲۶ ژوئیه ۱۹۸۹

شماره: ۸۳۸

صفحه: ۳

 

«کارآگاهان بومی» شرق شناسان

پرویز نقیبیان، وضع و رفتار ذهنی کارگران اصفهان، زیر نظر ژان ستوتزل – ناصر تکمیل همایون، محمدصادق مروزی، زیر نظر ژان آبن – محمد عبدالله گرجی، وحید دستگردی، زیر نظر ژیلبر لازار – بزرگ نادرزاد، خوابنامه اعتمادالسلطنه، زیر نظر ماکسیم ردنسون و لازار.

حال فرض می‌کنیم که این رساله‌های دکتری را خودشان نوشته و ترجمه کرده باشند...

...ممکن است بعضی از خوانندگان به درستی ندانند که این فرنگیان کیانند؟ اینان همه از علماء اعلامند و صاحبان مسند و کرسی در دانشگاه‌ها نیز، مثلاً آقای ماکسیم ردنسون در پشت کتاب «محمد» ش که سالها پیش چاپ شده است خود را چنین میشناساند: «اسلام شناس»، «شرق شناس»، «مارکسیسست». انسان از این‌همه فروتنی و صداقت عالمانه به وحشت می‌افتد!

در این کتاب به قدری خطاهای فاحش عمدی و سهوی و نظرهای نژادپرستانه جلی و خفی دیده می‌شود که شرح یکایک آنها خود یک گفتار دراز خواهد شد. همین آقای ردنسون از جمله دو مقاله در این سالها، در روزنامه مشهور «لوموند» چاپ پاریس نوشت که در یکی از آنان بهائیت را یک «دین» نامید و در دیگری از «مجاهدین» پشتیبانی کرد.

آقای ردنسون در غرب، شرق شناس، اسلام شناس و مارکسیست مشهوری است و از دیگر شرق شناسان بدتر و بی‌سوادتر و نژادپرست‌تر نیست. با وجود اینکه یهودی است دستکم یکبار در باره فلسطین سخن درستی گفته است- که صهیونیست‌ها هرگز او را نبخشوده‌اند- با این حال آقای ردنسون که یک کلمه فارسی نمی‌داند مسئولیت «هدایت» چندین رساله دکتری در باره ایران را در نهایت «ابژ کتیوتیه علمی» پذیرفته و با سایر همکارانش در اعطاء درجه دکتری قلابی به بسیاری از ایرانیان، شریک جرم شده است.

در مقاله آینده در باره دسته‌ای دیگر از دانشجویان سخن خواهد آمد.

یک ایرانی مقیم خارج

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]