[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

 

[روزنامه:] آژنگ

[تاریخ:] دوشنبه ۲ بهمن ماه ۱۳۳۴

شماره: ۳۷

سال دوم

مسلسل ۱۰۶

 

در حاشیه ادیان و مذاهب

چرا بهائی‌ها به قرة العین و اشعار او اهمیت می‌دهند؟ آیا بهائی‌ها ایران را دوست می‌دارند و به عظمت آن علاقه و عقیده دارند؟

توجه علاقمندان به این ستون را به چند موضوع جلب می‌کنیم:

اول اینکه در مطالبی که می‌نویسد از اتهام و توهین بنام افراد و شخصیت‌ها، مخصوصاً مقامات روحانی خودداری کنند، دوم آنکه مطالب خود را بر یک روی کاغذ و با خط خوانا بنویسند، سوم آنکه برای چاپ عجله نداشته باشند و به‌طور یقین بدانند که به ترتیب وصول چاپ خواهد شد.

 

آقای مدیر روزنامه آژنگ

هفته گذشته در پیرامون قرة العین شرحی از طرف آقای توحیدی از اصفهان در آن جریده شریفه درج شده بود مرا تحریک کرد که در رفع شبهاتی که در ذهن پارۀ از مردم وسیله گروه بهائی القاء شده است این چند سطر را بنویسم:

اولاً باید دانست که سر و صدای بهائیها در اطراف این زن از نقطه‌نظر اینکه دختر یک آخوند معروف بود و خیلی بیشتر از آن است که آن بیچاره از سرمایه علمی و ادبی داشته است؟

رویه این گروه از ابتداء این بوده که همیشه مردان و زنان مشهور را بخود منتسب دانسته و آن‌قدر آن را اشاعه می‌دادند که واقعاً و جهة اشخاص لطمه خورده و ای بسا که ناگزیر می‌شدند از اینکه برای حفظ موقعیت خود قلماً و قدماً با آنها طرفیت کنند و خود را تبرئه نمایند و این رویه اگر چه در خورد کردن خود آنها نیز مؤثر بود ولی کسب شهرتی که از این راه می‌کردند اثرش بزرگ‌تر از قدرت تبلیغی خودشان بوده است.

گرچه عده زیادی از دانشمندان که ابتدا گول تبلیغات و تجلی موقتی این گروه را خورده گرویده این روش شده بودند ولی بعداً همه آنها از قبیل مرحوم آیتی و صبحی قصه گوی فعلی رادیوی تهران و صدها نفر دیگر به‌خوبی از نزدیک پی بردند که رویه بهائیگری طبل خالی بوده است که فقط از دور طنطنه و سر و صدائی داشته است از آن روش روگردان و کتبی نیز در رد بهائیگری انتشار داده‌اند و شاید اگر سخت‌گیری ناصرالدین‌شاه نبود خود قرة العین هم از این رویه دست بر میداشت.

در هر حال قرة العین هم یک زن با سواد بوده که عربی می‌دانسته است از دور عاشق نواهای سامعه نواز سید علی‌محمد گردیده و با طبع شعری که داشته است در حق او اشعاری می‌سروده که بعداً وسیله گویندگان و شعرای بابیگری «رتوش» میشده است.

و مسلماً یک دهم از اشعار را قرة العین نساخته است و اینکه آقای توحیدی نوشته‌اند که ناصرالدین‌شاه به او نوشته است که از دین خود برگردد جزو زنان حرم‌سرا بشود به‌کلی بی‌اساس و ساخته پرداخته مکتب بهائیگری است و آن شعر هم که یگانه دلیل آقای توحیدی قرار گرفته است مربوط به ناصرالدین‌شاه نبوده است بلکه در حق سید علی‌محمد است زیرا در آخرین قسمت آن قطعه می‌گوید. یا از قول قرة العین گفته شده است.

ز چه رو الست بربکم نزنی بزن که بلی بلی بدیهی است در مکاتبه ناصرالدین‌شاه با زنی که داعیه‌ای دارد و غرض شاه ورود او بحرم سرا بوده است طبیعتاً نمی‌بایستی در جواب آن قرة العین به ناصرالدین‌شاه بنویسد که تو بگو خدای تو هستم و من قبول کنم و بگویم بلی صحیح است و از طرفی اگر یک همچو نامه‌ای در آرشیو دین سازی بهائیها بود تا حال صد هزاران مرتبه آن را گراور کرده و به رخ مسلمانان کشیده بودند در حالی که اولین دفعه ایست این شرح اشتباهی را آقای توحیدی که تصادفاً با خوردن فریب شیادان بهائی خود را مسلمان کامل‌العیار هم می‌داند نوشته‌اند.

در خاتمه خواهش می‌کنیم که به بحث این موضوع بنام دین خاتمه داده شود زیرا بهائیگری دین نیست که در ستون ادیان و مذاهب بحث آن درج شود.

 

مخلص – مشیری

جریدۀ شریفه آژنگ

اینجانب که عشق و علاقه فراوانی به مطالب پر مغز و مفید آن جریده شریفه دارم در شماره ۳۶ سال دوم صفحه اول مورخ ۲۵ ماه جاری ستونی را تحت عنوان در حاشیه ادیان و مذاهب خواندم که برای کشف حقایق و روشن شدن افکار و اذهان بسیار سودمند است چه که دنیای امروز با منطق و دلیل سر و کار دارد و میتوان با این دو حربه قاطع اشخاص را هدایت و براه راست دلالت نمود.

اینک مطلب مورد توجه البته اشخاصیکه در ایام ماه مبارک رمضان به نطق مهیج و شیوای آقای فلسفی راجع به مبارزه با بهائیها گوش داده‌اند متوجه شدند که ایشان به مدرک لیس الفخر لمن یحب الوطن که در کتب دینی آنها مذکور است استدلال فرمودند بهائیها وطن را دوست ندارند چون موضوع حائز کمال و اهمیت و از لحاظ علاقه عموم بسیار قابل دقت و توجه است.

لذا اینجانب در صدد تحقیق بر آمدم بهائیها اظهار می‌دارند علاوه بر اینکه نص صریح در دوست داشتن و ترقی و تعالی ایران عزیز داریم به‌طور قطع و یقین اطمینان داریم ایران عزیر به اوج عزت و عظمت خواهد رسید و موجب افتخار همه و قبله‌گاه عالم خواهد شد و جمله که در کتب ما ذکر است و برای اهل عالم می‌باشد این است لیس الفخر لمن یحب الوطن بل لمن یحب العالم بعید بنظر می‌رسد آقای فلسفی که همیشه معایب کذب و افترا را طبق کتب آسمانی نهی و گوشزد می‌کنند جمله را کامل ادا نکرده باشند علیهذا خواهشمندیم برای راهنمائی موضوع را مطرح فرمائید تا مطلعین حقائقی را روشن و عامه را آگاه سازند.

با تقدیم احترامات ح – ع

 

جناب آقای مسعودی مدیر روزنامه آژنگ دامت برکاته

اینجانب – د- حاجیان موظفم از جانب بیست نفر از خوانندگان هر هفته روزنامه آژنگ که واقعاً در بین جراید طهران اولین روزنامه ایست که در گفتن مطالب روز از هیچگونه حق و حقیقتی فرو گذار نکرده و ابداً در این موارد تعصبی که مانع ذکر حقایق است در خود راه نداده تشکر و سپاسگزاری نموده و امیدواریم که این شیوۀ مطلوب همیشه ادامه داشته باشد.

تقاضای این جمع از آنمقام محترم اینست که از جمیع ملت ایران، بخصوص روحانیون بخواهید جلساتی از علماء و مبلغین بهائی تشکیل شود و از نتیجه آن شک و تردید همه ماها بر طرف و حقیقت امر روشن گردد.

زیرا بنظر ما این بهترین و احسن‌ترین طریق مبارزه با بهائی‌ها است.

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]