[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

 

[روزنامه:] اراده آسیا

[تاریخ:] ۱۳ خرداد ماه ۱۳۳۴

[شماره:] ۱۱۶

 

تبلیغات مملکت را از چنگال بهائیها و بیهنران نجات دهید. آقای دکتر عدل شما که نمیتوانید کار کنید کنار بروید تا شخص کاردانی جایتان را بگیرد

یکی از بدبختیهای بزرگی که دامنگیر مردم وطن ما شده و بنظرم تا دنیا بپاست باید گرفتار آن باشیم اینست که پیوسته یکعده بیهنر و بیتجربه میخواهند مصادر مهم و پُر نان و آب را اشغال کنند و بدبختی بزرگتر اینست که قصد آنها ریاست و حکومت نیست بلکه جیب پرکردن و بعد فلنگ بستن و بیکی از کشورهای خوش آب‌ وهوای خارج فرار کردن است.

یکی از دستگاههائیکه کار آن دائما مورد ایراد مردم ایران بوده و مرتب برای اصلاح آن نظریه و پیشنهاد داده شده تبلیغات است ولی سرانجام یکی از چرندترین پروژهها که بدست بیهنرترین عناصر و روی نظر و غرض و مرض تهیه شده است بمورد اجرا گذارده میشود و چند ماهی وقت مملکت را با پخش لاطائلات و صداهای ناهنجاری بنام آواز شهین و مهین و کبری و شمسی تلف میکنند.

تبلیغات دستگاهی است که خودش کوچک است اما بودجهاش زیاد و مسئولیتش خیلی زیادتر از آنچه از آنچه تصور میشود، بعهده این دستگاه است که ایران را بکشورهای خارج معرفی کند، فرهنگ پردرخشش ایران زمین را همچنان درخشان نگاهدارد و هنر اخلاق مردم وطن ما را بدیگران بشناساند هنرمند را تشویق بابداع و بوجود آوردن آثار بدیع و پرارزش بنماید و صاحبان ذوق و سلیقه را در کارها دخالت دهد و از وجودشان کمال استفاده را ببرد.

اما با کمال تأسف باید عرض کنم هیچیک از اینکارها را نکردند و تا عناصری مانند جناب جلالتمآب دکتر پرویز خان عدل که خودش بهائی است (گردن آنها که میگویند) و کوچکترین اطلاعی هم از فن و فنون و رمز تبلیغات ندارد بر سر کارند این وضع رقت‌بار اداره رادیو و سازمان انتشارات و تبلیغات مملکت ادامه دارد بله، ادامه دارد. ادامه دارد مگر روزی که یک شخصیت عالیقدر، پرتجربه، بیغرض، وطن‌پرست و ایران شناس در رأس آن قرار بگیرد.

ما نمیدانیم رجال مملکت چه اصراری دارند که همیشه برخلاف تمایلات مردم و عکس خواست آنان قدم برمیدارند ولی این اشتباه است شما هر وقت میشنوید که مردم از چیزی شکایت دارند یا از شخصی ناراضی هستند بیائید بدرد دلشان برسید گرچه با چاپ این مقاله فوراً خواهید گفت غرض و مرض خصوصی در کار است ولی بوحدانیت خدا به پیر و پیغمبر و بهر چه مقدس و دوست داشتنی است قسم که این اشتباه است ما در اداره تبلیغات منافع خصوصی و سود شخصی نداریم که چون ممکن است در حال حاضر بخطر افتاده باشد آنرا مورد حمله یا حمایت قرار دهیم بلکه مطابق مسئولیت روزنامه‌نگاری و نظر بعشق و علاقه وافری که به وطن و متعلقات آن داریم و از آنجا که وجود این دکتر حقوق را برای اداره امور تبلیغات و انتشارات مملکت کافی ندانسته بلکه مضر میدانیم، آری فقط و فقط روی این اصل میگوئیم که بهتر است بروند دلیل اثبات این مدعا که جناب آقای دکتر پرویز عدل در مدت چند ماه تصدی این شغل نتوانستهاند آنطور که لازم و شایسته بود تبلیغات را اداره کنند کار و برنامههای رادیو تهران است شما هم آنها را مورد بررسی و مطالعه قرار دهید و بعد اگر کافی نبود از مردم تهران و شهرستانها یک نظریه بخواهید آنوقت است که با کمال تعجب مشاهده میکنید که ما راست میگوئیم و هیچ گونه حب و بغض خصوصی انگیزه این رنجش و نارضایتی ما نبوده است، آقایان، تبلیغاتچی کسی میتواند باشد که بفهمد و درک کند معنی و مفهوم تبلیغات و رادیو چیست و بنظر ما چنین شخصی جز در بین کارمندان باسابقه اداره تبلیغات جای دیگری یافت نمیشود این غلط است که شما رفته و دست فلان دکتر کشاورزی یا قاضی دادگستری و یا مقتصد دارائی را گرفته و اداره امور رادیو را به کفش میسپارید.

اگر این شیوه و رفتار پیشینیان شما سود و نتیجه‌ای در برداشته است باز هم اینکار را ادامه بدهید ولی کدام حلال زاده است که عکس اینرا بگوید و بما ثابت کند مهندس کشاورز بمراتب بهتر از فلان کارمند حسابدار باسابقه دارائی میتواند حساب و کتاب و خرج و دخل کشور را رسیدگی و امور آنرا اداره کند.

قدر مسلم اینست که هیچکس قادر نیست چنین ادعائی بکند و بعبارت دیگر هیچکس این جرئت را بخود نمیدهد که پایش را در این معرکه داخل کند و مثلاً در روز روشن بخواهد ثابت کند که هوا تاریک است و نور ستارگان کافی برای روشن ساختن آن نیست.

ما در این شماره بهمین جا و بهمین تذکرات کوتاه قناعت میکنیم انتظار و امید ما اینست که آقایان مسئولین امور قضایا را در محکمه وجدان خود مورد رسیدگی قرار دهند و در امور مهم و مؤثر مملکت کمال سعی و دقت را مبذول دارند و افرادی را بریاست و مدیر کلی و سرپرست دستگاهها بگمارند که تخصص کافی داشته و درک کنند فلان دستگاه یا اداره لازمه‌اش چه طرز کاری است در این صورت دیگر جای هیچ انتقاد و ایرادی نیست ولی اگر توجه نکنید ما بحث را ادامه خواهیم داد چون جراید حق دارند تا حدود قانون آنچه را میخواهند انتقاد کنند شما حق ندارید آنها را تحت فشار قرار دهید بلکه باید خودتان را اصلاح کنید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]