[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

 

[روزنامه:] جامعه

[تاریخ:] سه‌شنبه ۵ اسفند ۱۳۷۶

[شماره:] ۱۴

 

آیت‌الله حلبی چهرۀ نیم قرن تفکر رازآلود مذهبی

...از آنجا که بهاییت در ذهن شیخ محمود حلبی بزرگ جلوه کرده بود در سال ۱۳۳۵ رسماً انجمنی را تشکیل داد که انجمن حجتیه مهدویه خوانده شد.

پس از کودتای ۲۸ مرداد که رژیم عرصه را برای فعالیت بهائیت گشوده بود تا دل مشغولیهای مردم را در برخورد با حکومت نامشروع پس از کودتا به یک مبارزه فرعی سوق دهد، این دو نفر توسط یک مبلغ بهایی به بهائیت تبلیغ می‌شوند و چون با پدیدۀ ناشناخته‌ای روبرو شده بودند چند ماهی از وقت خویش را صرف مطالعه بهائیت می‌کنند. سرانجام سید عباس علوی به خاطر زمینه‌های دنیوی و شهوانی که احتمالاً بهائیان در اختیار او می‌گذارند می‌لغزد و بهائی می‌شود و به عنوان یکی از مبلغان بزرگ بهائیت کتابی هم در اثبات آن می‌نویسد. آقای حلبی با مشاهده این مسئله بهائیت را خطر بزرگی تشخیص می‌دهد و با برقراری تماس با افراد فریب‌خورده از بهائیت و راهیابی به جلسات تبلیغی آنها و مناظره و مباحثه با آنان و مطالعاتی که انجام داده بود رفته رفته در بحث‌ها تبحر می‌یابد. در این زمان آقایان محمدتقی شریعتی و امیر پور نیز از همکاران ایشان بودند.

سپس آقای حلبی به تهران آمده و جذب نیرو می‌کند و اطلاعات و تجربیات بحثی خویش را به آنان منتقل می‌نماید. چون فعالیت بهائیان بسیار علنی و گسترده شده بود و محافل آنان همچون مساجد مسلمانان به طور علنی و با پرچم مخصوص خود فعالیت می‌کرد و علما از این جهت احساس خطر کرده بودند، بنابراین پس از یک رشته موفقیت‌های آقای حلبی او و دوستانش مورد حمایت علما قرار گرفتند و اجازه استفاده از سهم امام برای مصارف کارهایشان به آنان داده شده مرحوم حلبی با تمام سلولهای وجودش عاشق امام زمان (عج) بود اما تلقی او از تشیع و مفهوم انتظار تلقی سنتی و مغایر با برداشت‌ها انقلابی و جدید بود. او تشکیل هر حکومتی را در عصر غیبت نامشروع می‌دانست و از طرفی در برابر بهائیان نیز از عقیده مهدویت دفاع می‌کرد.

چون بهائیت در ذهن شیخ محمود حلبی بزرگ جلوه کرده بود در سال ۱۳۳۵ رسماً انجمنی را تشکیل داد که انجمن حجتیه مهدویه خوانده شد. مهمترین کار انجمن جذب جوانان خوش استعداد مذهبی و تعلیم و تربیت آنها بود که در جلسات بهائیان نفوذ کرده آنان را شناسائی و جذب کنند. از آنجا که در رژیم شاه هرگونه انجمن و تشکلی ممنوع بود آنها برای اینکه بتوانند با بهائیت مبارزه کرده، در عین حال از طرف رژیم ممنوع نشوند اعلام کردند که در سیاست دخالتی نمی‌کنند و کم کم این امر تبدیل به یک باور و اعتقاد شد و حتی از سالهای ۱۳۴۲ به بعد به نوعی تعارض با جریانات انقلابی کشیده شد و مورد بهره‌برداری ساواک هم قرار گرفت. هرچند انقلابیان نیز برای استتار خود به عضویت آن درآمدند و بسیاری هم پس از جذب شدن در انجمن به مسائل آگاه شده مسیر خود را تعیین می‌کردند. به جرأت می‌توان ادعا کرد آن تشکیلات مذهبی که آقای حلبی پایه‌گذاری کرد پایدارترین تشکیلات ا ز نظر زمانی و گسترده‌ترین تشکیلات در سطح کشور در تاریخ معاصر ما بوده است.

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]