[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

 

[روزنامه‌:] جمهوری اسلامی

[تاریخ:] سهشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۷۶ – ۸ ربیعالثانی ۱۴۱۸

[شماره:] ۵۲۶۴

[صفحه:] ۱۱

 

صهیونیسم و تلاش برای احیاء «نظریه پیرامونی» - قسمت پنجم

بهائیت، فراماسونری و صهیونیسم

یهودیان قبل از انقلاب در ایران

...یهودیت و بهائیت

علاوه بر گستردگی فعالیت یهود در ایران قبل از انقلاب بعنوان یک اقلیت مذهبی، در بسیاری از عرصه‌های مهم تصمیم‌گیری نظام، لباس دیگری برای به تحقق رسیدن دیگر اهداف آنان بکار گرفته شد. این چهره و یا بعبارت صحیح‌تر نقاب، فرقه استعماری بهائیت بود.

پرداختن به تاریخ پرفراز و نشیب بابیت و بهائیت که در راستای اهداف شوم استعماری انگلیس و روسیه به همراه وهابیت که خواهان ازهم‌پاشیدگی عقیدتی دولتهای شیعه و سنی خاورمیانه بود، در این مقال مد نظر نمی‌باشد، بلکه آنچه قابل بررسی می‌باشد، پیوند یهودیت و بهائیت جهت به انجام رساندن یک هدف و آن محور اسلام و تخریب آن از درون است. بطوریکه «یهود با ورود در مجامع و محافل بهائیان ۳ فایده مسلم برای خود در تصور داشته است یکی آنکه لااقل سیاهی لشکر دشمنی میشود که بر ضد اسلام قیام کرده است. دوم اینکه از اجتناب و دورویی که در مسلمین شیعه نسبت به یهود بود مستخلص میشوند و با آنها معاشرت میکنند. بلکه با آنها وصلت مینمایند. سوم آنکه اگر غلبه و قدرت با بهائیان گردد، عجالتا خود را در حزب آنان وارد کرده باشند.» (۲۶)

علاوه بر آن محققین معتبر نزد یهودیان، نیز معتقدند که «بابی‌ها و بهائیها نسبت به مسلمانان تنفر شدید پیدا نموده و یهودیان را مانند خود مظلوم و قابل ترحم می‌دانستند بعلاوه برای تبلیغ یک مسلمان لازم بود احتیاط زیادی بنمایند. در صورتیکه با یک نفر یهودی بدون وحشت می‌توانستند صحبت نمایند.» (۲۷) و حال آنکه تنفر ایرانیان از بهائیت و همدستان آنان بدلیل موهوم بودن این فرقه استعماری بوده و بالتبع کمک و حمایت از این فرقه از سوی هر گروه و شخصی، باعث ناخرسندی مسلمانان از آنان می‌شد و همین سیاست از سوی اقلیتها، نهایتا منجر به ایزوله شدن آنان در میان مسلمانان شد. بطوریکه «بسیاری از یهودیان در نتیجه متلاشی شدن تشکیلات اجتماعی سابق يهود که در اثر فشارهای گوناگون و از بین رفتن مدارس مذهبی (!) و پیشوایان عالم و روحانی (!) حاصل شده بود بتدریج ارزش اخلاق و مذهب خود را فراموش کرده بودند. بطور خلاصه طبقه‌ایکه اطلاعات مذهبی‌اش سطحی بود، امیدی به آزادی یهودیان ایران با تجدید افتخارات گذشته یهود نداشت و بدین ترتیب بسرعت جذب و بطرف بهائیت میگروید» (۲۸) بنا بر عقیده محقق دیگر «از خصوصیات عجیبتری که در میان این اقلیت به چشم میخورد اینکه عده‌ای از آنان به مسلک بهائی گرویده و جزء پیروان این مسلک شدهاند. در صورتیکه از طرف پیروان سایر ادیان به این مسلک چندان توجهی نشده است.» (۲۹)

بدینوسیله یهود می‌توانست آمال خود را در پیوند با این فرقه موهوم، چنان تنظيم و عملی سازد که حداکثر استفاده از آن را ببرد و بنابر اعتراف خود یهودیان «اگر دعوت بهاءا... مطابق انبیا صادق هم نباشد همین قدر که تا یک درجه سبب ضعف اسلام و قدرت ما می شود، غنیمت است و ما باید آنرا تقویت کنیم» (۳۰) و شاید از همین رو بوده است که بهاءا... و امثال وی در رأس این فرقه، بدنبال جای پا در متون دینی بودهاند. و یا همانطور که در تاریخ آمده است، «میرزا عباس در الواح زرتشتیان پدر خود را از اولاد ساسان و در الواح یهودیان پدر خود را از ریشه یشی (یشوع) معرفی مینماید. (۳۱)

بهر حال یهودیت با آغاز این حرکت نهایتا تا آنجا پیش می‌رود که «در بعضی ولایات و ممالک کلیه جمعیت بهائی فقط از یک طبقه است. مثلاً همدان که نسبتاً مرکز مهم بهائیان است، به استثناء ۳ یا ۴ نفر مسلمان، تماماً بهائی کلیمی هستند و همان کلیمی‌ها که بهائی شده‌اند، زمام امور را بدست گرفته هر اقدامی که مخالف روح اسلامیت است می‌کنند. (۳۲)

و در نهایت جای تعجب نخواهد بود که بدانیم بسیاری از همین بهائیان یهودی‌الاصل در بسیاری از مصادر امور دست به خیانتهای وسیعی، علیه مقدسات این مملکت زدند. افرادی همچون «امیرعباس هویدا» با ۱۳ سال سابقه خدمت به صهیونیسم و استعمار «ایادی» با آن حضور عجیبش در خصوصی‌ترین مراحل زندگی «محمدرضا» ۲ تن از دهها شخصیت در این دوره هستند.

یهودیت و پیوند دیرینه آن با بهائیت از ابتدای ایجاد این فرقه با مرکزیت یافتن آن در اسرائیل مقوله‌ای نیست که بر همگان پوشیده باشد، مخصوصاً کسانی که در رأس سیاستهای منطقه قرار داشته‌اند، چنانکه «آنتونی پارسونز» می‌گوید:«از دید من یهودیان و بهائیان هر دو اتوماتیک وار بعنوان عاملین امپریالیسم غرب در ایران مورد ظن می‌باشند. (۳۳) و در جهت قوام این نظر دانستن این نکته نیز مهم است که «تنها کشوری که (تا قبل از انقلاب) دین (!)، (و بعبارت دقیقتر فرقه) بهائیت را به رسمیت شناخته، اسرائیل است. (۳۴) و شاید برای تحکیم همین پیوند است که مرکز تصمیمگیری و رهبری آن در فلسطین اشغالی میباشد...

 

[نوشته با حروف درشت در وسط صفحه]

آنتونی پارسونز آخرین سفیر انگلیس در ایران قبل از انقلاب میگوید: از نظر من بهائیان و یهودیان هر دو عامل امپریالیسم غرب و مورد خشم مردم ایران هستند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]