[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

 

[روزنامه:] فردوسی

[تاریخ:] ۱۹ اردیبهشت ۱۳۳۴

[شماره:] ۳۶

 

روی جلد: [عکس حظیرة القدس طهران در حالی که عده بسیار زیادی نظامی آنجا را تصرف کرده‌اند و گوشه‌ای از عکس، عکس فلسفی را در علامت سؤال قرار داده است؛ و روی عکس نوشته شده است: مسئله روز]

پشت جلد: تبلیغات شدیدی که در ایام اخیر از طرف مجامع روحانی علیه بهائی‌ها میشود و اشغال «حظیرة القدس» [حظیرة القدس] طهران و محفل آنها از طرف فرمانداری نظامی تهران مسئله روز شده است.

 

چرا حظیرة القدس اشغال شد؟

روز شنبه مأمورین انتظامی حظیرة القدس مرکز تبلیغات فرقه بهائی را اشغال کردند و علت آنرا فرمانداری نظامی تهران در اعلامیه‌ای که در این باره صادر کرد «بمنظور حفظ نظم و انتظامات عمومی و جلوگیری از هرگونه پیش آمد احتمالی» ذکر کرده بود زیرا مطابق این اعلامیه «تظاهرات و تبلیغات فرقه بهائی موجب تحریک احساسات عمومی شده است».

 

از وزارت فرهنگ تا پزشک مخصوص

البته اشغال حظیرة القدس ابتدا بساکن نبود و از چندی پیش تبلیغات وسیعی علیه این فرقه از طرف بعضی از محافل روحانی بعمل می‌آمد. مخصوصاً از ابتدای ماه مبارک رمضان آقای فلسفی سخت باین موضوع پرداخته و آنرا محور سخنرانیهای مذهبی خود که در مسجد سلطانی بعمل می‌آمد قرار داده بود. آقای فلسفی مخصوصاً بنفوذ عناصر بهائی در ادارات دولتی و مخصوصاً وزارت فرهنگ سخت حمله کرده و حتی از اعلیحضرت شاه استدعا نموده بود که آقای سرلشگر ایادی پزشک مخصوص را که شایعات تمایل ببهائیگری درباره ایشان وجود دارد از پست خود بر کنار سازند. با توجه باین نکته که سخنرانیهای مذهبی آقای فلسفی مرتباً از رادیو تهران نیز پخش میگردد این مسئله یعنی مبارزه با فرقه بهائی در افکار عمومی نیز تأثیر کرده و موجب بروز احساساتی گردیده بود که منجر باشغال حظیرة القدس شد.

 

سابقۀ تاریخی

مخالفت مردم با فرقه بهائی و افکار و عملیات آن چیز تازه‌ای نیست و از بدو تأسیس، این فرقه تا کنون همواره در کشور ما مورد مخالفت افکار عمومی بوده است و بهمین مناسبت با وجود تبلیغات فراوان جز در بعضی از شهرستانهای عقب افتاده مانند یزد نتوانسته است پیشرفت محسوسی بنماید.

مخالفت افکار عمومی با فرقه بهائی ریشه‌های تاریخی عمیقی دارد که برای فهم این حادثه لازم است باختصار آنها را شرح دهیم.

پیدایش مذهب بهائی در زمان سلطنت ناصرالدین‌شاه صورت گرفت و در حقیقت نتیجۀ از پیدایش مذهب باب و دنباله طبیعی آن بود.

 

باب و سرانجام او

در زمان سلطنت محمد شاه شخصی بنام سید علی محمد باب در شیراز پیدا شد و ادعای مهدیت کرد. ابتدا میگفت من باب هستم یعنی مبشر ظهور حضرت صاحب الزمان. بعدها که عده‌ای مرید چشم و گوش بسته پیدا کرد ادعا کرد که من خود آن حضرت هستم.

نارضایتی مردم، خرابی وضع کشور و فساد دستگاه موجب شد که عده زیادی بسوی باب روی آوردند و رفته رفته کارش بالا گرفت. وقتی ناصرالدین شاه بتخت سلطنت نشست تصمیم بقلع و قمع سید علی محمد و طرفداران او گرفت. خود او را دستگیر کردند و در محضر جمعی از علما اعتراف بگناهان خود نمود و استغفار کرد سپس او را بدار آویختند میگویند در ضمن اجرای اعدام طناب دار پاره شد و سید علی محمد فرار کرد و از ترس بمستراحی پناه برد که بعد او را بیرون کشیدند و مجدداً بدار زدند.

 

چگونه مذهب بهائی بوجود آمد؟

ولی ماجرای مذهب باب بهمین جا پایان نیافت و طرفداران او تا مدتی در شهرها مشغول تبلیغ بودند و حتی در مقابل قوای دولتی مقاومت میکردند و در چند مورد کار بجنگ و جدال کشید. منجمله یکی داستان شورش زنجان و دیگری ماجرای قلعه شیخ طبرسی است.

در زنجان طرفداران باب شهر را تصرف کردند و چند بار قوای دولتی را شکست دادند تا بالاخره در نتیجه برتری قوای دولت از پای درآمدند و همه آنها قتل عام شدند.

در سمنان شیخ محمد علی بشرویه‌ی علم طغیان برافراشت و هواداران او پس از زد وخورد با قوای دولت بقلعه شیخ طبرسی پناهنده شدند و شروع بمقاومت کردند. قوای دولتی پس از آنکه از تسخیر قلعه مأیوس شدند راه آب و آذوقه را بروی آنها بستند و مدت دو ماه طرفداران شیخ محمد علی بدون آب و آذوقه در آن قلعه ایستادگی میکردند. پس از آنکه در نتیجه گرسنگی از پای درآمدند سربازان بداخل قلعه ریختند و تمام آنها را کشتند. وقتی شکم آنها را پاره کردند از آن علف و برگ سبز بیرون آمد و معلوم شد مدتی آنها با برگ درختان تغذیه میکردند.

در تهران نیز چندین بار دسته دسته بابیان را گرفتند و بمجازات‌های شدید مانند شقه کردن و شمع آجین نمودن رساندند بطوریکه بعدها تهمت بابیگری وسیله تهدید و تکفير برندۀ شده بود و هر کس را میخواستند بدنام و نابود کنند می‌گفتند بابی است.

چندی بعد یکی از طرفداران مذهب باب بنام میرزا حسینعلی نوری مذهب جدیدی آورد که بنام بهائی موسوم گردید. میرزا حسینعلی ابتداء میگفت من مظهر سید الشهداء حسین بن علی علیه السلام هستم ولی بعدها ادعای خدائی کرد و بهمین جهت نام خود را بهاءالله گذاشت و کلمه بهائی از همین جاست. کار میرزا حسینعلی بهاء بر خلاف سید محمد علی باب نگرفت و جز عده معدودی کسی دور او جمع نشد. بعدها از طرف دولت مورد تعقیب قرار گرفت و پس از مدتی که پنهان بود بکشور عثمانی گریخت و در حیفا ساکن شد و با کمکهای خارجی توانست مریدانی پیدا کند و پشت سر هم برای آنها لوح و وحی صادر نماید.

 

از بهاء تا شوقی

بعد از بهاءاللـه پسرش عباس افندی یا عبدالبهاء ریاست فرقه بهائی را بعهده گرفت و او هم همان ادعای پدر را داشت و اینک پسر عباس افندی یعنی شوقی افندی رهبر این فرقه یعنی خدای بهائیان است. باقی ماندن این فرقه با وضعی که دارد و ادامه حیات و پیشرفت آن در بعضی کشورهای عقب‌مانده معمائی است که هنوز علت حقیقی آن معلوم نیست. ولی مخالفین بهائیان ادعا میکنند که این امر با سیاست مخصوصی مربوط بوده و این سیاست است که بقای مذهب فوق را برای بعضی استفاده‌ها لازم است.

 

علت مخالفت افکار عمومی

در کشور ما بهائیان با وجود آزادی کامل که پس از انقلاب مشروطیت داشته‌اند هیچگاه نتوانسته‌اند پیشرفت محسوسی بنمایند و همیشه افکار عمومی آنها را مردود میدانسته است. مخصوصاً بعضی اعمال و فجایع بهائیان در بعضی شهرستانها بیشتر بر این مخالفت افکار عمومی افزوده است مانند قتل یک زن و چند بچه در ابرقو که سال گذشته محاکمه آنها در دادگاه جنائی انجام گرفت و قاتل باعدام محکوم گردید.

با وجود این مسئله اشغال حظیرة القدس قابل توجه است. مخالفت افکار عمومی و احساسات مخالف مردم در تمام مدت سی سال اخیر همیشه وجود داشته معهذا فرقه بهائی همواره در این کشور از آزادی مطلق برخوردار بوده و هیچگونه ممانعتی نسبت بآنان بعمل نمیآمده است.

اما اکنون که برای اولین مرتبه قوای نظامی حظیرةالقدس را اشغال کرده‌اند مردم از خود میپرسند چه عاملی موجب این امر شده است.

 

چرا فعالیت بهائیان افزایش یافته است؟

نکته مسلمی که وجود دارد اینستکه سخنرانیهای آقای فلسفی قطعاً با نظریات بعضی از محافل مهم مذهبی ارتباط دارد و میتوان گفت آقای فلسفی، در حقیقت در این مورد بلند گوی آن محافل است.

از طرف دیگر محافل مطلع اظهار میدارند که فعالیت بهائیان پس از ۲۸ مرداد و مخصوصاً در چند ماه اخیر بطور فوق‌العاده‌ای افزایش یافته بوده است و همین امر موجب نگرانی محافل مذهبی را فراهم آورده است بطوریکه بصورت سخنرانیهای آقای فلسفی تظاهر نموده و بیم تحریک احساسات عمومی و نتایج وخیمی میرفته است.

اما اینکه چه عاملی موجبات توسعه تبلیغات و افزایش نفوذ بهائیان را در ماههای اخیر فراهم آورده هنوز مجهول است و نمیتوان بطور قطع درباره آن اظهار نظر نمود.

 

آیا مذهب بهائی رسمی است یا غیر رسمی؟

ضمناً پس از اشغال حظیرة القدس یک بحث حقوقی و اجتماعی نیز پیش آمده که قابل توجه است.

از یکطرف محافل فرقه بهائی ادعا میکنند که مطابق قانون اساسی و قوانین دیگر کشور عقاید مذهبی آزاد است و طرفداران هرمذهبی میتوانند مراسم خود را آزادانه بجای آورند و نباید ممانعتی بعمل آید.

در مقابل این ایراد محافل قضائی و روحانی جواب میدهند که مطابق اصل اول قانون اساسی مذهب رسمی کشور ایران مذهب شیعه اثنی عشری است و عقیده بهائی با مذهب رسمی ما مخالفت کامل دارد. در عین حال آزادی مذاهب که در قانون اساسی ذکر شده است نمیتواند شامل بهائیگری گردد زیرا این آزادی برای مذاهب رسمی که دارای کتاب آسمانی میباشند مانند مذهب مسیحی و یهودی میباشد در صورتیکه مذهب بهائی رسمیت ندارد و بطور کلی مردود است.

 

اقداماتی که صورت گرفت

بهمین جهت چون اشغال کانون بهائیها یعنی حظیرة القدس مجوز قانونی لازم داشت لذا پس از مشورت، اولیای مسئول باین نتیجه رسیدند که برای جلوگیری از فعالیت این فرقه و اشغال کانونشان صرفاً باید از راه مذهبی وارد شد و چون همانطور که گفته شد فرقه بهائی جزء اقلیت‌هائی رسمی مذهبی کشور ما نیستند و حمایتشان برای دولت لازم الاتباع نیست و بهمین دلیل هم جلوگیری از اعمال آنها مخالفت با منشور سازمان ملل متحد ندارد و از طرف دیگر تصرف کانون بجز از این راه، راه دیگری نداشت لذا فعلاً حظیرةالقدس در اشغال مأمورین انتظامی است و بقرار اطلاع این محل از بهائیها خریداری خواهد شد.

ضمناً برای جلوگیری از هر گونه تشنج در شهرستانها بین فرقه بهائی و اهالی شهر دستورات لازم از طرف روسای مسئول صادر شده تا از هرگونه تصادم جلوگیری گردد و ممکن است حظیرةالقدس پس از تغییرات لازم بصورت مسجد درآورده شود.

ناگفته نماند که دامنه این مبارزه بمجلس هم کشیده می‌شود و امکان دارد در مجلس شورا آقایان سید احمد صفائی نماینده قزوین آقای شوشتری و در مجلس سنا آقای ظهیرالاسلام در این باره صحبت نموده و جلوگیری از فعالیت فرقه بهائی را خواستار شوند.

 

[عکس] چند نفر از بهائيها که در حظيرةالقدس بودند

 

[عکس] داخل حظیرة القدس تیمسار بختیار با چند نفر نظامی دیگر که در زیر عکس حضرت عبدالبهاء مشاهده میشوند و نوشته‌ای زير عکس حضرت عبدالبهاء نوشته شده که ناخوانا می‌باشد.

 

[یادداشت بالای صفحه اول]

 

[یادداشت صفحه دوم]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]