[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

[برای وضوح بیشتر فقط بخشها و نامهایی که مربوط به افراد بهائی است ذکر شده است]

 

[روزنامه:] اراده آذربايجان

شماره ۱۰۷

تاريخ ۳۰ ارديبهشت ۱۳۳۴

 

نشر اراجيف بنام انتقاد

يا ابراز خصومت در لباس دوستی

 

صدای فلسفی صدای چهارصد میلیون مسلمين جهان است

 

 نويسنده روزنامه هفتگی بنام "سحر" ضمن بحث از کوشش مردم در دفع فتنه بهائيت و مخمصه سياسی که از سالها گريبانگير ملت ايران گرديده است بقضاوت پرداخته و در مجموعه مقالاتی که نشر داده صرفنظر از اينکه ثابت کرده است هيچگونه صلاحيتی برای ابراز عقيده ندارد راه تناقض گوئی را در پيش گرفته و از اين گذشته در عين حالی که خود را مسلمان معرفی میکند قسمت عمده مندرجات روزنامه را يا بنقل گفتههای افراد وابسته باين حزب سياسی منفور تخصيص داده است يا بطور مستقيم در خلال سطور بدفاع از جاسوسان بينالمللی قلمفرسائی کرده است و مجموع اين معانی را بعقيده خودش انتقاد دوستانه نام گذاشته است

 اين مرد مسلمان، يا مدعی مسلمانی، در صدر مقاله اساسی خودش خطاب بآقای فلسفی اينطور مینويسد:

اشهد ان لا اللـه الی اللـه:

 بيچاره با نوشتن جمله اول از شهادتين، که هر بچه مکتبی نوشتن آنرا میداند دو غلط املائی خيلی واضح و آشکار تحويل داده است که محتاج بتوضيح نيست

 پس از آن نشر حقايقی را که آقای فلسفی با بلاغت خاص خودش ضمن خطابههای متوالی گوشزد خاص و عام کرده است و پرده شيادی و مکر و حيله و فريب دين سازان دستگاه باب و بهاء را بالا زده است، اين نويسنده خام يا مغرض، تخطئه میکند: امروز بر همه کس آشکار شده است که مسلک پليد بهائيت جز مفسده سياسی و اخلاقی نبوده و نيست و کوس رسوائی اين گروه شياد در سر هر کوی و برزن بصدا در آمده است چيزيکه هست در يک گوشه از محافل بينالمللی، يا در پارهای از زوايای دستگاه سياسی جهان، يعنی واشنگتن، معلوم ميشود هنوز حقيقت اين امر بخوبی آشکار نشده است و گوسفندان بهاء با اتکاء بآن مرکز فريب خورده بخود دلخوشی ميدهند، و بعقيده سخيف خودشان ميخواهند از آن دستگاه [ناخوانا] استفاده کنند اين افراد شياد و فریب‌کار بنام آزادی عقيده و فکر از عناوين مهم انتشارات جهانی از قبيل منشور ملل متحد و امثال [ناتمام]

 

آن سوءاستفاده میکنند و در پناه اين مقوله مطالب میخواهند از معارضه با مدافعه مسلمين جهان مصون باشند و با دعاهای سخيف و گزافهگوئیهای باب ديوانه و بهاء شياد رنگ دينی میدهند.

 عجبا خود ميرزا حسينعلی بهاء در حاليکه بنام "ابن ذئب" صادر کرده و فلان شخصی را که بر ياوهگوئیهای او اعتراض کرده است، گرگزاده مینامد، در سه جا، اين جمعيت را حزب معرفی میکند، از اين گذشته هيچگاه در هيچ نقطهای از مراکز جهانی کسی عنوان دينی برای آن قائل نيست. بعلاوه سازمانها و تبليغات اين حزب از هر جهت جز تخريب و افساد کاری نداشته و ندارد و در ايران بتمام معنی الکلمه قيام عليه حکومت ملی و دين رسمی مملکت شناخته میشود

 مضافاً باينکه بشرح مندرج در سر مقاله شماره گذشته با استناد بگفته بهاء ثابت کرديم که خود او مخالف آزادی است و حريت را جهل مبين میداند:

 مگر گناه حزب غيرقانونی توده غير از گناه حزب بهائی است؟ و مگر کسانی که بجرم همکاری با حزب توده اعدام شدند، غير از اين گناهی داشتند، و مگر دستگاه حزب توده و چاپخانه و ساير دارائیهای منسوب باين دسته جز بر اساس ارتکاب همين جرم مصادره شد؟

 نويسنده فلان روزنامه که الفبای مکتب آزادی را نخوانده است، طرد حزب منفور بهائی را در پرده خلاف آزادی میداند اگر معنای آزادی اين است که حزب بهائی بايد آزاد باشد، پس حزب توده که مدعی داشتن مرام بينالمللی است و میلیون‌ها جمعيت فريب خورده، يا فشار ديده بشری علی‌الظاهر از آن مرام طرفداری میکنند بطريق اولی بايد آزاد باشد، ولی بالعکس میبينيم نه دولت ايران بلکه امريکای دموکرات و انگلستان (مادر دموکراسی جهان) نيز عناصر کمونيستی را بجرم قيام عليه حکومت ملی و معارضه با مقدسات دينی، و از آن گذشته بجرم ارتکاب خيانت بمصالح ملی و وطنی، و بعنوان وابستگی بدستگاه جاسوسی بين [ناخوانا] عمومی تا حدی در دفع مفسده بهائيت اقدام کرده‌اند بايد يادآور شويم که اين مقدار عمل و اقدام مقاصد عاليه اسلامی و ملی ايران را تأمین نمیکند بلکه دولت موظف است تا مرحله نهائی همانطور که حزب غيرقانونی توده را نابود کرد درباره اين حزب منفور و خطرناک کوشش و اهتمام کند والا يک بام و دو هوا معنی ندارد و اينکه آقای وزير کشور در مورد مصادره املاک و دارائیهای متعلق بسازمان تخريبی و جاسوسی بهائيت در جلسه خصوصی مجلس صورت ترديد و ابهامی باظهاراتشان دادهاند و گفتهاند برای اين موضوع راه حل قانونی بايد جستجو کرد و ضمناً نظر محافل جهانی را در حمايت از اصل مالکيت دخيل دانستهاند، میگوئيم:

 اولاً – خودتان تصديق داريد و مجلس تائيد کرد که حزب بهائی در عداد احزاب اخلالگر است، در اينصورت هر معاملهای که از لحاظ مصادره اموال مربوط بحزب توده از قبيل چاپخانه و غيره انجام شده است، مورد اعتراض هيچيک از مقامات قانونی يا محافل جهانی قرار نگرفته است، پس در اين مورد هم همان حکم ساری و جاری است.

 ثانیاً – مگر دولت عراق که سال گذشته با توجه بجنبههای تخريبی و جاسوسی جهودهای عراق که با صهیونیست‌های غارتگر و متعدی اسرائيل همکاری ميکردند، چه معاملهای کرد؟ غير از اين بود که اموال آن عده از همکاران صهیونی را مصادره کرد؟ و با اينحال با توجه بقدرت مالی و نفوذ سياسی جهودها در امريکا و انگلستان چه مقامی اعتراض کرد و حکومت عراق از اين لحاظ بچه مانعی برخورد، و چه زيانی ديد؟

 ثالثاً – حکومت ترکيه که در سازمان سياسی جديدش دين را از سياست تفکيک کرده است معذلک مگر در ظرف سالهای اخير بهائیها را که جاسوس بينالمللی و عنصر مخرب تشخيص داده بود با اينکه گذرنامه خارجی داشتند دوباره از محيط اجتماع طرد نکرد؟

 و آيا کسی بر عمل دولت ترکيه اعتراض نمود؟ حالا هم راه افريکا بروی گوسفندان بهاء بايد باز کرد و آنها را بآن جنگلها بايد راهنمائی کرد، در هر حال با توجه بتمام معانی و سوابق مورد بحث از دولت انتظار بيشتری داريم و در اين زمينه باز هم از ابراز نظر خودداری نخواهيم کرد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]