[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

 

[روزنامه‌:] کیهان هوائی

[تاریخ:] چهارشنبه اول فروردین ۱۳۶۹ – ۲۱ مارس ۱۹۹۰

[شماره:] ۸۷۲

[صفحه:] ۱۴

 

مقاله وارده

امضاء: ناصر پورپیرار

روشنفکران و عقب ماندگی از حرکتهای شتابنده اجتماعی

در شماره ۳۶ مجله «آدینه» مقالاتی به تجلیل و بزرگداشت احسان طبری اختصاص یافت که از جمله آنها مقاله آقای مسعود بهنود با عنوان «حاشیهای بر یک عمر» بود. مسعود بهنود در آن نوشتار، با طرح تأثیر تفکر و اندیشه طبری بر نسل جوان، در کل از شخصیت علمی و فرهنگی وی دفاع کرده است. در جواب این مقاله، آقای «ناصر پورپیرار» در نوشتاری به نقد شخصیت علمی و نیز نقد و بررسی آثار طبری پرداخت که مجله آدینه از درج آن خودداری کرد...

...قضیه از این قرار است که: حزب تودۀ ایران در سال ۱۳۵۴ بخش دوم مجموعۀ «جهان بینیها و جنبشها» را با عنوان «فروپاشی نظام سنتی و زایش سرمایه داری در ایران» و متعاقب آن در سال ۱۳۵۶ جزء دوم همان کتاب را با نام «ایران در دوران رضاشاه» در خارج کشور به چاپ رساند...

«(کیانوری) همین کتاب «چهرههای درخشان» را پنهانی از من به طبری داده بود، برای این که (طبری) مسئول تبلیغات بود، او هم خوانده بود، تأئید کرده بود و چاپش کرده بودند. من گفتم آقا، چرا این کتاب بدون اطلاع من چاپ شده، آخر این کتابها چیست چاپ میکنید؟ این یارو نوشته در میان چهرههای درخشان، پدر من از همه درخشانتر بود این که برای فرمانفرما تبلیغ کرده، آخر این چه حزبی است، کی گفته اینها را بنویسید؟ گفتند: رفیق طبری مسئول تبلیغات است و تأئید کرده، به او گفتم: رفیق طبری! آخر این چیست؟ گفت: والله من متوجه نشدم. گفتم: این جا زیر جلکی صحبت نصرتالدوله آمده، بعد یکی دو سه کلمه راجع به شیخ فضلالله نوری هم هست، آخر اینها به حزب ما چه مربوط است. نصرتالدوله عاقد قرارداد است. طبری خودش هم در کتابهایش نوشته.

گفتم: آخر تاریخ را که نمیشود این طور کرد. نصرتالدوله وزیر خارجهای بود که قرارداد (کذائی) را امضاء کرده، وثوقالدوله دویست هزار لیره نمیدانم چه قدر از انگلیسها پول گرفته است، حالا چون برادر مریم فیروز است که نمیشود او را (به عنوان چهره درخشان) معرفی کرد. البته کتاب طبری، کتاب فروپاشی نظام سرمایه داری (؟!) را در ایران جمع کردند. او در این کتاب از بهائیت تعریف کرده بود. همان موقع به او گفتم، آن موقع هنوز صحبت جمهوری اسلامی نبود، گفتم رفیق طبری تو یک جا ارانی را نوشتهای، یک جا بهائیت را. این برای حزب ما تبلیغ خوبی نیست. چه لزومی دارد که در اینجا صحبت بهائیت را بکنی؟ گفت آخر، این یک جریان مترقی است. گفتم مترقی بوده یا هرچی بوده ولی ما از نظر سیاست صلاحمان نیست این را بنویسیم. شما چرا این را در کتابتان نوشتهاید.» (۵)...

...طبری در چاپ جدید، ص ۶۸ روند مذهب زدایی را به روند خرافه زدایی تبدیل کرده که به کل موضوع را دگرگون میکند و آن بخش نهایی پاراگراف را نیز صاف و ساده سربه نیست کرده است...

...طبری در صفحه ۶۸ چاپ قدیم کتاب «فروپاشی نظام سنتی» هنگام قضاوت دربارۀ بابیه چنین نوشته بود: «درست در همان هنگام که جنبشهای انقلابی سال ۱۸۴۸ در اروپا و جنبشهای انقلابی آسیا در چین و تای پینگ سرکوب شد، جنبش مذهبی دهقانی انقلابی بابی نیز در ایران در خون غرقه گردید.»

در چاپ جدید، نه فقط در نقل پاراگراف فوق، بل که همه جا، صفت «انقلابی» از دنباله جنبش بابیه برداشته میشود و باز هم تاریخ نویس ما نفس دیگری به راحت میکشد و آقای بهنود، بیاطلاع از این حقه بازیهای فرهنگی، ایشانرا فیلسوف تاریخ نگار و تأثیرگذار در اندیشه جوانان دو نسل میشناسد...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]