[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

 

[روزنامه:] کیهان هوائی

[تاریخ:] چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۶۸ – ۱۵ ربیع الثانی ۱۴۱۰

شماره: ۸۵۴

 

سنای آمریکا و حمایت همزمان از بهائیان و مجاهدین

سنای آمریکا در حمایت از بهائیان و مجاهدین، به تأمین منافع ایالات متحده می اندیشد و طرح مسئله حقوق بشر صرفاً یک پوشش تبلیغاتی برای فشار بر جمهوری اسلامی است و بس.

چند روز قبل سنای آمریکا با صدور قطعنامه‌ای به دفاع از حقوق بهائیان ایران به عنوان بزرگترین، اقلیت مذهبی! این کشور پرداخت و در ضمن آن از دولت آمریکا خواست تا «ایجاد مناسبات میان دولت ایالات‌متحده و دولت ایران» را به «بهبود کارنامه جمهوری اسلامی در رابطه با شیوه رفتار با بهائیان» موکول کند! و این در حالی است که مجلس نمایندگان آمریکا نیز قطعنامه مشابهی را در دست بررسی دارد. در این باره به طرح نکاتی می‌پردازیم که توجه به آن‌ها می‌تواند ماهیت این‌گونه اقدامات غربی‌ها را روشن‌تر کند.

۱- طرح مساله حقوق بشر – آن‌هم در عرصه «خرد» و نه «کلان» - از سوی آمریکائی‌ها، تنها یک وسیله مناسب تبلیغاتی است که به عنوان اهرم فشار بر مخالفان سیاست‌های استکباری آن کشور مطرح می‌شود و کاربردی بیش از این ندارد و عموماً متوجه دولت‌هایی است که در عرصه جهانی مخالف منافع آمریکا محسوب می‌شوند و نمونه مشخص آن را در مورد جمهوری اسلامی ایران شاهد بوده و هستیم. کشورهایی که نظام سیاسی و اقتصادی جهان را علیه منافع ملل جهان سومی شکل داده‌اند و با استثمار و غارت منابع مادی و معنوی آنان، جامعه مرفه و مصرفی خودشان را پی ریخته‌اند چگونه می‌توانند واقعاً طرفدار حقوق بشر باشند؟ دولت‌هایی که زشت‌ترین نوع نقص حقوق انسان‌ها یعنی نظام آپارتاید را تائید و حمایت می‌کنند و اقلیتی سفیدپوست را بر اکثریت سیاه‌پوست حاکم کرده و از حاکمیت آنان پشتیبانی می‌کنند تا چه میزان در دفاع از حقوق بشر صادقند؟

نظام‌هایی که برای تأمین منافع خود، مداخل در امور داخلی ملت‌های دیگر را مجاز می‌شمارند و در پرونده خود جنایاتی چون کودتای ۲۸ مرداد در ایران، تهاجم همه‌جانبه به مردم ویتنام، حمایت از ضد انقلابیون نیکاراگوئه، مداخله مستقیم نظامی در گرانادا، تلاش برای سرنگونی دولت پاناما و...را به ثبت رسانیده‌اند قطعاً نمی‌توانند طرفدار واقعی و صادق حقوق بشر باشند. آمریکا و بسیاری دیگر از مدعیان حقوق بشر با نقض دائمی حقوق ملت‌ها، نشان داده‌اند که کمترین اعتقادی به این امر در عرصه «کلان» - که در آن روابط میان دولت‌ها و ملت‌ها با یکدیگر شکل می‌یابند – ندارند بلکه با دامن زدن به مسئله حقوق بشر در عرصه «خرد» (روابط میان دولت‌ها و اتباع آن‌ها) تلاش می‌کنند تا آن را به‌صورت اهرم فشار علیه حرکت‌های مترقی و کشورهای انقلابی به کار گیرند و اقدامات خشن و ضدانقلابی خودشان را در نزد ملت‌هایشان موجه جلوه دهند و اگر این‌گونه نیست پس چرا آمریکا در برابر نقض آشکار حقوق فلسطینی‌ها و لبنانی‌ها توسط رژیم اشغالگر قدس واکنش نشان نمی‌دهد و حتی از اقدامات دیگر کشورها و مجامع جهانی برای جلوگیری از این‌گونه اقدامات، ممانعت به عمل می‌آورد، و تصمیمات مکرر شورای امنیت را «وتو» می‌کند؟

واقعیت این است که مسئله حقوق بشر در غرب نیز آزمایش خوبی پس نداده و از آزمون، ناکام بیرون آمده است که یک نمونه آن را در همین ماجرای حجاب چند دانش‌آموز فرانسوی می‌توان مشاهده کرد. با این‌که دولت‌های غربی، تعیین نوع پوشش را به عنوان یک سلیقه فردی در اختیار افراد قرار داده‌اند ولی تاب تحمل چند دختر محجبه را نیاورده‌اند و نشان داده‌اند که تنها در چهارچوب فرهنگ لائیک و منافع مادی خودشان است که دم از آزادی و حقوق بشر می‌زنند.

۲- وضعیت حقوق اقلیت‌ها در ایران که از سوی مجامع غربی مطرح شده از جمله مواردی است که در راستای ایجاد فشار بر جمهوری اسلامی دامن زده می‌شود والا مقایسه وضعیت اقلیت‌های دینی در ایران و کشورهای غربی به‌خوبی نشان می‌دهد که علی‌رغم ادعای غربی‌ها، اقلیت‌های مذهبی در ایران از شرایط بهتر برخوردارند. در قانون اساسی جمهوری اسلامی، اسامی اقلیت‌های مذهبی نظیر ارامنه، کلیمی‌ها، زردشتی‌ها رسماً مطرح‌شده در اجرای مراسم دینی و آموزش زبان و عقاید ویژه خود و نیز در داشتن مدارس و معابد آزاد اعلام شده‌اند. بر طبق قوانین جمهوری اسلامی، همه اقلیت‌های مذهبی متناسب با تعداد جمعیتشان در مجلس شورای اسلامی نماینده دارند و این در حالی است که در کشورهای مدعی رعایت حقوق اقلیت‌ها و علی‌رغم جمعیت چندین میلیونی مسلمانان در این کشورها، مسلمین از داشتن نمایندگانی مستقل در مجلس و پارلمان محرومند و عملاً در تصمیم گیریها مشارکتی ندارند. در ماجرای کتاب آیات شیطانی، بعدی دیگری از نقض حقوق اقلیت‌های مذهبی را شاهد بودیم زیرا در حالی که در این کشورها به مسیحیان در صورت اهانت به اعتقادات دینی‌شان اجازه شکایت و پیگیری داده شده است از پیگیری مسلمانان در قضیه سلمان رشدی قانوناً ممانعت به عمل می‌آید و مسلمانان نمی‌توانند علی‌رغم اهانت به اعتقاداتشان، از طرق قانونی مانع از انتشار این کتاب در کشورهای غربی شوند.

۳- جمهوری اسلامی مطابق نظرگاه علماء بزرگ اسلامی، فرقه ضاله بهائیت را به عنوان یک اقلیت مذهبی به رسمیت نمی‌شناسد و روند شکل‌گیری و نقش استعمار در ایجاد آن نیز نشان می‌دهد که این جریان یک فرقه مذهبی یا برداشت خاصی از مذهب اسلام نیست بلکه دقیقاً یک حزب و جریان سیاسی است که متناسب با شرایط و اوضاع خاص پیدائی‌اش، رنگ مذهبی به خود گرفت و به صورت یک فرقه مذهبی و دینی به جهانیان معرفی شد حال آن‌که بهائیان که در تمامی دنیا به صورت ابزار سلطه استکبار عمل می‌کنند و با به بارگیری ثروت‌های فراوان و استفاده از قدرت سیاسی خود و حامیان جهانی خود، به هموار کردن طریق سلطه گری ابرقدرت‌ها و به ویژه آمریکا می‌پردازند و برخورد جمهوری اسلامی هم با این جریان، عمدتاً تابع این‌گونه عملکردهاست نه صرفاً تابع اعتقادات به اصطلاح دینی آنان. شدت عمل جمهوری اسلامی با گروه‌ها و جریانات سیاسی عمدتاً به همین پارامتر بر می‌گردد و در مورد بهائیان هم از وابستگی آنان به اسرائیل و آمریکا و جاسوسی آنان برای این کشورها، ناشی می‌شود.

۴- برای اثبات وابستگی سیاسی و تشکیلاتی بهائیان به آمریکا و اسرائیل، همین حمایت سنای آمریکا و صهیونیسم بین‌المللی از آنان کفایت می‌کند زیرا با پذیرش این حقیقت که غربی‌ها برای نفس حقوق انسان‌ها و مردم جهان، به طرح شعارهای انسان دوستانه نمی‌پردازند بلکه صرفاً در مواقعی که منافع آنان اقتضاء کند آنان به صو‌رت موقت و مقطعی به این کار مبادرت می‌ورزند می‌توان دریافت که حمایت آنان از بهائیان بی‌دلیل نیست و از این واقعیت پرده برمی‌دارد که بهائیان آلت فعل غربی‌ها هستند و غرب‌ها در طرح مسئله بهائیان ایران، منافع خودشان را پی می‌گیرند.

۵- نکته جالب و قابل‌توجه این است که کنگره و سنای آمریکا در کنار حمایت از بهائیان به پشتیبانی از گروه‌هایی چون مجاهدین هم می‌پردازند که خود حکایت از نقش یکسان این دو جریان در تأمین منافع آمریکائی‌ها دارد. مدتی قبل کنگره آمریکا از رئیس‌جمهور خواسته بود تا با حمایت از مجاهدین، تلاش برای براندازی جمهوری اسلامی را تداوم بخشد و به ویژه از ایجاد رابطه با ایران بپرهیزد و اینک با صدور قطعنامه‌ای خواستار رعایت حقوق بهائیان از سوی دولت ایران شده است. واقعیت این است که مجاهدین در این مقطع دقیقاً همان نقشی که بهائیان برعهده دارند را بازی کرده و وظائف یکسانی را بر دوش گرفته است. به اعتراف آمریکائی‌ها اینک اطلاعاتی که در مورد ایران از طریق مجاهدین در اختیار این کشور قرار می‌گیرد دقیق‌تر از اطلاعاتی است که از طریق وزارت خارجه آمریکا دریافت می‌کنند و این خود اوج خیانت و وابستگی این جریان را برملا می‌سازد.

نکته پایانی این‌که تاکنون کشورهای غربی با طرح مسئله حقوق بشر در ایران تلاش کردند بر فشار تبلیغاتی بر ما بیافزایند و حتی این مسئله را به مجمع عمومی سازمان ملل هم بکشانند که در این راستا عمدتاً از مجاهدین و بهائیان بهره برده‌اند. بعید نیست در آینده نیز با توجه به اطلاعات دروغ و خبرهای جعلی ارائه شده از سوی این دو گروه و با حمایت کشورهای غربی که با انقلاب اسلامی دشمنند و حیات جمهوری اسلامی را برای منافع خود خطرناک می‌دانند بار دیگر مسئله حقوق بشر در ایران در دستور کار سازمان ملل قرار گیرد و جمهوری اسلامی به نقض حقوق مردم – که البته منظورشان نقض حقوق گروه‌های تروریست و وابسته‌ای چون مجاهدین و جاسوسانی چون بهایی‌هاست – متهم شود ولی پیشاپیش می‌توان قضاوت کرد که در پس این‌گونه تصمیمات چه کسانی قرار دارند و در پی چه اهدافی هستند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]