[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

 

[روزنامه‌:] کیهان هوائی

[تاریخ:] چهارشنبه ۲۴ آذر ۱۳۷۲ – ۱۵ دسامبر ۱۹۹۳

[شماره:] ۱۰۶۱

[صفحه:] ۱۷

 

... در جای دیگری از همین کتاب، هنگامی که به هر دلیل پوشیده بر بنده نویسنده میکوشد تا آقای «امیرعباس هویدا» را در میان خیل دولتمردان فاسد پهلوی نمونه بیهمتایی از فساد و تبهکاری معرفی کند، به جای پرداختن به اعمال ایشان و ورق زدن کارنامه بلند ده سال صدارتش، همین را کافی میداند که جد آقای «امیرعباس هویدا» یک «بهائی» بوده است. دلیل این که جدّ ایشان «بهایی» بوده – در این کتاب - چنین بیان شده است که آن فرد احتمالاً درمانده، برای کسب روزی و به دست آوردن یک شغل، به نوکری دربار «عباس افندی» درآمده بود.

نکته جالب این است که اگر در اغلب کشورهای سرمایه داری دنیا، اعتبار آدمها را – تصریحاً یا تلویحاً - بر اساس نژاد و رنگ پوست آنها تعیین میکنند، در سرزمین ما معمولاً، به جای رنگ پوست، مذهب آدمها را شاخص نژاد آنها میدانند و هفت نسل یک خارج از دین را فاقد اعتبار میشناسند و توجه ندارند که «دین» یک اعتقاد است نه یک نژاد. اعتقاد آدمها امری کاملاً فردی و شخصی است، نه موروثی و ژنتیک. البته مسری است ولی نه همه جا، همیشه و بدون استثناء.

بر این اساس است که اگر چه آقای «امیرعباس هویدا» بارها و بارها - تصریحاً و تلویحاً! – همیشه خود را مبری از چنین وصلهای معرفی میکرد، نویسنده کتاب ظاهراً بهتر از خود «امیرعباس هویدا» میداند که او معتقد به دیانت بهایی بوده و این در حالی است که معمولاً «بهائیان» معتقدات مذهبی خود را کتمان نمیکنند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]